آژانس خبری بختياری - پربيننده ترين عناوين زنان :: rss_full_edition http://ibnanews.ir/vsnd.sl02tmcyza26y.html Wed, 25 Nov 2015 23:29:19 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Wed, 25 Nov 2015 23:29:19 GMT زنان 60 آهنگ "بی بی مریم بختیاری" با صدای منوچهر زنگنه + دانلود http://ibnanews.ir/vdcf.jdciw6d0xgiaw.html سردار بی بی مریم بختیاری از رهبران ملی ایران در جنبش مشروطه و مبارزات ضد استعماری جنگ جهانی اول، الهام بخش هنرمندان کشورمان در خلق آثار هنری و ادبی بوده است. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، یکی از هنرمندانی که با الهام از زندگی و مبارزات این قهرمان زن به ساخت آهنگ پرداخته، "منوچهر زنگنه" خواننده بختیاری در استان خوزستان است که در سال 1390 کلیپی با عنوان "بی بی مریم" را به علاقمندان فرهنگ و تاریخ ایرانزمین تقدیم کرده است. علاقمندان می توانند برای دانلود کلیپ "بی بی مریم بختیاری" با صدای منوچهر زنگنه اینجا کلیک کنند یا بر روی علامت + در فایل زیر کلیک کنند و بشنوند.ibnanews.ir/images/docs/files/000008/nf00008240-1.mp3مطلب مرتبط: - فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Fri, 11 Apr 2014 17:00:59 GMT http://ibnanews.ir/vdcf.jdciw6d0xgiaw.html آهنگ "بی بی مریم بختیاری" با صدای کورش اسدپور + دانلود http://ibnanews.ir/vdci.yavct1arubc2t.html سردار بی بی مریم بختیاری از رهبران ملی ایران در جنبش مشروطه و مبارزات ضد استعماری جنگ جهانی اول، الهام بخش هنرمندان کشورمان در خلق آثار هنری و ادبی بوده است. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، یکی از هنرمندانی که با الهام از زندگی و مبارزات این قهرمان زن به ساخت آهنگ پرداخته، "کورش اسدپور" خواننده محبوب بختیاری است که در سال ۱۳8۰ کلیپی با عنوان "بی بی مریم" را به علاقمندان فرهنگ و تاریخ ایرانزمین تقدیم کرده است. علاقمندان می توانند برای دانلود کلیپ "بی بی مریم بختیاری" با صدای کوروش اسد پور اینجا کلیک کنند یا بر روی علامت + در فایل زیر کلیک کنند و بشنوند.ibnanews.ir/images/docs/files/000008/nf00008270-1.mp3 ]]> زنان Fri, 11 Apr 2014 03:13:36 GMT http://ibnanews.ir/vdci.yavct1arubc2t.html بررسی شجره نامه و نسب نامه بی بی مریم بختیاری http://ibnanews.ir/vdcf.vdciw6d0cgiaw.html ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / دکتر فریبرز فروتن *پیدایش شجره نامه : افتخار به نیاکان و پیشینیان و سعی در حفظ هر آنچه که ما را به نوعی مرتبط با گذشته خانوادگی مان می کند، یک حس طبیعی مؤثر در شناسایی و حفظ فرهنگ و هویت قومی است. در واقع هویت امروزی ما بر اساس کمک و معاونت اجدادمان و بر اساس داشته های به ارث رسیده از آنها طی قرون متمادی، شکل گرفته است و بر همین اساس هر خانواده تاریخ مربوط به خودش را دارد. علم انساب و شجره نامه یکی از شاخه های تاریخ نگاری محلی می باشد که از گذشته دور در کشور ما وجود داشته و علما و دانشمندان زیادی از طریق روش های خاص خود سعی نموده اند که تاریخچه و شرح حال خاندانهای مختلف را شناسایی و به رشته تحریر درآورند. این رشته بعدها تطورات زیادی یافت و به شاخه های متعددی مانند علم انساب که در بردارنده نسب قبایل و سلسله های محلی است، علم حدیث که در برگیرنده زندگینامه محدثان است، مزارات که در خصوص مدفن بزرگان است، تذکره ها و... تقسیم گشت که از موضوع بحث ما خارج است. امروزه برخلاف گذشته فقط شجره نامه خاندان های مشهور و ثروتمند مورد علاقه بود، برخی از مورخین علاقه مند به محلی نگاری در پی روشهایی هستند که از طریق آن بتوان اطلاعات مربوط به خانواده های مختلف را جمع آوری کرده و در یک آرشیو اختصاصی نگهداری نمود. شکی نیست که چنین آرشیوهایی برای بررسی ریشه های فرهنگی یک جامعه و کالبد شکافی برخی از عادات اجتماعی اقوام به چه میزان دارای اهمیت بوده و مورخین را به نتایج جالب توجهی می رساند. نمونه چنین کاری از سالها قبل در برخی از کشورهای اروپایی شروع گشته است. آنها مراکزی را تحت عنوان F.R.C (Family records center) تشکیل داده و همه خانواده ها را تشویق به نگهداری اسناد خانوادگی خودشان در این مراکز می کنند. ضرورت شجرنامه : در کشور ما نیز از دیرباز علم انساب در بین برخی از علما وجود داشته و بر اساس آنها شجره نامه امامزادگان و حتی سادات معاصر را تعیین می نمایند. اما قبل از پرداختن به روشها ناگزیر از بیان دو ضرورت اساسی در این راه هستم؛ یکی صبر و استقامتی است که پویندگان این راه و محققان می بایست واجد آن باشند و ضرورت دوم که به نظر نگارنده بسیار مهم و اساسی است همانا تولید احساسی مشابه احساس تحقیق شوندگان است. به مفهوم دیگر ممکن است که در طول تحقیق و جستجو به مواردی از رفتار و عادات گذشتگان مان برخورد کنیم که ما را شوکه کرده و به تعجب وادارد. به همین لحاظ می بایست این توانایی و حس را در وجودمان ایجاد کنیم که تا حد ممکن خود را هم عصر نیاکان مان فرض کرده و سعی کنیم مقتضیات زمان و مکانی که اجدادمان را به چنین عملکرد های شگرفی واداشته است، درک کنیم. مراحل و چگونگی شجره نویسی : ۱- اولین قدم برای جمع آوری اطلاعات انجام مصاحبه است که به عنوان تاریخ شفاهی (Oral History) یاد می کنند. به این منظور می بایست با همه اعضای خانواده در مورد گذشتگان و نیاکانمان مصاحبه کرده و طی گفتگو، که حتماً آنرا ضبط و ثبت می کنیم، سعی نماییم که همه اطلاعات مهم را از طریق گفتگو با آنها به دست آوریم. از هیچ نکته ای نباید چشم پوشی کرده و همواره این مسئله را در نظر داشته باشید که طی این مرحله به تفسیر و یا گزینش مطالب نپردازید و سعی کنید تا حد ممکن کلیه اظهار نظر ها را جمع آوری کرده تا بعداً در مراحل بعد به کمک اسناد و مدارک راهنما و روش های علمی آنها را پالایش کنیم. ۲- سپس سعی نمایید کلیه القاب و عناوین و هر آنچه را که به نوعی تداعی کننده شاخه های خاندان شما هستند، جمع آوری کنید. توجه نمایید که این القاب و عناوین مبین دلایل محبوبیت، موفقیت، کامیابی و یا ناکامی خانواده شما هستند. اگر در این راه به القاب یا اسامی غیر معمول برخورد کردید آنها را کم اهمیت در نظر نگرفته و در صدد حذف آنها نباشید. به یاد داشته باشید که اکثر پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما تا همین اواخر بی سواد بودند و شاید حیرت ما از برخورد با این عناوین غیر معمول ناشی از این دلیل باشد. ۳- در مرحله بعد کلیه افسانه های قدیمی و داستان ها و اشعار محلی را که مربوط به خانواده شما می شود جمع آوری کنید. شاید بپرسید که ارزش این مجموعه در یک کار علمی تا چه حد است؟ باید گفت که اکثر داستانها و افسانه ها و حتی اشعار و دوبیتی های محلی بر اساس حوادث که زمانی اتفاق افتاده است شکل گرفته اند و تنها گذر زمان و قوه تخیل اجدادمان بوده که آنها را تزیین کرده و پیرایه بسته است. البته ذکر این نکته کوتاه ضروری است که در ادامه راه می بایست این داستانها به کمک دیگر اسناد پالایش گردد. ۴- آلبوم های خانوادگی یکی دیگر از مهمترین منابعی است که کمک فراوانی در روشن شدن تاریخ خانواده و شناسایی اجدادمان می کند. هر چند صنعت عکاسی از دوران ناصرالدین شاه وارد ایران شد ولی برخی از خانواده های مشهور از نقاشان زمان خود برای ترسیم تصاویرشان کمک می گرفتند و به همین لحاظ شاید بتوان مجموعه ای از عکس های خانوادگی تشکیل داد. ۵- اگر در خانواده کتب قدیمی بخصوص کتب دینی مقدس مانند قرآن دارید، آنها را نگهداری و بررسی کنید. از قدیم در خانواده های ایرانی مرسوم بوده که اطلاعات مربوط به خانواده را پشت جلد قرآن یادداشت می کردند. برخی از مهمترین اطلاعاتی که از این طریق می توانید به دست آورید شامل تاریخ ولادت و مرگ اشخاص، قسم نامه و امان نامه ها، عهد نامه های خصوصی، وقف نامه ها، نذورات و... می باشد. مشاهده می فرمایید که چه اطلاعاتی ارزشمندی را از این طریق می توانید به دست آورید. ۶- هر چندکه ممکن است به مذاق تان خوش نیاید ولی حتما قسمتی از برنامه شما این باشد که سری به گورستان بزنید تا هم فاتحه ای نثار روح گذشتگان تان کرده و هم اطلاعاتی از آنجا جمع آوری کنید؛ بخصوص اگر خانواده شما در نقطه خاصی مانند امام زاده یا زیارتگاه دیگری دارای مقبره خصوصی باشند. گاهی اطلاعات درج شده بر روی سنگ قبرها می توانند بسیار کارگشا باشند و از آنها می توان به مانند سندی قابل استناد برای تاریخ تولد و مرگ، نام پدر و مادر و اجداد، علت مرگ و... استفاده نمود. ۷- به عنوان آخرین و مهمترین توصیه هر آنچه را که فکر می کنید به نوعی با تاریخ اجداد شما در ارتباط باشد، حفظ کنید. این اسناد ممکن است شامل مواردی چون تکه های روزنامه، آگهی های تبریک و تسلیت، مدارک تحصیلی و اجازه نامه اجتهاد، استفتاء شرعی از مراجع تقلید، قباله های ازدواج و اسناد خرید و فروش، بنچاق ها، بیع شرط ها، احکام، وصیت نامه ها، فرمان نامه ها، خاطرات و وقایع نگاشت ها ، برات ها و حواله، جاتف، القاب نامه و علائم و درجه های نظامی، اسناد انجمن ها، صورت جلسه نشست ها، عکس های قدیمی، دوبیتی ها و اشعار محلی دست نویس، اشیا و ابزارهای نمادی و خاص مانند شمشیر، خنجر و تفنگ، که بر روی آنها تاریخ یا نوشته ای حک شده است و... باشد. نوشتن نام زنان در شجره نامه ها و نسب نامه ها بی بی مریم بختیاری معروف به «سردار مریم بختیاری» یکی از زنان نامدار، برجسته، با تدبیر، مبارز، استعمار ستیز، استبدادستیز، آزادی خواه و ایران دوست بختیاری بوده که در طول دوره عمر خویش حوادثی بر او گذشته و حماسه هایی را نیز آفریده است. بی بی مریم همیشه در نگاهش تمامیت خواهی ایران، عدالت طلبی، رفع تبعیض و رعایت حقوق همگانی ارجمند بوده و خصوصاً توجه به حقوق زنان در ایران و بختیاری از جمله آرمان، آمال و اهداف ایشان بوده که در مجموعه خاطرات و یادداشت های به جای مانده از ایشان به خوبی، به روشنی و درستی این نیات نمایان است. در زیر دو شجره نامه یا نسب نامه مربوط به نسب پدری و نسب مادری این سردار بختیاری تنظیم شده است. در کنار همه فواید و استفاده های زیاد شجره نامه ها و نسب نامه ها در ایران از قدیم تا عصر حاضر، یک کمبود و عیب بزرگ در کار شجره نویسان و نسبت نویسان به صورت برجسته به چشم می خورد و آن خلا محسوس نام زنان و دختران در نمودار های ترسیمی شجره نامه هاست. که این امر شاید از روی کم توجهی، بی اطلاعی و بعضاً کتمان حق مطلب است. محسوب نکردن و ننوشتن نام زنان و دختران در نسب نامه ها خود یک اشتباه بزرگ تاریخی در تاریخ محلی نگاری و نسب شناسی است که بایستی به این مهم بیشتر پرداخته شود. از این رو قید نام زنان و دختران در شجره نامه ها علاوه بر رعایت عدالت انسانی و محترم شمردن حقوق فردی آنان، موجب کمک به شناسایی بیشتر و بهتر پیوند ها و پیوستگی های اجتماعی افراد می شود. (تصویر الف: شجره نامه پدری بی بی مریم بختیاری / تدوین شجره نامه: فریبرز فروتن)شرح اسامی مندرج در شجره نامه پدری:۱- رییس ایل پاپی لرستان ۲- از نوادگان اتابکان لرستان بوده و همسر آن از طایفه زراسوند بختیاری ۳- شاه عباس صفوی به ایشان لقب توشمال و ریاست بر طایفه زراسوند بختیاری را دادند و همسر آن از طایفه زراسوند بختیاری ۴- جد تیره احمد خسروی های زراسوند بختیاری *- همسر آ خونکار فرزند آ شاه قلی فرزند غالب آقا ۵- جد خوانین دورکی بختیاری ۶- سردار نادر شاه و فاتح قندهار و رییس ایل هفت لنگ بختیاری ۷-دارای حکم خانی از کریم خان زند بر ایل هفت لنگ بختیاری ۸- ایلخانی دورکی بختیاری ۹- ایلخانی دورکی بختیاری ۱۰- همسر میرزا عوض خان پسر جهانگیر خان بابادی عالی انور ۱۱- ایلخانی بختیاری و مادرش بی بی شاه پسند دختر علی صالح خان بهداروند ۱۲- حاج ایلخانی بختیاری و بی بی شاه پسند دختر علی صالح خان بهداروند ۱۳- مادرش بی بی شاه پسند دختر علی صالح خان بهداروند و برادر تنی حسین قلی خان و حاج امامقلی خان ۱۴- ایلبیگی بختیاری و مادرش بی بی مهر بانو دختر ملا آقا علی عالی محمودی دنیارونی است ۱۵- سردار اسعد اول و مادرش بی بی خانم از طایفه خدر سرخ زراسوند بختیاری ۱۶- صمصام السلطنه و مادرش بی بی مهر افروز دختر شفیع خان بختیاری ۱۷- مادرش دختر شاهرخ خان جانکی بختیاری ۱۸- سردار اسعد دوم و مادرش بی بی مهری جان دختر نجف خان بختیاری ۱۹- سردار ظفر بختیاری و مادرش بی بی مهری جان دختر نجف خان بختیاری ۲۰- امیر مجاهد بختیاری و مادرش دختر یکی از خوانین طیبی بویر احمدی ۲۱- همسر ابراهیم خان ضرغام السلطنه بختیاری و بی بی مریم اسم او را بی بی ماه خانم گفته ولی در بعضی اسناد دیگر از او به نام بی بی آغا جان خانم یاد شده ( بنگرید به کناب سردار گمنام نوشته مصطفی علیزاده گل سفیدی ص ۵ ) ۲۲- اول همسر حاج عباسقلی خان پسر حاج امامقلی خان ایلخانی بود که پس از فوت او با غلامحسین خان سردار محتشم بختیاری ازدواج کرد ۲۳- همسر حیدر خان احمد خسروی زراسوند ۲۴- همسر یکی از خوانین محمد صالح چهارلنگ بانوی متدین و باسواد و بی اولاد بود ۲۵- از نام همسر آن اطلاعی ندارم ۲۶- همسر اول او میرزا آقا خان چهار لنگ کیان ارثی بوده که پس از فوت او به خدا کرم خان کیان ارثی چهارلنگ یعنی برادر شوهر خود ازدواج کرد . ۲۷- همسر آ سلطان پسر میرزا عوض خان پسر جهانگیر خان بابادی عالی انور بود . ذکر مطلبی را مناسب یاد آوری می دانم و اینکه جهانگیر خان بابادی با جعفر قلی خان دورکی با جناق بودند . هر دو دامادهای علی صالح خان بهدار وند بودند. همسر جهانگیر خان ملا خاتون جان نام داشته که زنی مذهبی، اهل دین و دیانت، با اخلاق، دارای سواد محلی و ملایی که در خانه ی پدری خود در تهران و بعضی از روحانیون و ملاهای بنام عصر خود (در دوره فتحعلی شاه قاجار) در تهران آموخته و خیلی تمایلی به مطرح کردن خود نداشت. بیشتر اوقات زندگی خود را به عبادت و خواندن دعا می گذراند . ملا خاتون جان خاله ایلخانی و حاج ایلخانی و مصطفی قلی خان هم بوده و آنان خیلی احترام این خاله را داشتند خصوصاً حسین قلی خان ایلخانی مرتب جویای احوال این خاله مؤمنه بود. ملا خاتون جان مادر آ محمد ولی خان پسر جهانگیر خان بابادی بوده و مُلا بی بی سالهای آخر عمر خود را در قم گذراند و مرتب به آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) به زیارت می رفته و در نهایت در جوار این آستانه مقدسه به خاک سپرده می شود. تا کنون هیچ نویسنده ای به ذکر نام بختیاری یا خارجی این دختر علی صالح خان بهدار وند اشاره نداشته و این شاید عدم تمایل این بی بی و ملا نجیب زاده به سبب غرق در مسائل معنوی و دینی اسلامی، عبادی خود بوده است. از جمله دیگر خواهران ملا خاتون جان ( ملا خاطی جون ) می توان به بی بی شاه پسند ( بی بی شاهی جون ) همسر جعفر قلی خان دورکی و بی بی ماه پسند ( بی بی ماهی جون ) همسر آ محمد قلی پِل اسیوند اشاره نمود. ۲۸- همسر آ اصلان احمد خسروی زراسوند و مادر شاعر نامدار بختیاری آ داراب افسر بختیاری ۲۹- از اسم او و نام همسرش اطلاعی ندارم ۳۰- همسر ایشان یکی از افراد تیره احمد خسروی زراسوند بختیاری ۳۱- همسر نصیر خان صارم الملک ( سردار جنگ بختیاری ) ۳۲- همسر اولش علی قلی خان چهار لنگ محمد صالح بود و از او سه پسر به نامهای سهراب (که در کودکی فوت کرد) ، محد علی خان و شهید علی مردان خان ( شیر علی مردان ) داشته است. و از همسر دومش فتح الله خان فرزند مصطفی قلی خان (پسر عموی خود بی بی مریم)، پسری بنام مصطفی قلی خان داشت. مادر بی بی مریم، بی بی فاطمه نام داشت که دختر علیرضا خان چهار لنگ کیان ارثی بوده است. بی بی فاطمه از عمو زادگان محمد تقی خان چهار لنگ کیان ارثی و به علی مردان خان بزرگ چهار لنگ محمد صالح و زمان خان چهار لنگ کیان ارثی نسب می برد. ( نگاه کنید به شجره نامه تنظیمی بی بی مریم ) (تصویر ب: شجره نامه مادری بی بی مریم بختیاری / تدوین شجره نامه: فریبرز فروتن)شرح اسامی مندرج در شجره نامه مادری:۳۳- علی مردان خان چهارلنگ محمد صالح نایب السلطنه شاه اسماعیل سوم صفوی بوده که دخترش را به عقد زمان خان کیان ارثی چهار لنگ در آورد. پدر علی مردان خان حیدر آقا نام داشته و عموی او حاجی بابا خان بود. علی مردان خان پسری به نام حیدر فقا داشته که در حیات خودش در گذشت. تنها اولاد باقی مانده علی مردان خان یک دختر بوده که به عقد زمان خان کیان ارثی درآمد. در شجره نامه ی بالا به خوبی نمایان است که بی بی مریم به علی مردان خان بزرگ محمد صالح چهار لنگ و زمان خان کیان ارثی چهارلنگ نسب می رساند. سردار ظفر بختیاری معتقد است که خواهر علی مردان خان به عقد زمان خان کیان ارثی درآمده است اما مهراب امیری در کتاب حکومتگران بختیاری عقیده دارد که دختر علی مردان خان چهارلنگ محمد صالح به عقد زمان خان کیان ارثی رسیده است. در هر صورت چه خواهر یا چه دختر نسب به آنجا می رساند.۳۴- بعد از محمد تقی خان چهارلنگ کیان ارثی، علیرضا خان به عنوان جانشین او به ریاست طوایف کیان ارثی برگزیده می شود. خواهر علیرضا خان زن محمد تقی خان چهارلنگ کیان ارثی است و همسر علیرضا خان بی بی آقا بیگم نام داشته که خواهر حسین قلی خان ایلخانی بختیاری است.۳۵- همسر حسین قلی خان ایلخانی بختیاری بوده و از عمو زادگان محمد تقی خان چهارلنگ است. ضمناً محمد تقی خان چهارلنگ شوهر عمه ی بی بی فاطمه است. * عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد هواز، پژوهشگر فرهنگ بختیاری مطلب مرتبط: - فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Sun, 20 Apr 2014 19:31:47 GMT http://ibnanews.ir/vdcf.vdciw6d0cgiaw.html ساتیاگرای زنان ایران http://ibnanews.ir/vdcb.9bwurhba9iupr.html آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / سرویس زنان دکتر پروانه سلحشوری، جامعه‌شناس *ساتیاگرا مفهومی است که برای اولین‌بار توسط ماهاتما گاندی به‌کار برده شد و استراتژی جنبش رهایی‌بخش مردم هند بود. گاندی در این‌باره می‌‌گوید: «حقیقت (ساتیا) به عشق اشاره دارد و پافشاری (اگراها) مولد است و به همین دلیل من جنبش مردم هند را ساتیاگراها خواندم؛ یعنی نیرویی که از حقیقت و عشق و خشونت‌گریزی به دنیا می‌آید». گاندی برای توصیف این حرکت مادر را نمونه می‌آورد که سراسر وجودش عشق است و این عشق بدون هیچ پیش‌شرطی است و تنها عشق است که از نظر او سائق اعمال مادر است. «ساتیاگرا» پس از گاندی در واژگان و در استراتژی‌های حرکت‌های مردمی در تمامی دنیا جای خود را یافت. امروزه دیگر شور‌وشوق‌های پرخشونت جای خود را به حرکت‌های آرام و پیوسته‌ای داده است که برای رسیدن به مقصد آرامش فعالانه را جایگزین خشونت‌های مقطعی کرده است. اکنون در ایران نیز زنان، بدون هیچ خشونتی، با تکیه بر همان غریزه ازخودگذشتگی مادرانه، در عرصه اجتماعی کشور گام‌به‌گام پیش می‌روند. علاقه زنان و دختران ما به یادگیری و کسب آموزش‌های لازم به‌گونه‌ای پیش رفت که اکنون دانشجویان دختر ما بر دانشجویان پسر پیشی گرفته‌اند و این علاقه حتی در میان زنان میان‌سال برای کسب علم به‌طور روزافزونی دیده‌می‌شود. این علاقه به‌گونه‌ای است که حتی با وجود قائل‌شدن امتیازات بیشتر برای مردان، زنان به تلاش خود برای رسیدن به جایگاهی که استحقاق آن را دارند افزوده‌اند. روزی خانم وکیلی می‌گفت برای کسب موقعیت برابر با مردان، زنان باید تلاش بیشتری کنند تا بتوانند خود را در جامعه و در حرفه خود تثبیت کنند. به نظر می‌رسد آن روز که بستر اجتماعی ما آمادگی پذیرش افراد جامعه را نه به‌خاطر جنسیت، بلکه به‌خاطر شایستگی بپذیرد، چندان دور نیست. حرکت ساتیاگرای زنان در ایران آهسته است. به‌طور مداوم با موانع گوناگون روبه‌روست؛ این موانع گاه آن‌چنان ممکن است سخت شود که در حرکت زنان رکود ایجاد کند، اما این حرکت نیرومند راه خود را یافته است و به پیش می‌رود. تا چند سال پیش رانندگی زنان مسخره می‌شد، اما اکنون این برخورد نیز بسیار تعدیل شده است و زنان بسیاری در ایران، حتی در نقاط دوردست، بدون ترس از تحقیرشدن رانندگی می‌کنند. سال‌های پیش از این بسیار کسانی بوده‌اند که پزشک مرد را بر پزشک زن ترجیح می‌دادند، اما اکنون مدت‌هاست که این کلیشه جنسیتی جای خود را به شایسته‌سالاری داده است. مدت‌هاست که زنان راننده، حرفه‌ای آبرومند برای امرار معاش خود و خانواده‌شان یافته‌اند و این حرفه با استقبال خانواده‌ها نیز همراه بوده است. اکنون در ایران زنان هنرمند، نویسنده، شاعر، کارگردان، نقاش و... کم نیستند و خلاقیت‌های هنری آنان تحسین همگان را در پی داشته است. زنان کارآفرین و مهندس پابه‌پای مردان پیش می‌روند و این تلاش برای رسیدن به موقعیت‌های شایسته آنان همچنان ادامه دارد. زنان روزنامه‌نگار و خبرنگار، معلم، استاد، پرستار، خیاط، وکیل، کارمند و... در کشورمان فعال هستند و به خوبی ایفای نقش می‌کنند. حضور اجتماعی زنان با وجود برخوردهای جنسیتی روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود. اکنون زنان نه‌تنها به‌دنبال بهبود وضعیت خود و زنان کشور هستند، بلکه به‌دنبال این هستند که در جامعه مدنی نقش مهم‌تری را ایفا کنند. فعالیت در جنبش‌های زیست‌محیطی، شرکت فعال در امور خیریه مانند حمایت از مادران و کودکان، بخش دیگری از فعالیت‌های زنان است. ساتیاگرای زنان ایرانی ادامه دارد. آنها نه با اعمال خشونت، نه با اعمال تبعیض مثبت، نه با برخورداری از امکانات ویژه، در جهت بهبود وضعیت خود و دیگر اعضای جامعه به پیش می‌‌روند. دور از انتظار نیست روزی که زنان را در عرصه‌های مدیریتی و سیاسی کشور آن‌گونه که شایسته آن هستند، ببینیم. ساتیاگرای زنان ایران تا زمانی که جامعه ایران، جامعه‌ای بر مبنای رویکردهای انسان‌گرایانه و حفظ کرامت انسان‌ها شکل بگیرد پیش خواهد رفت. آن زمان نگاه مادرانه سرشار از عشق و گذشت در جامعه شکل خواهد گرفت و جامعه‌ای که اکنون نامهربان و خشن شده است، با رنگی از جنس مهربانی و لطافت همراه با درایت آمیخته خواهد شد.منبع: روزنامه شرق 14 آبان 94 ]]> زنان Wed, 25 Nov 2015 05:54:44 GMT http://ibnanews.ir/vdcb.9bwurhba9iupr.html ظلم پنهان سریال سرزمین کهن، تحریف چهره سردار مریم بختیاری است http://ibnanews.ir/vdcd.o0j2yt0xja26y.html ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / سید محمد مومنی ثانی* سریال سرزمین کهن ساخته کمال تبریزی که در بهمن ۱۳۹۲ از شبکه سوم سیما پخش شد، دو ظلم را به بختیاریها روا داشته بود؛ یکی آشکار و دیگری پنهان. متاسفانه به ظلم پنهان این سریال که به مراتب سنگین تر و بدتر است، کمتر توجه شده و در اینجا قصد داریم به آن بپردازیم. ظلم آشکار سریال در حق بختیاریها، آنجاست که اردکانی، معلم توده ای دیالگوگهای تند و خشنی را علیه بختیاریها بر زبان می آورد که نشانه کینه قومیتی کمال تبریزی از سردار اسعد بختیاری است. ظلم پنهان سریال، تحریف چهره سردار بی بی مریم بختیاری است. زنی که آقای اردکانی (امیر آقایی) خطاب به وی، او را «ملکه زهوار درفته» و «اسکلت انگلیسی» می نامد، «اقدس الملوک» نام دارد. اقدس این فیلم، هم از حیث لباس و هم گریم، شبیه سردار مریم بختیاری مادر علی مردان خان بختیاری و خواهر علیقلی خان سردار اسعد بختیاری است؛ زنی که با حمایت مالی و جانی از دهخدا، دست کم بر گردن ادبیات ایران حقی بزرگ دارد. خانه او مامن همه اندیشمندانی بود که از جور قاجار مجبور به فرار از کاشانه خویش می شدند. مصدق نیز، از حمایت او برخوردار شده بود. بی بی مریم، که هنوز صدای مظلومیتش را در ترانه های محلی بختیاری می شنویم، پس از «قدم خیر لرستانی»، دومین شیرزن لر و سمبل شجاعت و غیرت و پاکدامنی است. اینکه در سریال مذکور، اردکانی می گوید ملکه زهوار دررفته و به «بار عام» وی اشاره می کند، به تلاش سردار مریم برای خلع قدرت قاجار اشاره دارد. این دو عکس را مقایسه کنید:سمت راست: گریم و لباس «اقدس» در فیلم کمال تبریزی سمت چپ: عکس واقعی سردار بی بی مریم بختیاری بدتر از همه اینکه اردکانی خطاب به اقدس که شباهت زیادی به سردار مریم بختیاری دارد، او را «اسکلت انگلیسی» می نامد و به این ترتیب وی را نوکر انگلیسی ها معرفی می کند. این در حالی است که همه می دانند، سردار مریم بختیاری در جریان جنگ جهانی اول از مشاهیر مبارزه با استعمار روس و انگلستان در مرکز و جنوب ایران هستند. اکنون که پخش این سریال با اعتراض مردم متوقف شده، یکی از معاون سازمان صداوسیما گفته است که این سریال با دوبله و صداگذاری مجدد به زودی پخش خواهد شد. حال جای این پرسش باقی است که: شاید بتوانید با دوبله و صداگذاری مجدد، دیالوگهای توهین آمیز را حذف کنید ولی با گریم و لباس اقدس الملوک که دقیقاً و به طرز موذیانه ای شبیه سردار مردم بختیاری ساخته شده، چه کار خواهید کرد؟ آیا ان را نیز می توان اصلاح کرد؟ * شاعر و نویسنده لر، استان گهگیلویه و بویراحمد ** این یادداشت گزیده ای از متن کامل یادداشت نویسنده است که پیشتر در وبگاه شخصی وی منتشر شده استمطلب مرتبط: - فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Sat, 12 Apr 2014 20:08:27 GMT http://ibnanews.ir/vdcd.o0j2yt0xja26y.html نگاهی به زندگی و آثار "کوکب حاتمی"؛ زن مبارز و شاعر بختیاری http://ibnanews.ir/vdcf.mdciw6dmxgiaw.html ایبنانیوز / سرویس زنان / گزارش / نرگس پوراحمد اشاره: کوکب حاتمی متولد مسجدسلیمان و ساکن شهرستان گچساران از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد است. تاکنون هفت کتاب از مجموعه اشعار او به زیور چاپ آراسته شده است: مرغک شیدا، خلوت دل، وقتی به تو می اندیشم، کوکب سوخته (که در سال ۸۲ یکی از ۳۰ اثر برتر کشور شناخته شد)، کوکب رخشان (که در بین آثار زنان جنوب کشور رتبه اول را کسب نمود)، خاطرات نور (که درخصوص شهدای گچساران، دهدشت و یاسوج به صورت نثر سروده شده است). او همچنین دل سروده های فراوانی در مناسبت های مذهبی دارد؛ از امام زمان (عج) تا امام حسین(ع) و امام رضا (ع). وی که از چهره های نام آشنای مدیریت شهری در شهر نفتخیز گچساران است و چندین بار به ریاست شورای شهر گچساران برگزیده شده، عمری را در مبارزه با رژیم ستمشاهی و نیز فعالیت مدنی و تجارب مدیریتی برای بهبود شرایط زندگی مردم مناطق نفتخیز اما محروم لرزبان گذرانده است. در ادامه، بخشی از زندگی پر فراز و نشیب این زن مبارز و شاعر لر بختیاری را مرور می کنیم: (تصویر: کوکب حاتمی، زندانی سیاسی قبل از انقلاب و رئیس سابق شورای شهر گچساران)یازده خواهر و برادر به همراه پدر و مادر و مادربزرگم در یکی از منازل کوچک شرکت نفت زندگی ساده ای را می گذراندیم. خانه هایی که کارگران ساده و زحمت کش شرکت در آنها زندگی می کردند و فاصله کمی با لین ها و بنگله های زیبا با باغ های پر از گل های رنگین کارمندان رده بالا و متخصصین و مشاوران آمریکایی داشت؛ اجحاف کاملاً مشهود بود و مردم آن زمان به حالت طعنه منطقه ما را "چای شیرین ها" و آنها را "کره مربائی ها" می خواندند. مادرم اگرچه بی سواد بود ولی بینش اجتماعی بالایی داشت؛ با کوچک ترین فرصتی این اجحافات را سربسته با مثال و اشاره به ما گوشزد می کرد و به ما می گفت وقتی بزرگ شدید و درس خواندید خودتان همه چیز را می فهمید. او همیشه احساس مسئولیت نسبت به خود و دیگران را با سخن ها و کنایه ها به ما منتقل می کرد. مادرم به وضع همسایه ها خیلی حساس بود. در نزدیکی ما پیرزنی زندگی می کرد تنها و مریض و این برای من یک قانون شده بود که هر روز قبل از اینکه خودمان غذا بخوریم من باید یک بشقاب برای او غذا می بردم. اگر همسایه ای مریض می شد و مرد بود، پدرم را وادار می کرد که به او سر بزند و تاکید می کرد که برادرم را که یک سال از من کوچک تر بود با خودش ببرد و اگر هم زنی از همسایه ها مریض بود و نیاز به کمک داشت مرا اگرچه به زور با خودش می برد و در بین راه به من می گفت ما مسلمانیم و این دستور پیغمبرمان است که از مریض عیادت کنیم. خانواده ما به طور سنتی مذهبی بودند؛ پایبندی به مذهب در سطح حلال و حرام، نماز و روزه و توجه به اهمیت حجاب را از گفتار پدرشان دریافته بودند. قبل از اینکه شرکت نفت به ما خانه بدهد ما در یک منزل شخصی زندگی می کردیم. در محله ما یک روحانی بود بنام سید فخرالدین که دفتر ثبت ازدواج هم داشت و عقد ازدواج بیشتر دختران و پسران مسجدسلیمان را او منعقد می کرد. ایشان در نظر مردم بسیار محترم بود. یک روز به خانه ما آمد و گفت زمینی که در نزدیکی خانه ما بود، قرار است که مسجد شود و چند بسته قبض جهت گرفتن کمک از مردم به پدرم داد. در آن جلسه بود که من با مسأله اسرائیل و دولت صهیونیستی یهودی و اشغال سرزمین فلسطینی ها آشنا شدم. او هیچ وقت پپسی نمی خورد و می گفت کارخانه اش از یهودی ها است و سودش را به اسرائیل می فرستند که با فلسطینی ها سر جنگ دارد. او از حضور آمریکایی ها در منطقه ناراحت بود. پدرم قبض ها را گرفت و با پای برهنه به درب خانه ها می رفت و پول جمع می کرد. بالاخره آن مسجد ساخته شد و چون نام پدرم حسین بود و به او حسینی می گفتند، آن مسجد را هم به نام پدرم می خواندند؛ مسجد حسینی. مادرم روی بچه ها به خصوص من و برادرم که تقریباً از همه بزرگتر بودیم، حساس بود. او همیشه روحیه کمک به دیگران را در ما تحریک می نمود و به ما می گفت این دنیا مثل صدایی است که در کوه می پیچد، اگر صدایتان خوب باشد به خودتان بر می گردد، اگر هم زشت باشد به خودتان او می گفت و این دستگاه بر اساس عدالت بنا شده و بی عدالتی با او سازگاری ندارد. او می گفت اگر کسی خیانت کند آخر خداوند تقاصش را می گیرد، اگرچه از هفت نسلشان باشد. و ما این گفته ها و حالات او را فرا می گرفتیم. شاید به این خاطر بود که وقتی وارد دبستان و بعد هم دبیرستان شدم، نسبت به همه چیز احساس مسئولیت می کردم. وقتی سال های آخر دبیرستان را می گذراندم متوجه شدم خیلی از بایدها و نبایدهای موجود در جامعه، چیزی جز اجحاف و زورگویی به پیکره ی رنجور مردم نیست. دختر کنجکاوی بودم اهل مسجدسلیمان که در یک خانواده ی شرکت نفتی با تلفیقی از فرهنگ مذهبی و سنت های عرفی بزرگ شده بودم. در این میان یکی از دبیرانم نقش مهمی در زندگی من ایفا کرد. روشنگری های او بسیاری از سؤالاتم را پاسخ گفت. چنانچه بر سرعقیده ام استوار شدم و احساس می کردم که در قبال سرنوشت جامعه ام مسئول ام و می باید آنها را از رنج برهانم. پس همه ی خطرات را به جان خریدم. به راهنمایی دبیرم، مسؤلیت کتابخانه دبیرستان را برعهده گرفتم و پس از تمام شدن کلاسها ساعاتی را به مطالعه می گذراندم. در اواخر مقطع دبییرستان، با "فاطمه سیدی" آشنا شدم و پس از چند جلسه گفتگو پی بردم با او از نظر فکری دارای اشتراکات زیادی هستم. روزهای بعد او جزوه های دستنویس را می آورد که مطالب زیادی در مورد ظلم و ستم رفته بر مردم داشت. مطالب را با شوق فراوان خواندم و طبق قرار در پاکتی درون سطل زباله قرار می دادم. سطل های زباله ی شرکتی از درون دریچه ای با طناب به پایین رفته و تخلیه می شد و دوباره به آشپزخانه ی واحد مسکونی باز می گشت. قرار بود بعد از پایین رفتن سطل، خودشان پاکت را بردارند و ببرند. تا مدتی کم و بیش از همین طریق مکتوباتی به دستم می رسید تا اینکه پایم به جلسات آنها نیز باز شد. در آن جلسات و طی گفتگوهایی که صورت گرفت با شخصیت امام خمینی (ره) و اهداف عالیه ی ایشان آشنا شدم. اگر تا آن روز ذره ای شک و تردید در دلم راه یافته بود، پس از شنیدن نام امام هرگز تکرار نشد. باید مصمم تر به پیش می رفتم. پس از آن، رأس ساعت ده هر شب نامه ای با امضای موحد به دستم می رسید. درهمین ایام، در آزمونی که برای استخدام پرستار برای بیمارستان شرکت نفت برگزار شد، شرکت کردم و امتحانات را با نمره ی خوب پشت سر گذاشتم و پذیرفته شدم. اما همزمان، رابط با من تماس گرفت و درخواست کرد برای پیشبرد اهداف اسلامی گروه، وارد ارتش شوم. ارتش در آن منطقه قصد راه اندازی تشکیلاتی داشت و برای جذب نیرو اعم از زن و مرد اعلام نیاز کرده بود. دانشکده ی پرستاری را رها کردم و برای ورود به ارتش آماده شدم و ثبت نام کردم. در این مرحله، به خاطر برخی فعالیت های قبلی ام در دبیرستان از قبیل انشایی که ضد رژیم نوشته و خوانده بودم، مانع از ورودم به ارتش شدند. موضوع، توسط یکی از همکلاسی هایم که پدرش ساواکی بود، لو رفته بود و به گوش مسئولان رسیده بود. مدتی گذشت تا اینکه با ورود بازرسان شاهنشاهی به مسجدسلیمان، از طرف گروه نامه ای از زبان من مبنی بر ندامت و پشیمانی از اعمال گذشته و وفاداری ام به شاه و رژیم سلطنتی نوشته شد. با این نامه، دوباره تقاضای ورود به ارتش را کردم که خوشبختانه پس از بیست روز پاسخ مثبت به دستم رسید و البته این کار منوط به قبولی در امتحانات ورودی شد. امتحان ورودی ارتش را در پادگان عباس آباد تهران به عمل آوردند و قبول شدم. وظیفه ای که از طرف گروه، در ارتش برعهده من گذاشته بودند ارائه گزارش وضعیت داخلی ساختمانها، گزارش رفت و آمدها، و عضوگیری بود. هفت ماه در ارتش بودم و گاهی احساس می کردم میان غریبه هایی هستم که در نقطه مقابل اعتقادات و گرایشهای من هستند ولی به خودم می گفتم به خاطر اهداف مبارزاتی گروه، دوام بیاور. در چنین شرایطی، احساس کردم نسبت به من ظنین شده اند. طبیعی بود که رفتار و حساسیت هایم با دیگران متفاوت باشد. مطمئن بودم که تعقیبم می کنند. با خانم سیدی تماس گرفتم و خواستم امکانات فرار را در اختیارم بگذارند و ترتیب فرارم را بدهند. تقاضایم مورد پذیرش واقع شد و قرار گذاشتیم جلوی سینمای شهر که مبلغی را در اختیارم بگذارند و ترتیب فرارم را بدهند. در محل قرار تا به خودم آمدم، ماشینی به سرعت جلوی پایم ترمز کرد، دو مرد پیاده شدند و با تحکم گفتند سوار شو. اول به روی خود نیاوردم و پرسیدم چه می خواهید؟ تردید داشتم ساواک باشند. شاید به خودم دلخوشی می دادم که مزاحم اند و الان می روند. اما وقتی یکی از آنها با دستش محکم عضله ی شانه ام را گرفت و درد در تمام تنم پیچید، فهمیدم توسط ساواک بازداشت شده ام. سه روز اول را در بازداشتگاهی در اهواز بودم. مفصل کتک خوردم. می ترسیدم. در این زمینه آموزش خاصی ندیده بودم و برای اینکه اصل ماجرا را لو ندهم، پیش هر بازجو چیزی می گفتم. همین باعث شد بفهمند دروغ می گویم و بر شدت آزار و اذیت بیفزایند. بعد از آن به تهران منتقل شدم؛ به محلی که آن زمان به زندان "پشت آگاهی" معروف بود. در تهران وضعیت آزار و شکنجه خیلی بدتر بود. قبلاً برایمان شرح داده بودند از سه زندان خلاصی نداریم؛ عادل آباد شیراز، فلک الافلاک خرم آباد، و زندان "پشت آگاهی" تهران. و حالا من اینجا بودم. ماه های اول انفرادی بودم. آنچه بر من گذشت چون غباری محو بود؛ تنها می دانم سخت بود و تزریق آمپول های فراموشی را از همانجا آغاز کردند. این داروها باعث شد بعدها مدت طولانی را در فراموشی کامل به سر ببرم و حتی خود و خانواده ام را نشناسم. به آنها آمپول های "خوره ای" می گفتند. پشت سرمان ورم می کرد؛ تا مادامی که سر ورم داشت، کاری نداشتند و به محض خوابیدن ورم، مرفین تزریق می کردند. اثرات آن نوعی گیجی با فراموشی بود. ادامه دارد ... ]]> زنان Sun, 06 Jul 2014 07:53:39 GMT http://ibnanews.ir/vdcf.mdciw6dmxgiaw.html زن سرپرست خانوار در ایذه، کشاورز نمونه شد http://ibnanews.ir/vdcb.abzurhb8wiupr.html "مرضیه خواجوی" متولد ایذه و مادر دو فرزند و در عین حال سرپرست خانواده است و با تمام دغذغه ها و مشکلات روزمره ، عنوان اولین زن نمونه زعفران کار خوزستانی را به خود اختصاص داده است. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از ایذه پرس، مرضیه خواجوی در گفتگو با خبرنگاران چنین می گوید: با مدرک لیسانس مدیریت صنعتی، مدیرعاملی دو شرکت را بر عهده دارم. آشنایی من با کشاورزی در سال ۸۲ بود که تایپیست اداره کشاورزی بودم و هنگام تایپ به موضوعات کشاورزی توجه و علاقه نشان می دادم. آن موقع به طور آزمایشی کلزا می کاشتم البته در مساحت کم، تا اینکه به اصفهان رفتم و مشاور دو شرکت در کاشت گیاهان دارویی و زعفران شدم و همینطور به شهرهایی همچون شیراز ، اردبیل و شهرکرد چه به صورت حضوری و یا تلفنی مشاوره می دهم. برای اولین بار در استان خوزستان شروع به کاشت زعفران کردم که با توجه به آنکه در ابتدای راه با مخالفت مسئولین جهاد کشاورزی ایذه مواجه شدم مبنی بر اینکه اینجا قابلیت کشت زعفران ندارد و زعفران مختص استان خراسان است نه خوزستان تصمیم گرفتم که ادعای خود را ثابت کنم و برای اولین بار در همان محوطه جهاد کشاورزی ایذه پیاز زعفران کاشتم تا به خود کارمندان جهاد کشاورزی این قضیه را ثابت کنم که می شود در ایذه زعفران کاشت. دلایل من برای اصرار بر روی این قضیه از اینجا نشات می گیرد که در این شهر گیاه زینتی زعفران به صورت خودرو می روید پس نتیجه گرفتم که خاک آن قابلیت کاشت زعفران را دارد. البته یک نفر قبل از من در قلعه تل به صورت آزمایشی زعفران را کاشته بود ولی نمی دانست که چگونه آن را برداشت کند به قولی اطلاعات علمی و فنی نداشت. مرضیه خواجوی ادامه می دهد: در سال های ابتدایی شروع کار خود هیچ گونه حمایتی نشدم. نداشتن زمین هم مزید علت می شد تا سختی کار را چند برابر کند. من با توجه به آنکه از طرف خیلی از افراد حتی خانواده مورد تمسخر قرار می گرفتم مصر بودم که کشت زعفران در ایذه را به انجام برسانم و از آنجایی که در دو شرکت دراصفهان مشاوره می دادم از چگونگی کار کشت محصول آگاهی داشتم. با وجود تمامی مشکلات ، شهر خود را به کاشت زعفران در اصفهان ترجیح دادم چرا که به نظرم ایذه از قابلیت های کشت و آب و هوای مناسب تری برخوردار بود. در ابتدای راه با توجه به آنکه زمین نداشتم مشکلات بسیاری را تحمل کردم. این زن نمونه زعفران کار خوزستانی می گوید: هزینه پرداخت بالای کرایه زمین و کارگر موجب می شد تا نتوانم از زحمات خودم استفاده مادی ببرم به قولی یک سال اول توجیه اقتصادی نداشت و زمین ۵ هزار متری را برای یک سال ۷ میلیون تومان اجاره کردم در صورتی که از هیچ جا حمایت نمی شدم حتی تا الان هم ۲ سال است که دنبال وام تعاون هستم که اگر می دانستم اینچنین اذیت می شوم هیچ گاه شرکت را تعاونی نمی کردم و اصلا در این زمینه رضایت ندارم. مرضیه خواجوی از فعالیت های کشاورزی در کشور اینچنین سخن گفت : کشاورزی فعالیتی است که به دلیل تنوع محصولات تولیدی و گستردگی عملیات آن موجب شده تا شاخه های جدیدی از این علم در جهان بوجود بیاید و از آن جا که با توجه به بحث تجاری و درمانی بودن گیاهان دارویی ،استفاده از ادویه جات برای طعم دهی غذا و استفاده در تولید لوازم آرایشی مورد توجه روز افزون کشورها قرار گرفته است. خواجوی معتقد است: کشور ما نیز با تنوع ۷۵۰۰ نوع از گیاهان زیستگاه بسیاری از گیاهان مهم و پربازده جهانی می باشد.در مورد زعفران نیز یک بار که پیاز آن کشت شد تا ۱۰ سال دیگر نیازی به کشت پیاز ندارد هر کیلو پیاز تقریبا ۲ هزار تومان هزینه دارد و هر هکتاری ۵ تن پیاز لازم دارد هزینه های شخم و آبیاری و برداشت محصول را هم می توان به آن اضافه نمود تا افراد علاقه مند به کشت این محصول چارت دقیقی از هزینه های تقریبی آن داشته باشند البته هزینه آبیاری در ایذه زیاد نیست چون کشت دیم صورت می گیرد.خواجوی در ادامه از جمع آوری سود جویانه و غیر اصولی از گیاهان دارویی در کشور اظهار نگرانی کرد و افزود : درصورت عدم پرورش و کشت و کار گونه ها گیاهی کمیاب شاهد از بین رفتن تمامی آنها در چند سال آینده خواهیم بود به گونه ای که استفاده از این محصولات را برای آیندگان خود به مخاطره انداخته ایم. وی از استفاده گیاهان دارویی در کشور سخن گفت و افزود : با توجه به عوارض های مشاهده شده در داروهای شمیایی توجه مراکز داروسازی به گیاهان دارویی سوق پیدا کرده است در صورتی که هم اینک نیز طبیعت کنونی پاسخگوی نیازهای دارویی مراکز دارو سازی نیست و نیاز است که بسیاری از گیاهان در مزارع بزرگ کشت شوند. این بانونی نمونه خوزستانی ، شهرستان ایذه را سرشار از پتانسیل هایی همچون نیروی کار جوان، داشتن منابع انرژی و موقعیت ممتاز جغرافیایی دانست و افزود: می بایست از این پتانسیل جهت جهش اقتصادی و قرار گرفتن در مسیر توسعه استفاده نمود. متاسفانه اکثر کشاورزان ایذه ای نه قدر خاک آنجا را می دانند و نه قدر آب و هوایش را. مرضیه خواجوی گفت : شرکت طلای سرخ آنزان در راستای توجه به جایگاه تولید گیاهان دارویی و به منظور استفاده بهینه از منابع و توانمندی های اقلیمی منطقه و نیل به خودکفایی در سال ۸۹ با عضویت ۷ خانم تاسیس شد و در زمینه کشت زعفران ، تهیه و توزیع بذرهای اصلاح شده ، مرتعی و زراعی و همچنین سبزیجات و صیفی جات و... شروع به فعالیت کرد. هم اینک نیز به دستور چنگلوایی رییس جهاد کشاورزی خوزستان یک هکتار زمین از مجتمع گلخانه ای ایذه به ما اختصاص داده شد. چشم انداز من برای سالهای آینده این است که بخشی از زعفران مصرفی مردم خوزستان را در خاک خودشان تولید کنم هم اینک نیز در پی خریداری دستگاه بسته بندی زعفران می باشم امیدوارم بتوانیم گامی در جهت تولید با کیفیت و ارتقا گیاهان دارویی و زعفران در استان برداریم. ]]> زنان Wed, 09 May 2012 09:01:47 GMT http://ibnanews.ir/vdcb.abzurhb8wiupr.html بی بی مریم بختیاری؛ سرداری که پیش از اسلحه، قلم بدست گرفت http://ibnanews.ir/vdcc.1q4a2bqi4la82.html ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / فرشید خدادادیان *زنان بسیاری در تاریخ جهان و ایران تاثیر گذار بوده اند. زنانی که پرداختن به ویژگی های ایشان و تاثیر شان بر جامعه ی پیرامون، فرصتی ویژه برای شناخت و تحلیل تاریخ در روزگار ایشان است. اینکه در فرهنگ مردسالار شرقی، فعالانی از بخش دیگر جامعه - یعنی زنان - سنت شکنی و نام آوری کرده اند، بیش از هر چیز، نقد تاریخ و فرهنگ مردانه ی شرقی است. پرده نشینان این جهان مردانه که تا همین اواخر حتی اجازه نداشته اند نامشان بر سنگ گورشان نیز درج گردد، اگر همت و تلاشی داشته اند، باید قدر و منزلتی دو چندان داشته باشند. نخست، به خاطر حذف نابرابری خود با مردان و دوم، به خاطر تلاشی همپای مردان در راه راستی و درستی. و به راستی "بی بی مریم بختیاری"، از این گروه است. "ای مریم مسیح دم، ای افتخار ملک..." زنده یاد محمدحسن وحید دستجردی، قصیده سرای نامور روزگار مشروطه در قصیده ی زیبای سروده شده با عنوان "نوید فتح"، بانوی مبارز "بی بی مریم" بختیاری را مسیح دم و افتخار ملک معرفی کرده است. بزرگ زاده ای مبارز که نقشی تاثیر گذار در رویدادهای سیاسی و اجتماعی روزگار خود داشت. در بازخوانی کوتاه زندگی این بانوی بختیاری، نشانه هایی وجود دارد که مبین این است که وی فراتر از زمانه خود بوده و در یک جامعه مرد سالار با استفاده از جایگاه و شان خانوادگی خود، بسیار سنت شکن بوده و اقداماتی انجام داده که شاید امروز همچنان برای بسیاری از بانوان، تابو باشد! بی بی مریم بختیاری را "سردار" نیز نامیده اند. به دلیل اینکه تفنگ به دست گرفته و در دو مقطع سرداری عده ای از قشون بختیاری را عهده دار بود. اما به زعم نگارنده، قبل از آن باید به این نکته ظریف دقت نماییم که این بانوی فرهیخته پیش از اسلحه، قلم به دست گرفت و بسیاری از مسائل زمانه خود را نقد کرد. مسائلی که شاید هنوز هم بسیاری از بانوان ایرانی و البته بانوان بختیاری در خصوص آن در عین مظلومیت، سکوت می کنند!؟ بختیاری ها، از اقوام دیرپا در منطقه زاگرس هستند و نظام فرهنگی و اجتماعی خاص خویش را در طول هزاره ها همچنان حفظ کرده اند. آنها از معدود اقوامی هستند که هنوز - تا هنگام نگارش این یادداشت - ،همچنان واجد گروههای کوچ رو هستند. خانم لمبتون، مولف اثر ارزشمند "مالک و زارع در ایران" در کتاب خود آورده: مهمترین مناطق عشایری عبارتند از؛ فارس، بختیاری، گرگان، بلوچستان، آذربایجان، کردستان، خراسان و خوزستان و هر منطقه نمودار جنبه های معینی از خصایص اجتماعی و ترکیب های نژادی ایلات و عشایر مختلف است.(لمبتون/ص۴۹۷) از جمله خصایص اجتماعی و قومی بختیاری ها، باید به تقسیم بندی تاریخی ایشان به دو بخش موسوم به "هفت لنگ" و "چهار لنگ" اشاره کرد که در طول تاریخ پر فراز و نشیب قوم بختیاری، واجد بسیاری کنش های درون قومی از جمله منازعه های متعدد و همچنین اتحادهای بسیار مقتدر و تاثیرگذار در معادلات سیاسی منطقه و کشور نیز بوده اند. ازدواج حسینقلی خان ایلخانی با بی بی فاطمه دختر علی رضاخان چهارلنگ را باید از منظر اتحاد قومی مورد توجه قرار داد. بی بی مریم، حاصل این ازدواج است که بنا به گزارش سردار ظفر بختیاری، مریم در حدود سال ۱۲۹۰ هجری قمری دیده به جهان گشود. (سردارظفر/ص۱۵۹) وی همچنین دختر مورد علاقه ایلخان از بین فرزندان متعددش نیز بود. ایلخانی بنا به گزارشی که گارثویت می دهد، دوازده دختر و شش پسر داشته است (گارثویت/ص۸۹)؛ دخترانی که همگی با عنوان "بی بی" یاد می شده اند. واژه "بی بی" از جمله واژگان احترام آمیزی است که برای احترام و اشاره به جایگاه و منزلت اجتماعی و خانوادگی برخی بانوان بدیشان اطلاق می شده و هنوز هم می شود. بی بی ها، خان زاده ها معنا شده اند. (قنبری/ص۲۱۴) همچنین از معانی آن تحت عنوان "زن بزرگ خان" یاد شده که برای احترام به زنان مسن هم می گویند و "بی وی" هم گفته می شود(مددی/ص۵۸) البته استفاده از این واژه محدود به قوم بختیاری نیست. در لغت نامه دهخدا، "بی بی" از ریشه ترکی شرقی، به معنای زن نیکو و خاتون خانه آمده است. واژگان ترکی و مغولی موجود در پهنه فرهنگی ایران البته تنها محدود به این واژه نبوده و خود واژگان "خان" و "ایل خان" نیز چنین ریشه ای دارند. بدین ترتیب بیان نام دختر ایلخانی با پیشوند "بی بی" نشانگر بزرگ زادگی و جایگاه اجتماعی وی بوده است. گو اینکه این واژه در مواردی برای احترام به سایر بانوان و حتی بانوان غیر ایرانی نیز حداقل در یک مورد استفاده شده است؛ "الیزابت مکبن روز"، پزشک انگلیسی که از سال ۱۹۰۹ میلادی، مدتی در بختیاری زندگی کرد و بیماران زیادی را مداوا کرد نیز به احترام، لقب و نام ایرانی "بی بی گل افروز" و همچنین "بی بی دکتر" را یافته بود(مکبن روز/ص۳۶) فراز و فرود زندگی خصوصی بی بی مریم بختیاری، در زندگی خصوصی توفیق چندانی نداشت. اما این ناکامی ها مانع از فعالیت های اجتماعی و سیاسی وی نشد. اتفاقاً فراغتی که از مسئولیت زندگی خانوادگی یافته بود به وی کمک می کرد تا در عرصه اجتماعی، فعالیت بیشتری داشته باشد. نه ساله بود که پدرش بدستور ناصرالدین شاه و بدست ظل السلطان حاکم اصفهان به قتل رسید و از آن پس با خانواده به مدت هفت سال دوران حصر و عزلت را سپری نمودند تا اینکه با آزادی برادر بزرگترش از زندان ظل السلطان، خانواده ایلخانی مجدداً قدرت و اعتبار خود را بازیافت. همزمان با همین ایام که مصادف با پانزده سالگی بی بی مریم بود، علیرغم میل باطنی و به اصرار برادران به عقد مردی چهل و دو ساله درآمد که چندین زن و تعدادی فرزند همسن و سال مریم داشت! خود بی بی مریم در خاطراتش که نگارش آن هم نوعی سنت شکنی در جامعه سنتی و عشایری و مرد سالار آن روزگار بوده، به نارضایتی اش از این ازدواج با علیقلی خان چهارلنگ اشاره دارد. (خاطرات/ص۵۴) البته باید توجه داشته باشیم که ازدواج در سنین نوجوانی و همچنین تعدد زوجات، رسمی معمول در روزگار مورد اشاره بوده و طبیعی است که بجای تاختن بر این امور با عینک امروز و از منظر حقوق بشری و حقوق زنان در روزگار ما (که البته باز هم حال و روز خوشی ندارد!) باید در ظرف زمانی خود تحلیل شود. آنهم در جامعه سنتی و بسته ای که امکان حضور زنان در بسیاری از عرصه ها فراهم نبود. گو اینکه،بی بی مریم نیز پس از ازدواج بسیار بر خلق و خوی همسر تاثیرگذار بوده و شخصیتی همچون علی مردان خان بختیاری، فرزند برومند و آزادیخواه سردار مریم، حاصل همین ازدواج با علیقلی خان چهارلنگ بوده است. مرگ مشکوک علیقلی خان، باعث شد تا بی بی مریم از بین ازدواج مجدد با فامیل شوهر یا بازگشت به خانه، دومی را بپذیرد. این اقدام نیز سنت شکنی دوباره ای بود و نشان از اعتماد به نفس و خود ساخته بودن و در عین حال غرور و وجاهت وی داشت. هرچند از بد حادثه مجبور گردید برای بار دوم به ازدواجی ناخواسته، آنهم با فردی تن دهد که در خاطراتش از بوالهوسی و فساد و بداخلاقی وی بسیار یاد کرده است.(خاطرات/ص۱۱۱) برای درک آوانگارد بودن و سنت شکن بودن بی بی مریم در زندگی خود، باید به این نکته توجه داشته باشیم که علیرغم زندگی در یک جامعه سنتی و بسته، وی چنین همسری را ترک نمود و طبق توافقی که بین ایشان حاصل آمد، بی بی مریم از همسر طلاق نگرفت، اما از سی سالگی به بعد، جدا از همسر زندگی می کرد. (پوربختیار/ص۱۰۶) شاید همین استقلال بود که باعث گردید تا این بانوی خود ساخته و بزرگ منش در رویدادهای سیاسی و اجتماعی جامعه خود، حضوری فعال داشته باشد. مبارزه با روس و انگلیس نخستین جلوه این امر را در دوران جنگ جهانی اول می بینیم. به فاصله کوتاهی پس از کشف نفت در منطقه بختیاری و قرارداد نفت بین انگلیس و خوانین بختیاری، بسیاری انتظار نداشتند که در این جنگ که ایران نیز ناخواسته در آن درگیر شده بود، یک بانوی خان زاده ی بختیاری به مخالفت با روس و انگلیس پرداخته و یاری گر نیروهای آلمانی باشد. البته در آغاز جنگ احساسات مردم ایران موافق با آلمانها بود و امیدوار بودند که با کمک این دولت نیرومند که با دولتهای بزرگ استعماری وارد جنگ شده بتوانند خود را از شر مداخلات دو قدرت متجاوز روسیه و انگلستان نجات دهند.(هوشنگ مهدوی/ص۳۴۵) نفت ایران در آن ایام هنوز نوپا بود و اهمیت زیادی نداشت اما با افزایش تدریجی تولید، ارزش استراتژیک آن اهمیتی عظیم یافت.(یرگین/ص۳۰۷) و در شرایطی که استحصال نفت بختیاری و اهمیت راهبردی آن به سرعت رو به افزایش نهاده بود، انتظار مخالفت مؤثر یک خان زاده ی بختیاری با انگلیسی ها در جریان این جنگ امری بعید بود. ژاندارمری تازه تاسیس ایران در همراهی با برخی نیروهای آلمانی، اصفهان را تصرف و "کاور" کنسول یار روسیه را کشتند و "گراهام" کنسول انگلیس در این شهر را نیز زخمی و تمامی اتباع روس و انگلیس را از آن شهر اخراج کردند.(هوشنگ مهدوی/ص۳۴۶) بی بی مریم، در چنین شرایطی و علیرغم اینکه برخی از خوانین بختیاری نیز از انگلستان حمایت می کردند، در عرصه سیاسی نیز استقلال خود را نشان داد و با درکی متفاوت از شرایط به کمک قوای آلمانی پرداخته و به ایشان یاری می رساند. پس از لغو ژاندارمری به فشار دولتین روس و انگلیس و حمله نیروهای روسی به اصفهان، بی بی مریم بختیاری به نیروهای آلمانی پناه داد و "فن کاردف"، شارژ دافر آلمان به خانه وی پناه برد و مدت سه ماه و نيم در پناه او بود تا اينکه با حمایت بی بی مریم راهي کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت. به پاس حمايت ‌هاي سرسختانه بي بي مريم از فن کاردف، "ویلهلم" امپراطور آلمان، کمان و تمثال ميناکاري و الماس نشان و همچنين صليب فلزی خود را که مهمترين نشان دولت آلمان بود، براي او فرستاد و بی بی مریم تنها زني در دنیا بود که توانست به دريافت اين نشان نائل شود.(سپهر/ص۳۰۵) البته بی بی مریم تاوان این رشادت خود را با تاراج خانمانش پرداخت کرد. نیروهای روسی، پس از فروپاشی ژاندارمری، اصفهان را اشغال و به خانه وی تاختند. بنا به گزارش نوراله دانشور علوی؛ "... در این گیرودار که سربازان روسیه تزاری به اصفهان استیلا یافتند بلوکات اطراف در میان فرزندان ظل السلطان که تحت حمایت روس بودند تقسیم گردید... خانه و اثاثیه بی بی مریم بختیاری نیز که از طرفداران جدی آزادی خواهان بود در این گیرودار به یغما رفت"(دانشور/ص۱۷۹) سر پرسی سایکس، فرمانده پلیس جنوب SPR که نقشی موثر در سرکوب نیروهای آزادیخواه و از جمله بختیاریها داشت، با نادیده گرفتن رویکرد استعماری کشورهای انگلیس و روسیه تزاری در آن مقطع به ایران، اقبال اقوام و عشایر جنوب به آلمانها را تماماً ناشی از کار تبلیغی آلمانها دانسته و می نویسد؛ "مبلغین آلمانی بر علیه مسیحیت مشغول شده و به دیانت اسلام اظهار علاقه می نمودند و این مامورین انتشار می دادند که ملت آلمان دین اسلام را قبول کرده و حتی قیصر امپراتور آلمان داخل در دین اسلام شده، تا این حد که اسم او را حاجی ویلهلم گذارده بودند(سایکس/ص۶۲۲) در هرصورت بی بی مریم بختیاری در خاطرات خود همواره از تلاش و همراهی که با نیروهای آلمانی داشته، بعنوان مبارزه با استعمارگران مفتخر بوده و سایر منابع نیز به نیکی از آن یاد می کنند. علاوه بر این، رویدادها و اتفاقات پس از جنگ عالمگیر اول و ادامه چپاول منافع ایران تا سالها بعد، نشان از درستی تحلیل بی بی مریم بختیاری و سایر مبارزان آزادیخواه متمایل به آلمان داشت. حضور در مبارزات مشروطه جلوه دیگر سنت شکنی و مجاهدت این بانوی پیشرو، با سالها قبل از جنگ عالمگیر اول و در جریان مبارزات مشروطه و تلاش جهت پایان دادن به استبداد صغیر محمد علی شاهی بوده است. وی يکي از مشوقين اصلي سرداران بختياري جهت فتح تهران بوده و طي نامه‌ ها و تلگراف‌ هاي مختلف بين سران ايل و سخنراني ‌هاي مهيج و گيرا، بختیاری ها را جهت مبارزه با استبداد صغير آماده می کرد. بنا به گزارش ابوالفتح خان اوژن، وی قبل از فتح تهران مخفيانه با عده‌ اي سوار وارد تهران شده و در خانه پدري منزل کرد و به مجرد حمله‌ ي سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به ميدان بهارستان بود سنگر بندي نمود و با عده اي سوار بختياري، از پشت سر با قزاق ‌ها مشغول جنگ شد. او حتي خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگيد. نقش او در فتح تهران، ميزان محبوبيتش را در ايل افزايش داد و طرفداران بسياري يافت. به طوري که به لقب سرداري مفتخر شد.(اوژن/ص۲۱۹) نقش ویژه این بانوی مبارز در همین ایام است که منجر به ستایش از وی در قصیده ی "نوید فتح" می شود. وحیدی دستگردی در این قصیده آورده است: "ای مریم مسیح دم، ای افتخار ملک بازوی جاه، دست شرافت سوار ملک گر حکمران تو بودی در اصفهان زار این چنین نبود کنون روزگار ملک از جای خیز ایل سلحشور و بخت یار بنمای بار دگر چون بخت، یار ملک امروز ایل بختیاری به فرمان تو اند سرها به کف گرفته برای نثار ملک کن تخت شادمانی بیگانه سرنگون ای شادی روان زمانه، ای غمگسار ملک..."(امیری/ص۷۵از کتاب آنزان۲) از این پس بی بی مریم با لقب سرداری در تاریخ بختیاری و ایران حضور دارد و به عنوان یک بانوی آزادیخواه در منطقه زاگرس و مناطق همجوار و البته پایتخت، مشهور و شناخته شده است. این حضور تا پایان دوران قاجار و شروع سلطنت پهلوی ادامه داشته و در این مقطع مهم از تاریخ ایران نیز مجدداً سردار مریم پناهگاه آزادیخواهان است. میزبانی از مصدق در خاک بختیاری جريان مبارزات سردار مريم بختياري با انگليس‌ها در طي قرارداد ۱۹۱۹ و همچنین کودتاي ۱۲۹۹ بر علیه سلطنت قاجار و آغاز سلطنت پهلوی، همچنان ادامه داشته است. در جریان کودتای ۱۲۹۹ چنانچه در منابع آمده، این انتقال قدرت مخالفان متعددی داشته که شناختته شده ترین ایشان آیت الله سید حسن مدرس بود. اما افراد دیگری نیز با این موضوع مخالف بودند که از جمله باید به نام دکتر محمد مصدق (مصدق السلطنه) که در آن ایام حاکم فارس بود اشاره نماییم. دکتر محمد مصدق حاکم فارس در زمان کودتاي ۱۲۹۹ پس از مخالفت و عزل، از اصفهان راهي بختياري شد و مدتها مهمان سردار مريم بود.(کسری/مقاله درiichs) مخالفت با رضاشاه البته در سالهای بعد از آن نیز توسط مصدق السلطنه ادامه داشت. یرواند آبراهامیان به این مخالفت اشاره و با معرفی مصدق می نویسد؛ "...مهمترین مخالف لایحه واگذاری دولت به رضا پهلوی، دکتر محمد مصدق (مصدق السلطنه) بود. او یک اشراف زاده تحصیل کرده اروپا بود که در گذشته در سمتهای وزیر عدلیه، مالیه و امور خارجه و حکمرانی فارس و آذربایجان خدمت کرده بود. مصدق طی نطقی طولانی در مجلس توضیح داد که رضا پهلوی نخست وزیر و فرمانده کل قوای فوق العاده ای است، اما دادن هرگونه مقام اضافی، او را به فردی خطرناک تبدیل می کند.(آبراهامیان/ص۱۶۸) این مخالفت ها البته برای مصدق گران تمام شد و پس از مدتی زندان، از تهران تبعید گردید. اما همواره تا سالها بعد از میزبانی بختیاری ها در دوران پناهنده شدن به ایشان به نیکی یاد کرده است. شهادت فرزند چنانچه پیشتر آمد، علیمردان خان بختیاری پسر سردار مریم از ازدواج نخستش بود. پس از مرگ پدر، علیمردان خان کودکی خود را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند. پرورش در دامان این مبارزان بود که از وی فردی آزادیخواه و مبارز ساخت. علیمردان خان از نزدیکان خانبابا اسعد بود و از سال ۱۳۰۰ تحت تأثیر افکار و برنامه های مترقی حزب ستاره بختیاری قرار گرفت و از بدو تأسیس تا زمان برعهده گرفتن منصب اداری در ایل چهارلنگ، با این حزب به همکاری پرداخت. وی همچنین در سال ۱۳۰۷ سازمانی بنام "هیئت اجتماعیه بختیاری" تشکیل داد و به مبارزه با دولت مرکزی پرداخت بطوریکه در سال ۱۳۰۸ دهکرد و اکثر مناطق بختیاری به دست نیروهای هیئت اجتماعیه اداره می شد. رضاشاه هراسان از این قیام، بخش عمده ای از نیروهای خود را از سراسر کشور فراخوانده و برای سرکوبی جنبش علیمردان خان به منطقه بختیاری اعزام کرد. منطقه دشت سفید که مدت بیست روز یک تیپ از ارتش در محاصره بختیاری ها بود با جنگی خونین به تصرف نیروهای دولتی درآمد و از آن پس علیمردان خان و یارانش به جنگ غیر متمرکز روی آوردند. علیمردان خان سرانجام با وساطت برخی از خوانین)به دلیل فریب دولت مرکزی(، تسلیم و به تهران انتقال یافت اما خلاف قولی که رضاشاه داده بود، دستگیر و به همراه برخی از همرزمان خود به زندان قصر منتقل گردید. مقاومت دلیرانه و شجاعانه وی در برابر دژخیم، زندان قصر را به محلی برای نام آوری دوباره او تبدیل ساخت. شیرمردی که با مقاومت دلیرانه خود، تحسین بسیاری از رجال معروف زندانی همدورانش را برانگیخت و سرانجام در سپیده دم یکی از روزهای اسفند ۱۳۱۳ این رادمرد ایران زمین را جلوی جوخه آتش برده و به شهادت رساندند. نویسنده نامدار هم بند او، بزرگ علوی که شاهد ماجرا بوده می نویسد: "...دیوارها و حیاط های این زندان قصر چیزها دیده اند... این علی مردان خان بختیاری را دیده اند که روز مرگ جامعه زیبا بر تن کرده و سر و صورت خود را آراست و مردانه به قتلگاه رفت"(بزرگ علوی/ص۸۲) سید جعفر پیشه وری نیز از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام علیمردان خان بود می نویسد: "در آخرین لحظات که می خواستند او را به جوخه اعدام ببندند با صدایی رسا فریاد بر آورد زنده باد ایران و آزادی و پس از آن با صفیر چند گلوله خاموش شد"(پوره/ص۱۲۸) آورده اند هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر خنده با آنها احوال پرسی کرد. وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم های او را ببندند، دستمال را کنار زد و گفت بگذار این صحنه را به چشم ببینم، زیرا تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده ام.(امیری/ص۷۸) علیمردان خان با مرگ خود مردی، دلیری، آزادگی و وطن پرستی را همراه با نفرت از دیکتاتوری و استبداد شهادت داد و به شهادت رسید اما غم جانکاهی برای مادر خود و تمامی آزادیخواهان بر جای گذاشت. سوگینه ای که در قالب یک ترانه فولکلوریک بنام "شیرعلی مردون" از حماسه علیمردان خان بر جای مانده، خود تاریخ گویایی از رویدادهای آن عصر بختیاری است. به تعبیر دکتر اردشیر صالحپور اشعاری که به مثابه ی تاریخ جنگ ها و حوادث ایلی به شمار رفته و منبعی برای ثبت و ضبط آن رویدادها قلمداد گردیده اند. منابعی که می توان از آن ها به عنوان "تاریخ ترانه ها" یاد کرد.(صالحپور/ص۱۵۶) آرام گرفتن در تکیه میر سنگ آرامگاه سردار مریم به رسم آن روزگار در تدفین زنان، مشخصاتی ندارد. به همین دلیل برخی به اشتباه زمان فوت وی را قبل از شهادت فرزندش عنوان کرده اند، اما با استفاده از همان تاریخ ترانه ی "شیرعلی مردون" است که می توان به زنده بودن سردار مریم در هنگام شهادت فرزندش پی برد. در بخشی از این سوگ سروده آمده است: "کجه تیر، کجه سپاه، کجه فراشم (=کجاست تیر، کجاست سپاه، فراشانم کجا هستند) ره بدین دام و ددوم بیان سر لاشم (=راه بدهید تا مادر و خواهرم بر سر جنازه ام بیایند) بیست و چار تیر خردمه هنی به هوشم (=بیست و چهار تیر خورده ام اما هنوز زنده هستم) لیکشته دام و ددوم اوید به گوشم" (=جیغ و ناله مادر و خواهرم به گوشم می رسد) سرانجام پس از سالها زندگی توام با مبارزه و تلاش های اجتماعی و سیاسی، سردار مریم سه سال پس از شهادت فرزند، یعنی در سال ۱۳۱۶ بدرود حیات گفت. او را در آرامستان خانواده ایلخانی در تکیه میر تخت فولاد اصفهان به خاک سپردند و به دلیل نبود مشخصات روی سنگ قبر، بسیاری از تعلق این آرامگاه به بانوی مبارز بختیاری بی اطلاع هستند. سردار مریم بختیاری با نگارش خاطرات خود سهمی بزرگ در ماندگاری بخش مهمی از تاریخ سیاسی ایران در منطقه زاگرس و بختیاری و همچنین حضور آزادیخواهان در تهران را به انجام رسانده و از این منظر به عنوان بانویی با اصالت اما سنت شکن که بسیاری از محدودیت های غلط زنان در جامعه قومی ایران را برطرف نمود، نقشی تاثیرگذار در مبارزات آزادیخواهانه زنان ایران را به خود اختصاص داده است. بانویی که قبل از اینکه خود را زن ببیند، به انسان بودن خود مفتخر و خواهان حقوقی برابر در جامعه بود و در این راستا همدوش مردان، تلاشی برابر را به انجام رساند. از این منظر وی می تواند الگویی قابل برای بانوان جامعه قومی ایران و خصوصاً بانوان بختیاری باشد. منابع (به ترتیب استفاده در متن): - آن لمبتون:"مالک و زارع در ایران"ترجمه منوچهر امیری/چاپ چهارم ۱۳۷۷/انتشارات علمی فرهنگی/ تهران - خسروخان سردار ظفر:"یادداشتها و خاطرات"۱۳۶۱/انتشارات یساولی(فرهنگسرا)/تهران - جن راف گارثویت:"بختیاری در آئینه زمان"ترجمه مهراب امیری/۱۳۷۵/آنزان/تهران - عباس قنبری عدیوی:"امثال و حکم بختیاری"چاپ سوم۱۳۸۷/نشر مروارید/اصفهان - ظهراب مددی:"واژه نامه زبان بختیاری"چاپ دوم۱۳۹۲/ناشر مولف/اصفهان - دهخدا:"لغت نامه"ج۲/ذیل واژه بی بی - مکبن روز:"با من به سرزمین بختیاری بیایید"ترجمه مهراب امیری/۱۳۷۳/سهند/تهران - مریم بختیاری:"خاطرات"ویرایش غلامعباس نوروزی/۱۳۸۲/آنزان/تهران - غفار پوربختیار:"بختیاری نامه"۱۳۸۴/آنزان/تهران - عبدالرضا هوشنگ مهدوی:"تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای صفویه تا پایان جنگ دوم جهانی/چاپ هفتم۱۳۷۹/امیرکبیر/تهران - دانیل یرگین:"تاریخ جهانی نفت"ج یک/ترجمه غلامحسین صالحیار/۱۳۷۴/اطلاعات/تهران - عبدالحسین سپهر:"ایران در جنگ بزرگ"۱۳۳۶/انتشارات بانک ملی/تهران - نوراله دانشور علوی:"جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری"چاپ دوم۱۳۷۷/آنزان/تهران - سرپرسی سایکس:"تاریخ ایران"ج دوم/ترجمه سید محمد تقی فخر داعی گیلانی/۱۳۷۷/دنیای کتاب/تهران - ابوالفتح خان اوژن بختیاری:"تاریخ بختیاری/۱۳۴۵/بی نا/تهران - مهراب امیری:"حماسه علیمردان خان بختیاری"مقاله در کتاب آنزان ۲/۱۳۷۷/انتشارات آنزان/تهران - نیلوفر کسری:"سردار بی بی مریم،زن مبارز عصر مشروطه"مقاله در تارنمای موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایرانwww.iichs.org - یرواند آبراهامیان:"ایران بین دو انقلاب"ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی/چاپ ششم۱۳۸۰/نشر نی/تهران - بزرگ علوی:"پنجاه و. سه نفر"۱۳۵۷/امیرکبیر/تهران - کاظم پوره:"موسیقی و ترانه های بختیاری"۱۳۸۱/آنزان/تهران - اردشیر صالحپور:"تفنگ نه دال"۱۳۹۲/نشر راش/تهران * کارشناس ارشد تاریخ، مدیرمسئول و سردبیر ماهنامه تخصصی میراث پارسمطلب مرتبط: - فراخوان مقاله برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Fri, 11 Apr 2014 12:24:09 GMT http://ibnanews.ir/vdcc.1q4a2bqi4la82.html حماسه بی بی مریم و جایگاه زن در موسیقی و روابط درونی جامعه بختیاری http://ibnanews.ir/vdca.0nak49nuu5k14.html ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / کوروش اسدپور *زنان در بختیاری از جایگاه والایی برخوردارند. در فرهنگ اقوام زاگرس خصوصاً بختیاریها، زنان علاوه بر نقش آفرینی در سرپرستی خانوار و تربیت فرزندان، گاه به عنوان کلانتر زن و بی بی زن نامیده می شدند و جایگاه ایشان به عنوان یک رهبر اجتماعی به رسمیت شناخته می شد. برخی زنان به لحاظ خانوادگی شرایط بهتری داشتند و نقش اجتماعی آنان نمود بیشتری می یافت. بی بی مریم، دختر ایلخانی است. شرایط خاصی دارد که موجب می شود بتواند نقش خود را علنی کند. بی بی مریم با اینکه همسر خود را از دست داد، در برابر مشکلات ایستادگی کرد و فرزندش علی مردان خان را بزرگ کرد. بی بی مریم، به خاطر رشادت خودش موقعیت تأثیرگذار اجتماعی را کسب کرد. با روحی که از پدرش حسنقلی خان ایلخانی در او حلول کرده بود، رسالت دفاع از ارزشهای ایلی و قومی بختیاری و نیز آرمانهای ملی همچون استقلال و آزادی و آبادانی ایران را بر دوش خود احساس می کرد و سالها تلاش کرد تا بالاخره توانست این جایگاه را به دست آورد. البته ظهور بی بی مریم در عرصه سیاست ایلی و سیاست ملی، در یک شرایط خاص تاریخی و جغرافیایی و همزمان با جنبش مشروطه خواهی و سپس مبارزات ملی و ضداستعماری برعلیه اشغالگران روس و انگلیس در خلال جنگ جهانی اول بود که این موقعیت رهبری را در اختیار او قرار می دهد و از او شخصی می سازد که در جنگ جهانی می درخشد و نشان سرداری می گیرد. بی بی مریم افتخار زنان ما است. حماسه بی بی مریم، به صورت ابیات فولکلور در زبان مردم بختیاری زنده نگه داشته شد. در بقیه حماسه ها، نام مردان را می شنویم. هرچند زنان بزرگی هم در کنار مردان بودند ولی کمتر دیده می شدند و در ابیات حماسی نقش فرعی دارند؛ مثلاً «بی عروس تو کل بزن تا مو کنم جنگ». اما درخصوص بی بی مریم انگیزه ها و رشادت های وی در متن اصلی روایت اشعار فولکلور قرار دارد و از این نظر، بسیار مهم است. ابیات فولکلور که به حماسه بی بی مریم می پردازد، می تواند ابزاری برای تشویق زنان باشد که نقش اجتماعی برجسته تری را ایفا کنند و در مقابل سختی ها و ناملایمات تسلیم نشوند. زنان با شنیدن ابیات فولکلور که درباره حماسه بی بی مریم سروده شده، متوجه می شوند که آنها نیز می توانند سردار، خان و سرپرست جماعت یا جامعه باشند. این نیست که زنان فقط غذا بپزند و بچه تربیت کنند؛ بی بی مریم الگویی برای نقش آفرینی نامحدود زنان در سطوح مختلف اجتماعی و سیاسی است و می تواند الهام بخش زنان امروز بختیاری باشد. با چنین انگیزه ای در سال ۱۳۷۹ مجموعه ای از ابیات فولکلور را که درباره حماسه بی بی مریم بر سر زبانها جاری بود، در قالب یک کار موسیقایی به نام «بی مریم» اجرا کردم. در واقع، در کتاب تاریخ و فرهنگ بختیاری اثر آقای عبدالعلی خسروی قائد بختیاری به یکسری اشعار فولکلور و نیز شعری از داراب رئیسی درباره بی بی مریم برخوردم و آنها را به صورت یک آهنگ تنظیم کردم که به این صورت در آمد و در سال ۱۳۸۰ در دسترس علاقمندان قرار گرفت و با استقبال مواجه شد: کاشکی دیدی، های، بی مریم ن، های، ولا سردار زنگل قطارها، های، ولا حمایلس، های، خدا ری دس مسلسل بی مریم، های، شیر ِ زنون، های، ز قلعه زید در صد مرد، های، تفنگ به دست، های، نی باس برابر بی مریم، های، ولا سوار ایا، های، ولا تفنگ سر شون دهدر ایلخانی یه، های، ولا دا علیمردون، ولا دا علیمردون بی مریم، های، تو کل بزن، های، خدا سی علیمردون جنگ کنه، های، ولا با دشمنون، های، ولا چی شیر میدون بی مریم، های، تو کل بزن، های، خدا سی علیمردون جنگ کنه، های، ولا با دشمنون، های، گئو چی شیر میدون بی مریم، های، ولا لچک به سر، های، ولا تفنگ سر دس شیر جنگ، های، ایل مون، های، ولا مر منده بی کس دهدر ایلخانی یه، های، ولا دا علیمردون، ولا دا علیمردون این آهنگ، در شور و دشتی است. از شور شروع می شود، بعد به گوشه دشتی، نزدیک بیداد، می رود و بعد برمی گردد به گوشه عشاق و اوج می گیرد و دوباره برمی گردد به دشتی و شور و فرود می آید. در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ که این آهنگ تازه اجرا شده بود، بسیاری از جوانها با بی بی مریم آشنا نبودند و تعداد زیادی از نسل جوان از طریق این آهنگ با بی بی مریم آشنا شدند. خواننده های دیگر هم اشعار فولکلور راجع به بی بی مریم را اجرا کردند و برخی نویسندگان هم با شنیدن این آهنگها به دنبال تحقیق در مورد این شخصیت بزرگ تاریخی رفتند. و به این ترتیب شاهد هستیم که موسیقی، موفق شد که بخشی از تاریخ این سرزمین را بیان کند و توجه افراد را به زوایای ناگفته تاریخ جلب کند. باید برای سایر شخصیت های تاریخی مان مثل محمدتقی خان، علیمردان خان، ابوالقاسم خان، بی بی مریم و... نیز آهنگهایی اجرا شود تا حماسه ها در ذهن جوانها جان بگیرند. مثلاً قیام علیمردان خان یک جریان مترقی در کشور بود. در بعد قومی هم روح حماسی قوم ما در او حلول کرد ولی این کنش قومی، هیچ چیز از ارزشهای مترقی و آرمانهای ملی و دینی قیام او کم نمی کند و او خان شهید ماست. درخصوص جایگاه زن در عشایر بویژه منطقه بختیاری و لر بزرگ، متأسفانه انگاره های غلطی در ذهن برخی پژوهشگران شکل گرفته که می گویند زن جایگاهی ندارد. این در حالی است که جایگاه زن در عشایر بویژه در بختیاری ها، جایگاه والایی است. زن در بختیاری در همه عرصه ها حضور جدی دارد. حضور زن، تزئینی نیست. ارزشی که بختیاریها برای زن قائل بودند، زیاد بود. معتقدم اگر شرایط اقتصادی برای زنان ما فراهم می شد خیلی از دختران و زنان بختیاری شبیه بی بی مریم داشتیم. البته بی بی مریم یک مزیت هم دارد و آن اینکه دختر حسینقلی خان ایلخانی است و روح پدر در وی حلول کرده است. با این حال، بقیه دختران ما هم در رشادت و مشارکت مدنی دوشادوش مردان بودند و هیچ کم و کاستی نداشتند. متاسفانه آن قدر که در بیت خوانی ها و حماسه ها از مردان یاد شده، اززنان یاد نشده است. بی عروس انسان بزرگ و موثری بود. بی عظیمه انسان بزرگ و موثری بود. ولی در ابیات به جای مانده در فولکلور، جایگاه چندان زیادی به این زنان داده نشد. و امروز باید درصدد باشیم که با تولید محصولات فرهنگی نظیر آهنگ موسیقی مبتنی بر فولکلور خودمان به جبران این کاستی بپردازیم. یعنی همان فولکلور موجود درباره حماسه آفرینی زنان و نقش اجتماعی و سیاسی زنان را حفظ کنیم و زنده نگهداریم. با بررسی که در موسیقی بختیاری داشته ام معتقدم در هر دوره تاریخی تعداد زیادی زنان باسواد و روشنفکر در بختیاری وجود داشته است که به فعالیت فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می پرداختند ولی نام آنها در اسناد ثبت و ضبط نشده و به ما نرسیده است. لیکن رد پای این زنان باسواد و فرهیخته را می توان در جای جای موسیقی و شعر فولکلور بختیاری دید. آفریننده بسیاری از موسیقی و اشعار فولکلور بختیاری، زنها هستند. زنان روشنفکر و باسوادی که نقش خود را بصورت گمنام ایفا می کردند و امضای خود را پای اشعار و موسیقی شان نمی گذاشتند و بذر کلامشان را سخاوتمندانه به دست باد می دادند تا در سراسر سرزمین شان پراکنده گردد. الان بخشی از موسیقی ما که سرود خوانی و کرخوانی زنان است، در معرض نابودی است. چون صداوسیما و ارشاد، مجوزهای لازم برای اجرا و پخش این بخش از موسیقی را نمی دهند. کاش می شد آن بخشهایی که در فولکلور بختیاری به صورت همخوانی و سرودخوانی دسته جمعی زنان است را به صورت گروه کر اجرا می کردیم. انتقادی که من دارم این است که در مورد کرخوانی زنان بختیاری که یکی از قدیمی ترین نواهای این سرزمین و برگی از شناسنامه زرین ایرانزمین است باید تجدیدنظر صورت بگیرد. باید کرخوانی زنان بختیاری را اجازه دهند. کرخوانی زنان بختیای، چه حسی را در مخاطب برمی انگیزد جز حس پاک و زلال مادرانه؟ این زنان باسواد و روشنفکر که در هر دوره تاریخی به تعداد زیاد و در هر طایفه حضور داشتند، بیشتر موسیقی و شعر بختیاری را در کنترل خود داشتند. مثلاً گاگریوخوانی یک کار کاملاً زنانه بود و مردان اصلاً در آن وارد نمی شدند. یادم هست اوائل که برخی مردان در مراسمات گاگریوخوانی می کردند، عده ای از پیرمردان انتقاد می کردند که گاگریوخوانی کار زنانه است و مردان نباید به این کار بپردازند. البته امروز این تفکیک کمرنگ شده است. ولی نشان می دهد که در گذشته، این حوزه تحت اقتدار زنان بوده است. علاوه بر گاگریو، بخشهای دیگر موسیقی بختیاری نظیر آهای گل، لالایی، دوا لالی، ترانه های کار از جمله گادوشی، مشک زنی و... کاملاً متعلق به زنان بوده و از حوزه های اصلی نقش آفرینی فرهنگی زنان در جامعه بختیاری بوده است. زنان در بخش اشعار و موسیقی حماسی هم نقش اصلی را داشتند و سرودن این اشعار و اجرای آنها بصورت قطعات موسیقایی، تماماً وظیفه ای زنانه بود و زنان با روایت حماسه، نقش مهمی در خلق حماسه ها داشتند. همین ترانه معروف شیرعلیمردون، یک ترانه زنانه است. اکثریت قریب به اتفاق ترانه های حماسی بختیاری، ترانه های ساخته و پرداخته زنان هستند و ردپای زنان در شعر و موسیقی حماسی این سرزمین، به روشنی دیده می شود. هرچند امضا و نام شاعران زن دیده نمی شود ولی آشکارا می بینیم که روح زنان بختیاری در این اشعار و موسیقی دمیده شده است. * خواننده پیشکسوت بختیاری، پژوهشگر هنر و موسیقیمطلب مرتبط: - فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Mon, 21 Apr 2014 20:07:16 GMT http://ibnanews.ir/vdca.0nak49nuu5k14.html سهيلا ململی، برترین گلزن فوتسال ايران شد http://ibnanews.ir/vdci.ravct1ap5bc2t.html سهيلا ململی، بانوی ورزشکار بختیاری، برترین گلزن فوتسال ايران شد و عنوان بانوی گل فوتبال ایران را کسب کرد. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از «نارسينا آنزان»، هفته پايانی ‌ليگ برتر فوتسال بانوان باشگاه های كشور روز گذشته با برگزاری سه بازی به پايان رسيد كه تيم شركت ملی حفاری اهواز با غلبه بر تيم پرسپوليس تهران توانست با ۵۸ امتياز به مقام قهرماني دست يابد. تيم هاي پالايش و پخش آبادان و پرسپوليس تهران با ۵۶ و ۵۴ امتياز به به مقام های دوم و سوم دست يافتند. در پايان اين دوره از مسابقات، "سهيلا ململی" بانوی ورزشکار بختیاری از شهرستان ایذه در استان خوزستان که ۴۵ گل برای تیم پالایش و پخش آبادان به ثمر رسانده است، گلزن برتر شناخته شد و عنوان خانم گل فوتسال ایران را کسب کرد. ]]> زنان Sun, 15 Jun 2014 05:11:47 GMT http://ibnanews.ir/vdci.ravct1ap5bc2t.html