آژانس خبری بختياری - پربيننده ترين عناوين اقتصادی :: rss_full_edition http://ibnanews.ir/vsnebwr8ihk4j.9bj.html Sat, 12 Dec 2015 11:56:21 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Sat, 12 Dec 2015 11:56:21 GMT اقتصادی 60 افزایش دبی دز برای کاهش اثرات آبگیری سدگتوند؟ http://ibnanews.ir/vglf.0dviw6dyvpyaiwwg,..html همزمان با آغاز آبگیری سد گتوند در ۰۶/۰۵/۹۰ ، خروجی سد دز به طرز بی سابقه ای (برخلاف سیاست وزارت نیرو در تابستان سال های قبل) تا ۳۰۰ مر مکعب در ثانیه افزایش یافت. بطوریکه پلاژها و محوطه های ساحلی شهر دزفول، به زیر آب رفت. عکس ها از مسعود پرموز ، مرداد ۹۰ ]]> اقتصادی Sat, 13 Aug 2011 08:21:22 GMT http://ibnanews.ir/vglf.0dviw6dyvpyaiwwg,..html بازگشت دامداران کوچنده آلمانی از ییلاق 2013 + عکس http://ibnanews.ir/vgld.5052yt0jfhf62yyal..html آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز): در پائیز 2013 همچون سالهای گذشته، دامداران کوچنده آلمانی از مناطق ییلاقی سرسبز و خنک در جنگلهای «باواری» در شرق ایالت بایرن در مرز آلمان و چک، حرکت کردند و با عبور از رودخانه ها خود را به دهکده هایشان در حومه شهرها رساندند. متن کامل گزارش را در روزگار نو بخوانید. ]]> اقتصادی Tue, 08 Oct 2013 06:55:16 GMT http://ibnanews.ir/vgld.5052yt0jfhf62yyal..html عکس:تخریب روستای چل کنارک برای عبور دکل برق http://ibnanews.ir/vgle.f8pbjh8ow2zibjj9r..html روستای چل کنارک (دراز دره عليا) واقع در دهدز در شمال شرقی خوزستان،‌ در جريان توسعه خطوط انتقال برق فشار قوي سد كارون ۳ توسط سازمان توسعه برق ايران وابسته به وزارت نیرو، تخليه و بطور كامل تخريب شد. در جريان احداث سد كارون ۳ بالغ بر ۷۰ روستا تخريب و مجبور به تخليه شدند و توليد روستايي اين منطقه دچار ضربه جدي شد و حجم مهاجرت هاي اجباري به ايذه و اهواز موجب گسترش حاشيه نشيني و معضلات اجتماعي در اين دو شهر گرديد. همچنين مهاجرت گسترده اهالي روستاهاي تخريب شده به برخي روستاهاي اطراف ايذه، براي اولين بار پديده اجتماعي "حاشيه نشيني در روستا" را در اين منطقه ايجاد نمود. عکسها اختصاصی ایبنانیوزمطلب مرتبط: یک روستای دیگر قربانی سد کارون 3 شد ]]> اقتصادی Thu, 16 Feb 2012 11:36:31 GMT http://ibnanews.ir/vgle.f8pbjh8ow2zibjj9r..html گز بلداجی ؛ زحمت مردم چهارمحال بختیاری به نام و کام اصفهان تمام نشود http://ibnanews.ir/vdcf.1deiw6dyegiaw.html سرویس اقتصادی ایبنانیوز / یادداشت وارده / وحید رئیسی دهکردی سال هاست که مسئولان اصفهان با ادعای مالکیت بر روی منابع خدادادی، افتخارات و تولیدات چهارمحال و بختیاری سبب ضربه زدن به این استان در زمینه های مختلف و جلوگیری از پیشرفت آن شده اند. اجرای طرح های غیرکارشناسی و غیر فنی در زمینه انتقال آب از سرشاخه های کارون به زاینده رود از طریق تونل های کوهرنگ، حملات مختلف مطبوعاتی از طریق رسانه های جمعی اصفهان و به نقل از مسئولان مختلف اصفهان با هدف معرفی اصل، اساس و پایه منابع خدادادی، افتخارات و تولیدات چهارمحال و بختیاری به نام استان اصفهان نمونه ای از اقدامات آنان در این زمینه به شمار می رود. مسئولان اصفهان مدت هاست که ادعا دارند مالکیت زاینده رود از آن هاست و مدعی اند شیخ بهایی آب این رودخانه را طبق طومار خود، برای مسئولان اصفهان تقسیم کرده و اختصاص داده است. مسئولان اصفهان همچنین مدعی هستند که آنان هزینه مالی حفر تونل های یکم و دوم کوهرنگ را پرداخت کرده و آب زاینده رود به عنوان مهریه زنان اصفهانی قلمداد می شود. اما هنوز این نکته برای مردم چهارمحال و بختیاری، ایران و حتی دنیا مشخص نشده که آیا شیخ بهایی دارایی خلیفه را بخشش کرده یا حق مردمانی را که حداقل هفت ماه از سال در میان بارندگی و برف، با سرما دست و پنچه نرم می کنند؟! در این میان مسئولان اصفهان از نظر تئوری و حرف و سخن، طومار کاغذی شیخ بهایی به منظور اختصاص آب چهارمحال و بختیاری به اصفهان را صحیح می دانند اما اگر کمی عقلانی، عملی، منطقی و انسانی به موضوع بنگریم، به خوبی متوجه می شویم که برداشت مسئولان اصفهان از این طومار غیرصحیح و غیرقابل توجیه است. از نظر مسئولان اصفهان، آنان می توانند از آب چهارمحال و بختیاری برای صنعت و یا کشت محصولات کشاورزی با مصرف آب بسیار بالا و بازدهی پایین مانند برنج و ذرت علوفه ای استفاده کند، اما استفاده از همین آب در چهارمحال و بختیاری برای توسعه باغات در زمین های شیب دار و حتی تأمین آب آشامیدنی مردم، توجیه فنی ندارد! اجرای طرح های خودسرانه مسئولان اصفهان برای انتقال آب مانند تونل سوم کوهرنگ، بهشت آباد و تونل های گلاب یک و دو حجت آباد با ادعای طرح های ملی، دلیل محکمی بر غاصب بودن آنان در استفاده از منابع آبی چهارمحال و بختیاری به شمار می رود. البته مسئولان اصفهان معتقدند که تمامی این طرح ها پس از انجام مراحل کارشناسی، تصویب مسئولان کشوری و برای توسعه ایران اجرا می شوند، اما تمامی مردم ما می دانند که مطالعه کارشناسی در این زمینه وجود نداشته و اقدام فنی در این زمینه صورت نگرفته است! این در حالیست که مسئولان کشوری و کلیدی منابع آب، اصفهانی بوده و ما باید به این نکته توجه کنیم که توسعه ایران فقط به توسعه اصفهان ختم نمی شود. مردم و مسئولان چهارمحال و بختیاری آن قدر به فکر توسعه کشور هستند که برای اجرای برخی طرح های انتقال آب از این استان به سایر نقاط کشور و حتی اصفهان طرح های علمی و فنی ای را پیشنهاد داده اند اما در این میان به نظر می رسد مسئولان اصفهان تنها به فکر نابودی چهارمحال و بختیاری از روی نقشه ایران و افزایش وسعت و نام اصفهان هستند! چندی قبل هم فرماندار شهرستان فریدون شهر استان اصفهان خواستار ثبت رسمی این شهرستان با عنوان "بام ایران" شده و این در حالی است که از گذشته های بسیار دور ایرانیان، چهارمحال و بختیاری را با نام "بام ایران" می شناسند. مجتبی خوانساری که فریدون شهر را بلند ترین شهر ایران دانسته، مدعی شده بود این عنوان از سوی برخی شهرهای دیگر کشور جعل شده بود! اما بهتر آن بود که آقای خوانساری کمی واقع بینانه تر به مسئله می نگریست و توجه می کرد که خودش و سایر مسئولان استانش سال هاست که علاوه بر جعل عنوان برخی نقاط چهارمحال و بختیاری به نام اصفهان، حتی منابع این استان را به یغما برده و می برند. تاکنون کسی از مسئولان اصفهان به این پرسش پاسخ نداده که اگر اصطلاح "بام ایران" برای چهارمحال و بختیاری که بلند ترین نقطه کشور بوده، جعل عنوان محسوب می شود، پس استفاده از نام زاینده رود که به چهارمحال و بختیاری اختصاص دارد و مسئولان اصفهان مرتب آن را زاینده رود اصفهان می نامند، چه حکمی دارد؟! همچنین آقای محمد تقی رهبر، نماینده مردم شریف اصفهان در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز نه تنها زاینده رود را مختص اصفهان بلکه کارون را هم متعلق به اصفهان دانسته است! به تازگی هم تبلیغات بسیار گسترده و زیادی در خیابان های اصفهان مانند چهارراه سپهسالار و خیابان بزرگمهر انجام و بنرهای بزرگی با عنوان "گزهای بلداجی، افتخار هر اصفهانی" نصب شده است. با این کار دیگر مسئولان اصفهان وقاحت را به حد خود رسانده اند. (تصوير: يك تابلوي تبليغي در سه راه آل خجند در اصفهان)این دیگر مشخص و واضح است که بلداجی جزء شهرستان بروجن چهارمحال و بختیاری است و به پایتخت گز ایران شهرت دارد. مسئولان اصفهان تا کی قصد دارند که با دروغ گویی ها و نشر اکاذیب سبب ایجاد کدورت و تشویش اذهان مردم استان های اصفهان و چهارمحال و بختیاری شوند؟ آیا وقت آن نرسیده که به این اقدامات ناپسند پایان دهند و مسیر درست را پیش رو بگیرند؟ آیا مسئولان اصفهان فراموش کرده اند که در زمان حمله افغان ها به اصفهان، مردم چهارمحال و بختیاری آنان را نجات دادند و از هویت شان دفاع کردند؟ آیا مسئولان اصفهان فراموش کرده اند که در جریان مشروطیت که سایه سنگین استبداد بر اصفهان سنگینی می کرد، مردم غیور چهارمحال و بختیاری آن را از استبداد نجات بخشیدند؟ البته ما خرسند و خوشحالیم که افتخارات چهارمحال و بختیاری مانند "گز بلداجی" شهرتی جهانی داشته و مسئولان اصفهان دوست دارند این افتخارات را به نام خود عرضه کنند، اما ترس مان از این است که به زودی اعلام کنند بلداجی در اصفهان بوده و چهارمحال و بختیاری آن را ربوده و به خاک خود برده است! همچنین با کمی بررسی و تحقیق متوجه می شویم که بسیاری از ساکنان اصفهان و شهرک های اطراف آن را مردم چهارمحال و بختیاری تشکیل می دهند، نمایندگان برخی شهرستان های استان اصفهان در مجلس شورای اسلامی از چهارمحال و بختیاری بوده و حتی اعضای برخی شوراهای اسلامی شهرهای استان اصفهان هم از اهالی چهارمحال و بختیاری هستند و این مشخص می کند که نیروهای چهارمحال و بختیاری نقش مستقیمی بر مدیریت استان اصفهان دارند و اگر نبودند چه بسا اصفهان در بسیاری از زمینه ها با مشکلات جدی مواجه می شد. گز بلداجی ویژگی های منحصر به فردی دارد که نه تنها باعث افتخار چهارمحال و بختیاری بلکه باعث سربلندی تمامی ایران است و اصفهان هم دارای پیشینه ای تاریخی و غنی در زمینه های مختلف بوده که باعث افتخار مردم ایران شده است. لذا بهتر است که هر منطقه ای با افتخارات خود عرض اندام کند و اگر هم می خواهد به افتخاری جدید دست یابد، می تواند وارد میدان رقابت شده تا به موفقیت های بیشتری نائل آید. در همین جا ضمن هشدار جدی به مسئولان استان اصفهان اعلام می کنیم که مردم و مسئولان چهارمحال و بختیاری تا آخرین توان شان پای دفاع از منابع خدادادی، افتخارات و تولیدات خود هستند و هیچ گاه اجازه نمی دهند که از برای پیشرفت اصفهان به چهارمحال و بختیاری ضربه بخورد. ضمن این که اعلام می کنیم که چهارمحال و بختیاری بحرین نیست که به عربستان الحاق شود! بهتر است مسئولان اصفهان هم برای معرفی نصف جهان شان به دنیا، از افتخارات و داشته های فراوان خود مایه بگذارند. به هر حال اصفهان و چهارمحال و بختیاری، جزء خاک پاک ایران بوده و بلداجی هم در هر کجای کشور که باشد، همان نقطه هم قسمتی از خاک میهن پهناور و پهلوان پرور ایران است. در پایان به عرض می رسانم که بهتر است مسئولان اصفهانی به جای پرداختن به چنین موضوعاتی و برپا کردن جنجال و هیاهو، به دنبال تلاش برای توسعه همه جانبه، پیشرفت سریع تر و ارتقای کیفی اقتصاد و معیشت مردم باشند. ]]> اقتصادی Sun, 20 May 2012 11:26:59 GMT http://ibnanews.ir/vdcf.1deiw6dyegiaw.html نقدی بر آثار زیانبار تونل گلاب در چهارمحال و بختیاری http://ibnanews.ir/vdcc.xqma2bqe4la82.html آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / سرویس اقتصادی / یادداشتدکتر رحیم علیمحمدی ، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد مجمع عمومی‌سازمان ملل دهه ۲۰۱۵ – ۲۰۰۵ با شعار “آب برای زندگی” ، سال ۲۰۱۳ را به عنوان سال بین المللی “همکاری در عرصة آب” اعلام نموده و یونسکو نیز دوم فروردین ماه را به عنوان روز جهانی آب با شعار “آب در هر مکان برای همگان با همکاری‌های بین المللی” نام گذاری نموده است. یکی از دلایل اصلی این که دوم فروردین ماه به عنوان روز جهانی آب نامیده شده آن است که همه مسئولین و دست اندرکاران آب، اهمیت آب و نقش آن رادر حیات و توسعه جوامع درک نموده و به این مهم دست یافته اند که باید در نحوه استفاده از آن نهایت دقت، صرفه جویی و افزایش بهره وری مبذول گردد و همۀ مردم ضمن رعایت نکات فوق به کودکان خود از خردسالی این نکات و حساسیت‌های مربوط به آب را بیاموزند. دین مبین اسلام نیزبه اندازه کافی راجع به آب، قوانین و دستورات خاصی را توصیه نموده است ، اما این که چرا ما مردم به آنها عمل نمی‌کنیم یا آن قوانین را تفسیر به رای نموده و بهره برداری می‌نماییم جای بحث دارد. مروری بر قوانین و مقررات ملی و بین المللی: قوانین و معیارهای سازمان بین المللی یونسکو برای طرحهای انتقال آب بین حوضه ای: ۱- حوضه مبدا نباید با کمبود جدی آب مواجه شود. ۲- کیفیت زیست محیطی در حوضه‌های مبدا و مقصد مورد تهدید و تخریب قرار نگیرند. ۳- اجرای طرح نباید باعث بروز اختلالات اساسی اجتماعی و فرهنگی شود. ۴- منافع خالص ناشی از اجرای طرح عادلانه بین حوضه‌ها تقسیم گردد. قوانین داخلی در خصوص انتقال آب بین حوضه ای: ۱- اصل ۴۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ایران “آب‌های دریاها ، زه آب‌های جاری در رودها و انهار طبیعی و دره‌ها و هر مسیر طبیعی دیگر اعم از سطحی و زیر زمینی و سیلاب‌ها و فاضلاب‌ها و زه آبها و دریاچه‌ها و مرداب‌ها و برکه‌های طبیعی و چشمه سارها و آب‌های معدنی و منابع آب‌های زیرزمینی از مشترکات بوده و در اختیار حکومت اسلامی‌است و طبق مصالح عامه از آنها بهره برداری می‌شود. مسئولیت حفظ و اجازه و نظارت بر بهره برداری از آنها به دولت محول می‌شود”. ۲- قانون اجازه الحاق آب کوهرنگ به زاینده رود مصوب ۷/۱/۱۳۰۱، “تأمین مسائل مالی طرح از طریق استقراض محلی از اهالی و در صورتی که خسارتی بابت اجرای طرح وارد شود می‌بایست جبران گردد). ۳- قانون مجازات عمومی‌مصوب ۷/۱۱/۱۳۰۴، قطع عمد آب دیگران جرم تلقی می‌گردد”. ۴- مصوبه هیئت وزیران در تاریخ ۲۷/۷/۱۳۸۲ در رابطه با طرح‌های انتقال آب، “با توجه به نقش آب در توسعه ملی و ارزش افزوده اقتصادی آن در بازارهای منطقه با لحاظ منافع ملی و بر اساس طرح جامع آب کشور مبادله آب با رعایت توجیهات فنی، اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی در برنامه‌های توسعه لحاظ گردد”. ۵-در بند ۵ ماده ۱۷ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تصریح شده” طرح‌های انتقال آب بین حوضه ای باید از دیدگاه توسعه پایدار، با رعایت حقوق ذینفعان و برای تامین نیازهای مختلف مصرف، مشروط به توجیه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و منافع ملی مورد نطر قرار گیرد“. آیا براستی این همه قوانین و دستورات برای چه وضع شده است، چرا دید ما نسبت به قوانین تک بعدی است؟! لذا با توجه به مسائل مترتب بر تونل انتقال آب گلاب، جای طرح این پرسش باقی است که: علت احداث تونل گلاب چیست؟ ۱- ادعای اول: احداث تونل گلاب به منظور انتقال آب به کاشان، آران و بیدگل :آب مورد نیاز درطرح انتقال آب به کاشان، برای سال‌های آینده معادل ۱٫۷ متر مکعب می‌باشد در صورتی که تونل گلاب در شرایط عادی ۲۲٫۵ مترمکعب و در حالت ماکزیمم بیش از ۳۰ مترمکعب در ثانیه آب را از رودخانه زاینده رود (حجت آباد) به سمت رضوانشهر منحرف نموده و انتقال میدهد. به علاوه، طرح انتقال آب به کاشان چند سالی است که با استفاده از سیستم پمپاژ تیران- کرون بهره برداری می‌گردد. در شرایط جدید، استفاده از تونل گلاب به دلیل قرار گرفتن تونل در منطقه گلاب در کد ارتفاعی حدود ۲۸۰- (تونل در منطقه گلاب حدود ۲۸۰ متر زیر سطح زمین است) نیاز به صرف انرژی و هزینه‌های بیشتری (هزینه‌های ثابت و جاری) می‌باشد. حفر تونل گلاب تنها سودی که برای مردم مصرف کننده آب در کاشان، آران و بید گل دارد افزایش چشمگیر هزینه‌ها و قیمت تمام شده آب است. ۲- ادعای دوم: احداث تونل گلاب به علت برداشت آب در استان چهارمحال و بختیاری : رودخانه زاینده رود به دلیل تشکیلات خاص زمین شناسی، شرایط توپوگرافی منطقه و مورفولوژی خاص رودخانه در استان چهارمحال و بختیاری باعث زهکشی کل اراضی در استان می‌گردد و این موضوع عاملی در جهت افزایش دبی رودخانه است. رودخانه بر اساس تقسیمات جغرافیایی کشور، از سرآب رودخانه ، ارتفاعات زردکوه بختیاری، منطقه کوهرنگ تا نزدیکی قلعه شاهرخ در استان چهارمحال و بختیاری است و از آن به بعد تا حجت آباد وارد منطقه جغرافیایی استان اصفهان می‌گردد (سد، مخزن سد زاینده رود و سد تنظیمی‌زاینده رود)، از پایین دست حجت آباد تا حدود چم نار، رودخانه مجدداً وارد استان چهارمحال و بختیاری و سپس وارد استان اصفهان می‌شود. ورودی تونل گلاب و ایستگاه هیدرومتری در محل سد تنظیمی‌زاینده رود، مرز ورودی به استان استان چهارمحال و بختیاری بوده و ایستگاه آب سنجی دیگری در نزدیکی پل زمانخان قرار دارد و بیشترین برداشت‌ها در حدفاصل این دو ایستگاه هیدرومتری قرار دارند. بر اساس آمار شرکت آب منطقه ای حجم سالیانه آب ورودی به استان با حجم جریانات خروجی برابر و در سال‌های پر آبی بیشتر می‌باشد. این در حالی است که کشاورزان حاشیه رودخانه از قدیم حق آبه داشته اند و تعدادی بهره بردار نیز حق آبه از وزارت نیرو همانند: کارخانجات، صنایع بزرگ، کشت و صنعت‌های جدید کشاورزی، شهر‌ها و روستاهای جدید، در استان اصفهان و یزد خریداری نموده اند. و در طومار شیخ بهایی به صراحت ذکر شده است که سرآب رودخانه حق برداشت آب را دارند و از قانون تقسیمات آب مبرا هستند. ۳- ادعای سوم: احداث تونل گلاب به علت آلودگی رودخانه در بالادست:تا بحال گزارشی دال بر آلودگی رودخانه توسط محققین در حد فاصل بالادست پل کله گزارش نشده است. تنها در سال ۱۳۸۷ به دلیل برخورد یک دستگاه بلدوزر متعلق به اداره راه و ترابری استان چهارمحال و بختیاری به منظور تعریض جاده با لوله خط انتقال نفت به پالایشگاه اصفهان باعث آلودگی مقطعی گردید که این قضیه تنها یک حادثه بوده است. اما مطالعات تونل گلاب در سال ۱۳۷۳ و عملیات اجرایی آن در سال ۱۳۸۴ شروع گردید. با توجه به قوانین مذکور و واقعیت‌های میدانی، تونل انتقال آب گلاب یک کار غیر کارشناسی و سیاسی است و چنانچه جریان رودخانه زاینده رود منحرف گردد ، نتیجه آن خشک شدن رودخانه در حدفاصل حجت آباد تا باغ بهادران بوده و اتفاقات زیر قابل پیش بینی خواهد بود. برخی آثار زیانبار احداث تونل گلاب در چهارمحال و بختیاری:الف- جمعیتی برابر ۴۳۵۰۰ نفر که در حال حاضر شاغل و دارای مسکن، مدرسه و امکانات رفاهی نسبی (ساکنین قراقوش، گرمدره، مارکده، یاسه چای، هوره، سوادجان، دشتی، چم کاکا، چم عالی، چم جنگل، ایلبگی، چم خلیفه، چلوان، چم زین،شوراب صغیر، شوراب کبیر، محمد آباد، صادق آباد، سامان، کاهکش، چم خرم، چم نار، قسمتی از شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری و تعدادی روستا و شهر در استان اصفهان) هستند به کجا مهاجرت اجباری خواهندنمود؟ شهر اصفهان و یا دیگر شهرها، مسئله اشتغال مجدد، سرپناه و امکانات رفاهی مورد نیاز آنهاچه خواهد شد؟ ب- فضای سبز ایجاد شده در حاشیه رودخانه زاینده رود باعث ایجاد محیطی تفرجگاهی برای بیشتر مردم خصوصاً ساکنین استان اصفهان شده است که معمولاً در طول ایام سال خصوصاً فصول بهار، تابستان و اوایل پاییز مورد استفاده قرار می‌گیرد که این خود باعث آرامش و تسکین اعصاب مردم استان اصفهان می‌گردد. ج- فضای سبز ایجاد شده در حاشیه و تپه ماهورهای اطراف رودخانه، ضمن ایجاد فضای سبز، لطافت هوا و تولید اکسیژن، تولید هوای پاک و حرکت این توده هوا با توجه به جهت وزش بادهای غالب منطقه به سمت شهر بزرگ اصفهان، باعث پاکی و لطافت هوای شهر می‌گردد. باغات حاشیه رودخانه چنانچه حتی یک ماه با خشکی رودخانه مواجه شوند برای همیشه از بین خواهند رفت. د- رودخانه‌ها با توجه به وضعیت توپوگرافی، شیب کف، مورفولوژی خاص و میزان دبی جریان یافته در رودخانه دارای خودپالایی و تصفیه خودکار آب می‌باشند. با انحراف آب رودخانه این ویژگی از بین خواهد رفت و در بستر رودخانه جریانی متعفن وجود خواهد داشت که باعث آلودگی محیط زیست و از بین رفتن آبزیان و محیط با طراوت اطراف خواهد شد. ه – بیش از ۹۳ درصد آب رودخانه زاینده رود از استان چهارمحال و بختیاری تامین می‌گردد، در قوانین و مقررات ملی و بین المللی اشاره شده که حق تقدم برداشت و مصرف آب غیر از شرب با سرآب رودخانه می‌باشد. حال اگر ما تابع قانون هستیم چه لزومی‌دارد که آب رودخانه منحرف گردد. اگر خشکسالی است که چنین است چه لزومی‌به کشت برنج و احداث کارخانجات صنعتی در استان اصفهان می‌باشد؟ و- یکی دیگر از قوانین ملی و بین المللی صرفه جویی مصرف آب در حوضه مقصد است. آیادر استان اصفهان در بخش کشاورزی الگوی کشت یهینه رعایت می‌گردد (کشت برنج حذف شده است)؟ چمنزارهای وسیع با مصرف آب زیاد حذف شده اند؟ چرا در بخش شرب مصرف سرانه آب بجای ۱۷۰ لیتر در روز ۳۰۰ لیتر منظور شده است؟ در بخش صنایع، مگر صنایع نیازمند آب بر حسب قانون نباید در مناطق پر آب ساخته شوند؟ چرا تمام کارخانجات صنعتی تنها در اصفهان می‌بایست احداث گردند؟ اینها با کدامین قوانین ملی و بین المللی سازگاری دارند؟در اصفهان با مصرفی معادل شش میلیون مترمکعب در سال چنانچه ۱۰ درصد در مصرف آب صرفه جویی گردد با منظور نمودن راندمانهای انتقال و توزیع آب معادل میانگین آورد جریان سد زاینده رود صرفه جویی خواهد شد. به نظر می‌رسد چنانچه بدون در نظر گرفتن مسائل ناسیونالیستی، سیاسی، منافع گروهی و با دیدی ژرف، آینده نگری و چند بعدی مدیریت صحیحی بر رودخانه زاینده رود اعمال گردد، می‌توان بدون خشک شدن و انحراف رودخانه به استفاده پایدار از رودخانه دست یافت به گونه ای که در سراسر رودخانه زاینده رود صدا و نغمه جریان آب به گوش برسد. ]]> اقتصادی Sat, 30 Mar 2013 16:29:33 GMT http://ibnanews.ir/vdcc.xqma2bqe4la82.html دوره آموزش چوقا بافی در شهرستان اردل برگزار می شود http://ibnanews.ir/vdcg.797rak9tnpr4a.html بخشداری مرکزی اردل با همکاری شهرداری و مرکز آموزش فنی و حرفه ای این شهرستان، و در راستای اشتغال زایی و توسعه صنایع دستی و فرهنگ بومی اقدام به برگزاری دوره آموزش چوقا بافی در مرکز آموزش فنی و حرفه ای اردل نموده است.محمد انصاری اردلی بخشدار مرکزی اردل در گفتگو با آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، ضمن اعلام این خبر، افزود: اهتمام به چوقا بافی و عرضه آن علاوه بر درآمدزایی، باعث در دسترس بودن و در نهایت اقبال روزافزون علاقمندان به چوقا به عنوان یکی از مؤلفه های حفظ اصالت و داشته های فرهنگی، گامی در مسیر حفظ و پاسداشت قسمتی از فرهنگ بختیاری است. زیرا با از بین رفتن پوشاک یک قوم به عنوان نماد ظاهری قوم، قسمتی از فرهنگ معنوی آن نیز در معرض فراموشی قرار می گیرد.محمد انصاری اردلی گفت: به هر هنرجو پس از آموزش و در صورت اخذ مدرک پایان دوره، پانصد هزار تومان به صورت بلاعوض جهت خرید مواد اولیه چوقا بافی پرداخت می گردد. ضمن اینکه در پایان بافت هر چوقا، به صورت تضمینی به مبلغ پانصد هزار تومان توسط شهرداری اردل خریداری می شود.علاقمندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در دوره آموزش چوقا بافی، با مرکز فنی حرفه ای شهرستان اردل با شماره تلفن های 03834343223 و 03834342800 تماس حاصل نمایند.به گزارش ایبنانیوز، چوقا یا چوخا، بالاپوش مردان بختیاری در استانهای جنوب غرب ایران شامل خوزستان، غرب اصفهان، شرق لرستان، چهارمحال بختیاری و... است. چوقا پوششی است با دو رنگ سیاه و سفید. ترکیب رنگ‌های دیگر چوقا کرم - آبی، کرم - سرمه‌ای و یا کرم - قهوه‌ای است.تصاویر مرتبط: ]]> اقتصادی Sun, 20 Sep 2015 14:29:59 GMT http://ibnanews.ir/vdcg.797rak9tnpr4a.html سلیمانی: مدیریت سد کارون ۴ باید به استان چهارمحال بختیاری واگذار شود http://ibnanews.ir/vdcg.x97rak9xwpr4a.html استاندار چهارمحال و بختیاری گفت: باید مدیریت سد و نیروگاه کارون ۴ به این استان واگذار شود. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از باشگاه خبرنگاران، قاسم سلیمانی استاندار چهارمحال بختیاری در آیین معارفه مدیرعامل جدید شرکت آب منطقه ای این استان، با اعام این مطلب، افزود: با توجه به اینکه مدیریت نیروگاه و سد کارون ۳ به استان خوزستان واگذار شده، استان چهارمحال و بختیاری واگذاری مدیریت کارون ۴ از سوی وزارت نیرو به این استان را خواستار است. وی افزود: باید مدیریت نیروگاه برق آبی کوهرنگ نیز به استان چهارمحال و بختیاری واگذار شود تا در توسعه این استان نقش داشته باشد. سلیمانی گفت: استان چهارمحال و بختیاری اکنون متقاضی واگذاری مدیریت پروژه های آب به خود از سوی وزارت نیرو می باشد. وی افزود: با وجود اینکه به نیروگاه ها مالیاتی تعلق نمی گیرد، شرکت های وابسته به این نیروگاه ها باید مالیات برارزش افزوده بپردازند و مالک این درآمد، استان چهارمحال و بختیاری است. استاندار چهارمحال و بختیاری، با اشاره به وجود بحران کم آبی شدید در این این استان در دو سال اخیر اظهار داشت: در این مدت ۲۱۸ روستا و شهرک صنعتی استان چهارمحال و بختیاری، با تانکر آبرسانی شد و ۶۰ درصد قنوات خشک شد و سطح آب چاه ها نیز تا ۲۳متر افت داشته است. سلیمانی، با بیان اینکه این استان مخالف انتقال آب به فلات مرکزی نیست، تصریح کرد: توقع تامین آب از سوی این استان در پروژه های انتقال آب به استان های مرکزی براساس آمارهای سال های پربارش بوده و این انتظاری نابجاست چرا که استان چهارمحال و بختیاری در چند سال اخیر با بحران شدید کم بارشی و کم آبی مواجه بوده است. وی افزود: مباحثی که در زمینه مدیریت ناصحیح آب وجود دارد باید به صورت کارشناسی بررسی شود که در صورت صحت آن الگوی کشت برنج به عنوان محصولی پرآب در برخی از استان های کویری تغییر کند و پساب های تصفیه خانه ها جایگزین آب با کیفیت مورد استفاده در کارخانه های صنعتی شود. در آیین معارفه مدیرعامل جدید شرکت آب منطقه ای استان چهارمحال و بختیاری، دکتر حسین صمدی بروجنی، به عنوان مدیرعامل شرکت آب منطقه این استان معرفی شد.گفتنی است دریاچه سد و نیروگاه بزرگ کارون ۴ در بخش میانکوه شهرستان اردل و تاج سد در شهرستان لردگان واقع است.این سد که بلندترین سد قوسی خاورمیانه محسوب می شود در فاصله ۱۸۰ کیلومتری جنوب غربی مرکز این استان (شهرکرد) و چهار کیلومتری محل تلاقی رودخانه های ارمند و بازفت واقع شده است. ]]> اقتصادی Mon, 07 Apr 2014 17:39:11 GMT http://ibnanews.ir/vdcg.x97rak9xwpr4a.html انتقال آب از الیگودرز به قم، کمر سد بختیاری را شکست http://ibnanews.ir/vdcb.abzurhb9giupr.html انتقال غیرکارشناسی آب از الیگودرز به قم موسوم به پروژه قمرود، مطالعات علمی اولیه سد بختیاری در استان لرستان را برهم زده است و اکنون قائم مقام وزیر نیرو از تجدیدنظر در ابعاد سد بختیاری سخن می گوید تا زمینه برای انتقال هرچه بیشتر آب به قم فراهم گردد.به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، قائم مقام وزير نيرو با اعلام خبر "احتمال تجدیدنظر در ابعاد سد بختیاری"، بدون اشاره به حجم عظیم انتقال آب از الیگودرز به قم و تأثیر مخرب آن بر طرح سد و نیروگاه بختیاری، مدعی شد: «به علت تغيير اقليم و کاهش ميزان بارش‌ها از ارتفاع سد بختياري کاسته شود و بسته به ميزان اين کاهش ممکن است اين سد در رديف بلندترين "سد" بتني جهان قرار نگيرد». ستار محمودي قائم مقام وزير نيرو که در حاشيه نمايشگاه صنعت آب و برق در جمع خبرنگاران سخن می گفت، افزود: «طراحي اين سد براساس مطالعات مهندسي و ميزان روان آب‌هاي منطقه صورت گرفته است. آمارها در مطالعات اين سد و سدهاي ديگر براساس ايستگاه‌هاي آب سنجي که مربوط به ۴۴ سال پيش مي‌باشد صورت گرفته است. اين آمارها در سال‌هاي اخير "تفاوت‌هاي محسوسي" داشته است و بايد مطالعات سدها بر مبناي ميزان آب رودخانه‌ها و تغييرات آب و هوايي در شرايط فعلي صورت بگيرد». قائم مقام وزير نيرو تأکید کرد: «در مورد سد بختياري توقف کاري صورت نگرفته و تنها ممکن است براساس کاهش بارش و تغيير اقليم، در ارتفاع سد تجديد نظر شود».قائم مقام وزیر نیرو، مستنداتی درباره ادعای خود مبنی بر تغییر اقلیم و کاهش آورد رودخانه بختیاری ارائه نکرد و توضیح نداد که طح انتقال آب از الیگودر به قم چه تأثیری در کاهش آورد رودخانه بختیاری داشته است.به گزارش ایبنانیوز، مبدا اصلی تامین آب پروژه انتقال آب از الیگودرز به قم، رودخانه "چشمه سرداب" است که در ۶۰ کیلومتری جنوب غربی شهرستان الیگودرز واقع شده و تنها راه دسترسی به آن از طریق جاده شول آباد (جنوب الیگودرز) است. رودخانه چشمه سرداب از سرشاخه‌های حوزه آبریز رودخانه "بختیاری" در استان لرستان است. در این پروژه، با حفر تونل و بندهای انحرافی، آب چهار رودخانه دره لکو، دره دزدان، دره دایی و انوج به سوی سد کوچری هدایت شده و از آنجا به قمرود می‌ریزد. این چهار رودخانه در دامنه‌های شرقی اشترانکوه بختیاری در استان لرستان قرار دارند.مجموع ظرفیت انتقال و جمع‌آوری آب در طرح عظیم انتقال آب از الیگودرز به قم، ۲۳ متر مکعب بر ثانیه است؛ در حالی که بیشترین میزان آبی که از سد کرج به تهران می‌آید ۱۱ متر مکعب بر ثانیه بوده و ظرفیت سامانه یادشده بیش از دو برابر آب انتقالی از سد کرج به تهران است. این سامانه سالیانه ۱۸۳ میلیون متر مکعب آب به پشت سد کوچری منتقل می‌کند. ظرفیت نهایی انتقال آب در این پروژه ۵۰۰۰ لیتر در ثانیه است.مقدار انتقال آب برای افق سال ۱۴۱۰ به ۲۴۰ میلیون مترمکعب می‌رسد که مطالعات آن در حال انجام است.گفتنی است انتقال آب از شهرستان الیگودرز به شهرهای خوانسار، گلپایگان، خمین، محلات، نیم ور، سلفچگان و قم باعث پایین رفتن شدید سطح سفره‌های آب زیرزمینی و در نهایت خشک شدن چاه‌های آب این منطقه از سرزمین بختیاری شده است. بیش از ۶۰ حلقه چاه خشک شده و ۱۷۱ حلقه از چاه‌های منطقه نیز در آستانه خشکیدن قرار دارند، اما تاکنون حقابه‌ای برای این روستاهای بختیاری در نظر گرفته نشده است. از سوی دیگر نام‌گذاری این طرح به عنوان مبهم «طرح انتقال آب از سرشاخه‌های دز به قم» و همچنین نام گذاری پروژه ساخت و اجرای این طرح با نام پروژه "قمرود" باعث واکنش‌هایی در میان مردم بختیاری شهرستان الیگودرز و مسئولان استان لرستان شد تا جایی که رحمانی نماینده مجلس هشتم شهرستان الیگودرز نسبت به نام‌گذاری این طرح اعتراض کرد و آن را مجعول خواند. ]]> اقتصادی Sat, 09 Nov 2013 10:42:21 GMT http://ibnanews.ir/vdcb.abzurhb9giupr.html داستان "پایتخت نفتی ایران" و سخنی با وزیر نفت http://ibnanews.ir/vdch.inqt23nimftd2.html سايت خبري رجانيوز در گزارشي به قلم ارسلان ظاهري بيرگاني با عنوان «بمناسبت یکصد و چهارمین سالگرد کشف نفت در مسجدسلیمان؛ داستان ‎فراز و نشیب "پایتخت نفتی ایران" و سخنی با وزیر نفت»، به بررسي تحولات اقتصادي اين شهر از منظر سياسي و ارائه ارزيابي از نقش و كارنامه دولتهاي مختلف در توسعه همه جانبه اين شهرستان پرداخت. به گزارش آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز)، متن كامل گزارش رجانيوز از مسجدسليمان به اين شرح است:پنجم خرداد را در حالی پشت سر گذاشتیم که یکصد و چهار سال از کشف نفت در شهر مسجدسلیمان هم گذشت. واقعیت این است که مسجدسلیمان امروز، دارد روزهای بعد از «کُما»ی خود را سپری می‌کند. مسجدسلیمانی که بعد از کشف «طلای سیاه» در یکصد و چهار سال قبل، وارد عصر طلائی خود شده بود و رسیدن به نفت در آن نوید تولد «تمدنی جدید» را می داد، دیری نپایید که رفته رفته به دوران جدیدی پای نهاد به نام «دوران افول»! حفر اولین چاه نفت خاورمیانه آن‌هم در عمق ۳۶۰ متری زمین در این منطقه نفت خیزسلسله جبال زاگرس و سرزمین های قوم غیور بختیاری سبب شد تا عشایر کوچ رو و با صلابت بختیاری، آهسته آهسته رسم و رسوم کوچ نشینی خود را رها کرده و برای اشتغال در شرکت نفت به مسجدسلیمان بیایند. چپاول وحشیانه چاه های نفت این منطقه نفت خیز توسط انگلیس استعمارگر و تزریق روحیه مصرف گرائی و آسان طلبی در بین مردمان این دیار، خود زمینه بیش از پیش این افول ویرانگر را فراهم کرد! نفت این «شهر اولین‌ها» (۱) که روزگاری «چرخه ی اقتصاد اروپا» را به گردش درآورده و « طی دو جنگ نیروی دریایی انگلیس» را نجات داده بود، حالا دیگر ذره ذره و بشکه بشکه ته کشیده بود و آنچه نصیب ساکنان‌اش می‌شد «بوی نفت بود و بوی گاز!». با گذر ایام، تنفس شهر به شماره می‌افتاد و « اولین‌ها» اندک اندک جای خود را می داد به «آخرین‌ها»! نشت نفت و گاز در مناطقی از شهر حالا معضل دیگری بود بر پیکر نیمه جان و خسته مسجدسلیمان! دولت آقای هاشمی که بر سر کار می آید، ترجیح می دهد گروهی از کارشناسان(!) را مامور پاسخگوئی به این سوال کند که” آیا اصلاً مسجدسلیمان قابل سکونت است یا خیر؟”. تحقیقات این گروه کارشناس در همان سال های ۶۸ و ۶۹ منتج می شود، به مصوبه ای رویائی و غیر واقعی توسط «دولت سازندگی!» که؛ “بدلیل عدم کنترل نشت نفت و گاز، شهر مسجدسلیمان باید به مکانی دیگر منتقل شود!". دولت‌مردان آن زمان، با وعده ی «ساختن یک شهر جدید» به نوعی صورت مسئله را پاک کردند و سال های متمادی از ورود امکانات، خدمات و بودجه ها به شهر «اولین چاه نفت خاورمیانه» جلوگیری کردند و این سرآغاز دوران دیگری بود که به جرأت می توان گفت برای دو دهه شهر را به یک کُمای طولانی فرو برد. مصوبه ای که هیچ گاه رنگ «اجراء» به خود نگرفت ، نه شهر جدیدی ساخته شد و نه جابجائی صورت پذیرفت! شهری که نه «طرح جامع» داشت و نه «اصول شهرسازی» در آن رعایت شده بود، خیلی زود کارش گره خورد و قفل کرد و مردمانش هم به میزان استطاعت، آرام آرام کوچ دوباره آغاز کردند و راهی مناطقی همچون؛ اصفهان، شاهین شهر، کرج، اهواز، شهرکرد و ... شدند و شاید کسی فکر هم نمی کرد روزی برسد که مسجدسلیمان، با کاهش جمعیت مواجه شود. ساکنان بیش از ۱۰۰۰ روستای محروم و مظلوم حومه شهر نیز که در روستا از ابتدائی ترین امکانات همچون برق و گاز و آب و بهداشت و جاده و مدرسه و ... بی نصیب بودند به ناچار به سوی مسجدسلیمان فرار(!) کردند، غافل از اینکه از «روستای کوچک» خود به «روستای بزرگی به نام مسجدسلیمان» نقل مکان می کردند و این خود یعنی شروع مشکلات و معضلات دوباره! هشت سال دولت اصلاحات هم چندان رهاوردی برای مردمان نجیب و کم توقع این شهر نیمه جان نداشت و ندای محرومیت این شهر هزار شهید در زیر پای «گفتگوی تمدن ها»ی آقای خاتمی له شد! به سال‌های آخر دولت آقای خاتمی که نزدیک می‌شدیم، تازه زمزمه‌هایی مبنی غیرعملی بودن «جابجایی شهرمسجدسلیمان» به گوش می رسید! انتخابات ریاست جمهوری نهم و آراء قاطع مردم به احمدی نژاد و برتری او بر رغیب قدرتمندش خود گواه این موضوع بود که ملت به دنبال «مردی است از جنس مردم». دولت تازه نفس احمدی نژاد در همان گام اول و پس از سفر استانی به خوزستان، عملا مصوبه دولت سازندگی را لغو کرد و تنها جابجائی پنج نقطه آلوده به نفت و گاز(پشت برج، نفتون، نمره یک، نمره ۸ و سی برنج) را از تصویب گذراند و احمدی نژاد در سفر خود به مسجدسلیمان قول داد تا برای حل برخی از معضلات سی ساله شهر همچون معضل آب، گاز شیرین و ... گام اساسی بردارد. سال ۱۳۸۷ فرا می رسد و حالا یکصد سال از کشف نفت در این دیار می گذرد، دولت نهم ، وزارت نفت را مکلف می کند تا در قالب اجرای یکصد پروژه عمرانی و عام المنفعه بخشی از«دین» خود را به مسجدسلیمان ادا کند. هیأت دولت همچنین طی مصوبه ای اندیکا و لالی (از توابع مسجدسلیمان) را به «شهرستان» ارتقاء می‌دهد. عنایت رهبری معظم انقلاب در سال ۸۸ به روستاهای حومه شهرهای لالی، اندیکا و مسجدسلیمان در نوع خود جالب توجه بود و در قالب طرحی با نام «برکت» صدها پروژه عام المنفعه راه‌سازی، انتقال آب و برق، ساخت مدرسه، خانه بهداشت، مسجد و... با هزینه‌ای بالغ بر صد و هشتاد میلیارد تومان برای عشایر غیور بختیاری ساخته شد. روستاییان حالا به زندگی در روستا راغب‌تر شده‌اند و این خود مانع از آمدن‌شان به حاشیه شهرها خصوصاً مسجدسلیمان می‌شود. علائم حیاتی و بارقه های امید و میل به زندگی در شهر نیز به تدریج رو به افزایش گذاشت و این را از ساخت و ساز های در سطح شهر می شد فهمید، حال می توان گفت که مسجدسلیمان بعد از یک دوره طولانی از کُما خارج شده است! براستی که مسجدسلیمان امروز به مراقبت ویژه و توجه جدی نیازمند است. و اما سخنی با مسئولان محترم کشور بویژه وزیر محترم نفت جناب آقای مهندس قاسمی: ۱- جناب آقای قاسمی، مردم محروم و در عین حال نجیب شهر هزار شهید مسجدسلیمان،انتظار دارند که حضرتعالی بعنوان وزیر نفت در اولین فرصت سری به این «پایتخت نفتی ایران» بزنید و از نزدیک مشکلات‌شان را به نظاره بنشینید. ۲- مسجدسلیمان حق بزرگی بر گردن صنعت نفت ایران دارد، چراکه هم اکنون و با گذشت چند دهه از تولید نفت و گاز، بازهم روزانه قریب به ۱۴۵ هزار بشکه نفت و ۱۲۰ میلیون فوت مکعب گاز (خوراک اصلی پتروشیمی ماهشهر) از ۵۴۰ حلقه چاه نفت (۳۲۰ حلقه فعال) و چند صد حلقه چاه گاز در این شهر بهره برداری می شود، پس حقیقتاً اوضاع امروز زیبنده این شهر نیست! ۳- شهری که بعد از یکصد سال(!) کلیات «طرح جامع» آن در چندسال گذشته تصویب شده است، امروز از نداشتن «طرح تفصیلی»، تمام نشدن مباحث پروژه های زیر ساختی مانند گاز و... رنج وافر می برد، که اصلی ترین علت آن عدم تعیین حریم چاه ها و لوله های نفت توسط شرکت نفت است و این موضوع به یک مانع جدی برای پیشرفت و آینده شهر تبدیل شده است، لذا به نظر می رسد تنها با دخالت و ورود شخص وزیر محترم این معضل حل شدنی است و بس! 4- امروزه در هر خانواده ای در مسجدسلیمان، از یک تا چند جوان بیکار حسرت روزهای از دست رفته و آینده شان را می‌خورند، جوانان رشید و با استعدادی که از فرط بیکاری یا مجبورند شغل خود را در شهرهای دور دست و دور از خانه و کاشانه شان جستجو کنند و یا متاسفانه گرفتار بلای خانمان سوز اعتیاد و ... شده اند، امروز اولویت دار ترین مشکل شهر مسجد سلیمان و حومه، موضوع مهم «اشتغال» است، درست است که مبحث بیکاری یک معضل کشوری است اما در اینجا به حد یک بحران رسیده است و نیازمند یک تدبیر فوری است، پس حداقل انتظار مردم از شما این است که بعنوان وزیر محترم نفت زمینه‌ای را فراهم کنید تا کارخانه پتروشیمی مسجدسلیمان که عده‌ای سال‌ها وعده آمدنش را داده‌اند، هرچه سریع‌تر وارد فاز عملیاتی خود شود و نیروهای مستعد و توانمند و بومی منطقه در آن بکارگیری شوند! آقای وزیر مردم شهر مسجدسلیمان پایتخت نفتی ایران منتظر اقدام انقلابی و بسیجی شما هستند. پي نوشت ها:۱- پس از کشف نفت توسط انگلیسی ها در مسجدسلیمان، بسیاری از امکانات و خدمات برای اولین بار در ایران و منطقه خاورمیانه به این منطقه نفت خیز آورده شد (البته برای رفاه کارمندان انگلیسی شاغل در نفت) و از این حیث شهر مسجدسلیمان دارای ۷۶ عنوان اولین‌ها بوده است، مواردی همچون؛ اولین چاه نفت درکشور و خاورمیانه، اولین چاه گاز در کشور و خاورمیانه، عمیق‌ترین چاه در کشور و خاورمیانه، اولین چاه گاز ترش در کشور و خاورمیانه با ۳۵% گاز هیدروژن سولفوره، اولین کارخانه گوگردسازی در کشور و خاورمیانه، اولین تصفیه خانه آب درکشور، اولین لوله کشی آب در کشور، اولین کارخانه برق در کشور، اولین راه‌آهن در کشور، اولین فرودگاه درکشور، اولین پرواز هواپیما در کشور، اولین باشگاه تفریحی در کشور، اولین سینما درکشور، اولین باشگاه گلف در کشور، اولین استخر در کشور، اولین باشگاه سوارکاری در کشور و ... ]]> اقتصادی Mon, 28 May 2012 12:47:57 GMT http://ibnanews.ir/vdch.inqt23nimftd2.html به راستی علت محرومیت شهرستان ایذه چیست؟ http://ibnanews.ir/vdcb.9bzurhb8fiupr.html ايبنانيوز / سرويس اقتصادي / ناصر مولاييشهرستان ایذه با جمعیتی نزدیک به دویست هزار نفر در شمال شرقی استان خوزستان قرار دارد. این شهرستان علی رغم پتانسیل بالایش چه در حوزه نیروی کار و چه در زمینه کشاورزی و منابع طبیعی و موقعیت گردشگری توریستی یکی از مناطق محروم کشور به شمار می رود و بسیاری از جوانان این شهرستان با مشکلات جدی به ویژه در بخش اشتغال روبرو می باشند. کثرت جمیعت جوان و مستعد از یک سو و عدم وجود صنایع و کاخانجات تولیدی که بتواند این نیروی کار مستعد را به خود جذب کند از سوی دیگر باعث بروز پدیده بیکاری در سطح این شهرستان شده است. در نتیجه این امر، تعدادی از مردم به خصوص قشر جوان که در واقع یکی از عناصر اصلی توسعه و پیشرفت برای هر منطقه ای به شمار می روند از روی اجبار و برای یافتن شغل دست به مهاجرت به نواحی دیگر می زنند و در آنجا به مشاغلی روی می آورند که کمترین وجهه اجتماعی را دارا می باشد. عده ای دیگر از مردم نیز به ناچار به سمت مشاغل کاذب کشیده می شوند. در صورتی که این گونه مشاغل کم ترین تاثیر ممکن را بر رشد اقتصادی شهرستان از خود بر جای می گذارند. علاوه بر این، بسیاری از جوانان شهرستان ایذه به دنبال بیکاری به راههای انحراف از جمله اعتیاد کشیده می شوند. که البته در این انحراف نباید به راحتی از نقش و کارکرد در نظر گرفتن این شهرستان به عنوان مکانی برای تعبیدیان شهرهای دیگر از سوی دولت گذشت. جدای از مشکل اشتغال یکی دیگر از مشکلات جدی شهرستان ایذه مسئله کیفیت ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به ویژه در سطح روستاهای شهرستان می باشد. عدم وجود پزشکان متخصص در بسیاری از شاخه های پزشکی و نبود بیمارستان کاملا مجهز در سطح خود شهر حاکی از این امر است. مشکل بهداشت و درمان در این شهرستان از آنجا بیشتر قابل توجه است که بدانیم حدود ۴۰% از جمیعت شهرستان را روستانشینانی تشکیل می دهند که روستایشان یا فاقد خانه بهداشت است و یا اگر هم خانه بهداشتی وجود داشته باشد دارای کمترین امکانات ممکنه می باشد. در کنار این مسائل، مشکل جدی دیگری که باید به آن توجه کرد معضل فرهنگی است که گریبان گیر بسیاری از مردم شهرستان می باشد. این مطلب که برای دستیابی به پیشرفت و توسعه در هر زمینه ای در یک منطقه قبل از هر چیز باید در آن منطقه فرهنگ به حدی متناسب با آن پیشرفت برسد امری صحیح و پذیرفته شده است. متاسفانه در شهرستان ایذه مشکلات و معضلات فرهنگی زیادی وجود دارد که یکی از بارزترین آنها مسئله قومیت و قوم گرایی در این شهرستان می باشد. در جوامع مدرن امروز واژه قوم و قومیت فاقد معنا و موضوعیت است. در اکثر موارد در شهرستان ایذه تعصب گروهی و قبیله ای آشکارا مسئله شایسته سالاری را نقض کرده است و باعث شده چه بسیار اشخاصی که توانایی تغییر و تحول اساسی را در سطح شهرستان دارا بوده اند و به راحتی کنار گذاشته شده اند که این مسئله در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی (جدای از مجلس نهم که تا حدی به نظر می رسد شایسته سالاری در نظر گرفته شده است) و به خصوص انتخابات شورای شهر به وفور خود را نشان داده است. معضلات فرهنگی همچنین باعث شده است افراد بسیاری که دارای تحصیلات عالی دانشگاهی می باشند به جای ماندن در این شهرستان دست به مهاجرت به نواحی دیگر بزنند و علم و کارآیی خود را در جهت پیشرفت آن نواحی به کار گیرند. در دهه گذشته مسئله ای که بر مشکلات شهرستان ایذه بیشتر افزود، آبگیری سد کارون سه بود. امروزه در کشورهای توسعه یافته پدیده سدسازی با توجه به معضلات زیست محیطی اش امر معقولی به شمار نمی رود. سد کارون 3 جدای از مشکلات زیست محیطی، باعث از بین رفتن بسیاری از روستاها و مزارع کشاورزی شد که در نتیجه، این امر مهاجرت اجباری روستانشینانی را به شهر به دنبال داشت که فاقد کمترین تجربه و تخصص برای زندگی شهرنشینی بودند. لذا این افراد با توجه به سطح تحصیلاتشان که اغلب تحصیلات پایین داشتند، با ورود به شهر به مشاغل کاذب روی آوردند. و از نظر خدمات آموزشی و بهداشتی چون امکاناتی متناسب با این مهاجرت در سطح شهر در نظر گرفته نشده بود لذا طبیعی بود که بر مشکلات شهر افزوده خواهد شد. از نظر فرهنگی نیز باید گفت که این افراد بیشتر شهرنشین شدند تا شهرگرا. لازم به ذکر است این تجربه تلخ امروزه گریبان گیر مناطق دیگری از سرزمین بختیاری (آوارگان سد گتوند) نيز شده است که باید تا دیر نشده است فکری به حال آن کرد. اما به راستی ریشه اصلی این مشکلات در کجاست. ریشه این مشکلات و محرومیت ها هم به عملکرد مسئولین سیاسی و اجرایی شهرستان و هم به عملکرد مردم برمی گردد. مسئولین شهرستان علیرغم تاکید مقام معظم رهبری بر تلاش و نقش مسئولین هر منطقه در رفع محرومیت و فقرزدایی آن منطقه، بیشتر تلاش خود را صرف رقابت های ناسالم سیاسی بین خودشان می کنند. به وفور دیده می شود وقتی کسی در شهرستان به یک پست مهمی منصوب شد تنها چیزی که از یاد می برد تلاش برای ترقی و پیشرفت شهرستان می باشد و بیشتر وقت خود را صرف تغییر رئیس ادارات شهرستان می کند بدون اینکه اصلا به عملکردها توجه شود. رابطه بازی در بین مسئولین شهرستان شایسته سالاری و تخصص را کنار زده است. مردم شهرستان نیز با گرایش به تعصبات قومی، عدم آگاهی از حقوق شهروندی خود و بی توجهی به عملکرد مسئولین شهرستان نقش مهمی را در عقب ماندگی شهرستان ایذه ایفا می کنند. اما برای رفع این محرومیت ها چه باید کرد. باید دانست فرایند توسعه معقوله ای زمان بر است و نیاز به یک برنامه ریزی مدون دارد و در آن جایی برای اعمال برنامه های سلیقه ای وجود ندارد. برای غلبه بر مشکلات شهرستان ایذه و به حرکت درآوردن این شهرستان در مسیر توسعه نیز در آغاز باید ظرفیت های موجود شهرستان شناسایی و مطابق با این ظرفیت ها برنامه ریزی شود و خواسته ها مطرح گردد. در زمینه فرهنگی باید نقاط ضعف و قوت شناسایی شده، سپس با تدوین برنامه ای جامع توسط متولیان و متخصصین عرصه فرهنگی در جهت تقویت نقاط مثبت و کاهش نقاط منفی فرهنگ موجود حرکت نمود. اما در زمینه اشتغال و اقتصاد مشخصا شهرستان ایذه بیش از هر چیز ظرفیت و استعداد بالایی در زمینه کشاورزی دارد. زمین های حاصلخیز فراوان با بهره برداری درست و علمی، خیلی سریع می تواند این شهرستان را به یک قطب کشاورزی تبدیل کند و نیروی بسیاری را در خود جذب کند. با سازماندهی مناسب تالاب میانگران که بهتر است اكنون "لجن زار میانگران" نامیده شود و انتقال آب از سد کارون سه به دشت های مرغوب شهرستان ایذه، به راحتی می توان بخش کشاورزی این شهرستان را متحول کرد و نیروی کار وسیعی را به کار گرفت. به دنبال صنعتی شدن کشاورزی شهرستان و رشد محصولات کشاورزی، کارخانجاتی مرتبط با آن برای بسته بندی و عرضه این محصولات شکل خواهد گرفت. وقتی که امروز شاهد انتقال آب از یک استان به استان های دوردست در کشور هستیم، بنابراین انتقال چهل کیلومتری نه باید کار خیلی سخت و زمان بری باشد. پس از انجام این امر، به تدریج بايد مسئولین روی شروع یک برنامه اقتصادی دیگر متناسب با ظرفیت های شهرستان اقدام نمایند. طرح انتقال آب از سد كارون 3 به دشت ايذه که سالها فقط تبدیل به یک شعار انتخاباتی شده به نظر میرسيد، با عزم راسخ و اراده قوی که در منتخب مردم شهرستان ایذه و باغملک در مجلس نهم جناب آقای دکتر درویش پور سراغ داریم و پیگیری های ایشان، بزودی روند اجرایی به خود می گیرد و به انتظارها پایان می بخشد. که البته تنها تلاش نماینده مجلس کافی نیست و دیگر مسئولین و نخبگان شهرستان ایذه نیز باید با دکتر درویش پور یکدل و همگام شوند نه اینکه به علت برخی از مسائل دست به کارشکنی بزنند و در صدد تخریب برآیند. که این امر جز افزودن بر مشکلات و معضلات این شهرستان نتیجه ای به همراه نخواهد داشت. در پایان باید خاطرنشان کرد که هدف از نوشتن این مسائل و مشکلات، زیر سوال بردن عملکرد یک شخص خاص نیست بلکه مطرح کردن مسائل و مشکلات شهرستان به طور کلی بوده است. ]]> اقتصادی Sat, 19 May 2012 08:48:35 GMT http://ibnanews.ir/vdcb.9bzurhb8fiupr.html