آژانس خبری بختياری - آخرين عناوين روزشمار :: rss_full_edition http://ibnanews.com/vsnd.xl02tmcyfa26y.html Thu, 20 Oct 2011 04:05:41 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Thu, 20 Oct 2011 04:05:41 GMT روزشمار 60 قالب وبلاگ؛ سردار اسعد بختياري http://ibnanews.com/vdcj.yetfuqeaosfzu.html  سرویس خدمات ایبنا نیوز با هدف ارائه خدمات به وبلاگ نویسان لر و بختیاری قصد دارد از این پس قالب های وبلاگی با تم لری و بختیاری را طراحی و در اختیار کاربران این سایت قرار دهد.   کد اولین قالب طراحی شده به نام "قالب سردار اسعد"  را می توانید در ادامه دریافت کنید.   . . . . . .     لینک دانلود قالب سردار اسعد بلاگفا http://malkanoon.persiangig.com/blogfa.sardar-asad.zip مشاهده قالب سردار اسعد بلاگفا http://malkanoon.persiangig.com/blogfa.sardar-asad.txt     لینک دانلود قالب سردار اسعد میهن بلاگ http://malkanoon.persiangig.com/mihablog-sardar-asad.zip مشاهد قالب سردار اسعد میهن بلاگ http://malkanoon.persiangig.com/mihablog-sardar-asad.txt   ]]> روزشمار Sat, 13 Feb 2010 13:38:35 GMT http://ibnanews.com/vdcj.yetfuqeaosfzu.html شرحی بر زندگی و آثار استاد بهمن علاءالدین http://ibnanews.com/vdcd.s0s2yt0fka26y.html   آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز): استاد بهمن علاءالدین خواننده، ترانه سرا و آهنگساز نامی بختیاری، بیستم مهرماه سال 1319 در شهرستان مسجد سلیمان دیده به جهان گشود؛ پدرش میرزا محمد کریم و مادرش حاجیه لیمو خانم  نام داشت که علی رغم تعداد زیاد فرزندان، دلسوزانه به تربیت آنها همت گمارده بودند. 5 سال بعد، بهمن به دلیل تغییر محل خدمت پدرخود که آن زمان در شرکت نفت مسجد سلیمان شاغل بود، به لالی نقل مکان کرده و تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان تازه تاسیس این شهر آغاز نمود.   وی پس از اتمام دوران ابتدایی، سال های اول و دوم دبیرستان را در "اَمبَل" و در "دبیرستان هنر" به پایان برد و سرانجام در سال 1340 دوره دبیرستان را در شهرستان مسجد سلیمان به اتمام رساند مهرماه سال 1342 خدمت نظام وظیفه را در سپاه دانش آغاز کزد که پس از اتمام دوره آموزشی، فعالیت فرهنگی خود را در دهستان قیدار از توابع بخش سلطانیه شهرستان زنجان آغاز نمود؛ بهمن علاءالدین تابستان 1342و در ادامه خدمت سپاه دانش به" دهستان تِمبی" از بخش " قلعه تُل" منتقل شد.  وی تا پایان خدمت سربازی و پس از استخدام در آموزش و پرورش، یعنی تا سال 1348 در شهرستان های " ایذه" و "باغملک" به خدمت خود ادامه داد. در سال 1348 به آموزش و پرورش " اهواز" ودانشسرای مقدماتی این شهر منتقل و ضمن انجام ادامه خدمت، موفق به کسب مدرک فوق دیپلم ادبیات گردید و سپس در  مدرسه "ماندانا" ( شهید شجرات) به عنوان دبیر و ناظم به ادامه خدمت مشغول شد و سرانجام پس از سال ها خدمت در حوزه فرهنگ و حرفه مقدس معلمی، در سال 1373 نیز به افتخار بازنشستگی نایل گردید.   استاد بهمن علاءالدین خواندن آواز و سرودن ترانه  را از همان سالهای دوران تحصیلات ابتدایی در "لالی" و به صورت غیرحرفه ای آغاز کرد و از سال 1350 با ارایه نخستین و جاودانه ترین اثر خود" دختر لچک ریالی"،  دوره اول فعالیت حرفه ای خود را بطور رسمی با همکاری رادیو و تلویزیون اهواز ونفت ملی آبادان  و اجرای کنسرت هایی در هفت تپه ،کرمان و ماهشهرآغاز کرد و با ورود خود به عرصه موسیقی، موسیقی بختیاری را وارد دوران جدیدی نمود. همراهی با استاد"منصور قناد پور"، نوازنده برجسته سنتور و رهبر وقت ارکستر اهواز و همچنین استاد "محمد موسوی" نوازنده ممتاز و مشهور نی کشور و برخی دیگر از هنرمندان و شاعرانی مانند "سیروس احمدی فر" ،"جمشید احمدی"،"حبیب اله ریخته گر"،"بهمن فردوسی"،"رسول ایزد یار"و"عبد العلی خسروی" موجب شد تا علاوه بر ارایه چند اثر دیگر به گویش بختیاری نظیر" گل ناز"،"تنگ بلور"،"بهار"،"گل باوینه" و ... چند ترانه دیگر به زبان فارسی مانند" گل های کاغذی"،" باغ آباد"،"دلتنگی"،" قاصد خوش خبر"،"باغ ستاره ها"،"باید فراموشت کنم" و... را از طریق رادیو وتلویزیون سراسری و محلی اهواز و آبادان نیز به علاقمندان ارایه کند. استاد علاءالدین پس از انقلاب اسلامی سال 1357، تحت تاثیر شرایط وقت، قدری از فعالیت هنری خود کاست و بیشتر وقت خود را علاوه بر شغل معلمی به سرودن اشعار و ترانه های بختیاری و تحقیق و مطالعه بر روی نغمه های محلی و موسیقی فولکلور بختیاری نهاد.   وی در سال 1365 نخستین کاست خود را به نام "مال کنون "  با آهنگسازی و تنظیم ماهرانه استاد " عطاء جنگوک" ، آهنگساز برجسته کشور و با الهام و استفاده از برخی ترانه ها و اشعار فولکلور و بعضی سرود ه های " عبد العلی خسروی" و نوازندگی جمعی از هنرمندان و نوازندگان  مشهور و حرفه ای کشور نظیر"مسعود شناسا"، "مهدی آذرسینا"،"علینقی افشارنیا"،"حسین بهروزی نیا"،"مرتضی اعیان"و...ارایه کرد و بدین ترتیب دوره دوم فعالیت رسمی هنری خود را آغاز نمود . 6 سال زمان لازم بود تا استاد پس از سال ها تحقیق، پژوهش و ممارست در حوزه موسیقی بختیاری، اثر شاخص دیگری را به نام" هی جار" با تنظیم و آهنگ سازی "عطاء جنگوک" و با استفاده از اشعار و ملودی های ساخته شده توسط خود و برخی اشعار و ترانه های  فولکلوریک،با همراهی " علی حافظی"  نوازنده برجسته نی بختیاری و جمع دیگری از بهترین نوازندگان کشور مانند" رضا شفعیان" ،"منصور سینکی"،"افشار نیا"، "اردشیر و بیژن کامکار"، "بهروزی نیا"، "محمود فرهمند"در قالب گروه "شهرآشوب" به دوستدارا ن موسیقی بختیاری ارایه کند.  استاد بهمن  علاءالدین دو سال بعد، یعنی در سال 1373 سومین آلبوم خود را به نام" تاراز" که خود نام کوهی پر رمز و راز و خاطره انگیز در مسیر کوچ ایل خود ومعروف به داشتن  کبک های خوش آواز بود را با استفاده از اشعار وملودی های ساخته شده توسط خود و تک نوازی ماهرانه نی "حافظی"و همراهی ضرب" محمود فرهمند "و تنظیم استادانه استاد "قنادپور" به دوستداران خود هدیه کرد.   وی در این اثر نیز براساس ملودی ها ،مقام ها و اشعار و ترانه ها وقطعاتی نظیر" چوب بازی" ، "شباش" ،  "گله داری" بخش دیگری از فرهنگ، آداب و رسوم ایلی بختیاری را ترسیم کرده است.در مجموع این اثر که در آن با تصنیف ها و آوازهایی مانند "کوگ تاراز "که در آن ضمن معرفی" کوگ "بعنوان پرنده مورد علاقه در ایل ،شادی حزن انگیزی را که مخصوص همتباران خود است و "بی قرار" که به لحاظ ادبی از طنزهای ظریف روستایی برخوردار است و یا "آخی وای" که تجسم حسرت ها و دلتنگی های" وارگه نشینان" گرمسیری است و یا" ستین دل" و" هیاری" که وقایع مهمی نظیر همبستگی و سلحشوری مردان و زنان ایل را با رمزی و اعجازی که باب تازه ای به لحاظ مضمون و گام جدیدی در ادبیات آهنگین و حماسی ایل است و... بعنوان اثری ممتاز که جدای ازتازگی و تنوع شعر و موسیقی و اجرا ،به لحاظ کاربرد مفاهیم فرهنگی و غنای فولکلوریک و بدلیل استفاده از اصطلاحات بکر و اصیل و نیز صراحت و صحت و سلامت دقیق گویش بعنوان منبع ومرجعی برای زبانشناسان معرفی شده است. استاد بهمن علاءالدین در سال 1375 چهارمین کاست خود را با نام "بر افتو " این بار هم با تنظیم "استاد منصور قناد پور" و نوازندگی" شهریار فریوسفی"،"جمال جهانشاد"،"حسن ناهید" ،"اردشیر ،اردوان وارژنگ کامکار" و تک نوازی نی "استاد حافظی" و به اهتمام استاد"فریدون شهبازیان" منتشر کرد.   وی در تداوم و استمرار تلاش های خود و با وجود گلایه های بسیا ر از وضعیت حاکم بر شعر وموسیقی اصیل وسنتی و فولکلوریک ، بخش دیگری از سروده ها و ساخته های خود را در سال 1377  در کاست دیگری با نام"آستاره" با تنظیم ماهرانه و قطعات بدون کلام "استاد قنادپور "و همراهی برخی دیگر از نوازندگان برجسته کشوراز جمله" حسن ناهید" ، "شهریار فریوسفی"،" جمال جهانشاد"، "مجید اخشابی" ، "محمود فرهمند"،"رسول بهبهانی" ،"سهیل ایوانی" و...طراحی جلد "بهروز غریب پور" منتشر کرد . دوره سوم فعالیت هنری استاد بهمن علاءالدین با کوچ وی از اهواز به "کرج"درسال 1379 شروع و تا پایان حیات پربارش ادامه پیدا می کند. در واقع وی علیرغم درخواستهای مکرر هواداران و دوستان و دوستداران خود جهت سکونت یا سفر به خارج از کشور،نه تنها به دیدار از مناطق روستایی و عشایری علاقه بیشتری نشان می داد بلکه با وجود دوری از دیار خود ، همچنان ارتباط خود را با عشایر و مناطق عشایری و روستایی حفظ کرده و این بار که علاوه بر " سرگرونی روزگار" و  " تهینایی و سنگینی دل " مجبور به تحمل غم" دِیری" و فاصله از دیار و سرزمین نیاکان خود نیز شده بود ، با احساسی حسرت برانگیزتر و علاقه ای تازه تر و جدیتی بیشتر به سرودن شعر و ترانه و ساختن و خواندن آهنگ پرداخت.   استاد بهمن  علاءالدین در سال 1379 به شهرستان" کرج" نقل مکان نمود و پس از طی یک دوره بیماری کلیوی وعمل جراحی مثانه  در "صبحگاه روز جمعه،دوازدهم آبانماه 1385 "،در سن 66 سالگی،به علت نارسایی قلبی در بیمارستان" کسری" جهانشهر این شهر دار فانی را وداع گفت. پیکر استاد بهمن علا الدین علیرغم میل خانواده ، بستگان و طایفه اش و با وجود درخواست های گسترده و اصرارهای فراوان همتباران و علاقمندانش، بنا به برخی دلایل و از جمله ضرورت انجام مشورت و بررسی های لازم به منظور انتخاب یک مکان مناسب در دیار پهناور ایل و تبار خود ، طی یک مراسم با شکوه تشییع و درجوار تربت برخی از هنرمندان و فرهیختگان برجسته کشور نظیر استاد غلامحسین بنان ، حبیب اله بدیعی،مرتضی حنانه ،هوشنگ گلشیری ، احمد شاملو ، دلکش ،احمد عبادی،تقی ظهوری، پوران ،آغاسی ، قوامی ،احمد محمود(اعطاء)، وزیری،محمود مشرف(م .آزاد) و.... "بطور امانت" در "بقعه متبرکه امامزاده طاهر(ع) کرج" به خاک سپرده شد.   درگذشت ناگهانی استاد بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) که عمر خود را دلسوزانه در راه اعتلای فرهنگ و هنر قوم خود صرف نمود و با وجود محبوبیت و معروفیت خاص و ممتازش نزد هواداران و همتباران ،همواره مظلومانه ومحجوبانه و به دور از هر گونه میل مادی و دنیوی در خدمت فرهنگ مرز و بوم خود و ساختن وسرودن دل انگیز ترین نوا ها و نغمه های تبار و دیار خود بود ،آنچنان تاسف و تاثری عمیق بر همتباران وی در تمام طوایف و تیره های بختیاری اعم از چهارلنگ و هفت لنگ ، هواداران، دوستان وآشنایان وی در داخل و خارج از کشور گذاشت که علاوه بر انعکاس گسترده آن در استانهای مختلف لر و بختیاری نشین  مانند تهران ،خوزستان،چهار محال و بختیاری ،اصفهان،لرستان،کهگیلویه و بویر احمد،ایلام و...رسانه های مختلف،بویژه مطبوعات محلی و سراسری ، به نحوی ستایش برانگیز وکم نظیر و به طور خودجوش در شهرها ،روستا ها ومناطق بسیاری در داخل و خارج از کشور از جمله: تهران ، کرج ،  اهواز ، شوشتر ، مسجد سلیمان ، آبادان ، ماهشهر ، دزفول ، اندیمشک ، اصفهان ، فولاد شهر،  شهرکرد ، لردگان ، باغملک ، ایذه ، هفتگل  ، لالی ، قلعه تل(ایذه)،یزدان شهر،دورود،ازنا،الیگودرز،گُتوند(شوشتر)، اندیکا(مسجدسلیمان)،جنّت مکان(شوشتر) ،عقیلی(شوشتر)،دیناران،رامهرمز،دهدز(ایذه)،بنادر خارک و قشم،منطقه عسلویه و... در کشورهای آلمان ، هلند  ، انگلیس  ، کانادا ، کویت و ... مراسم ها و آیین های سنتی و ایلیاتی و با شکوه مختلفی در سوگ از دست رفتن و بمناسبت های سو مین، هفتمین و چهلمین روز درگذشت وگرامیداشت یاد و خاطره وی برگزار گردید.   درگذشت استاد بهمن علاءالدین که در طول حیات و آثارش دعوت به همدلی و اتحاد و زندگی و عشق و صفا وصمیمیت و پاسداشت ارزشها و نمادهای ایلی را ترویج میکرد  و حیات و هنر خود را وقف پاسداشت اصالت ها و هویت و ارزشها و نمادهای قوم خود کرده بود، و" عشق ها ،شور ها،ناکامی هایا کامیابیهای  جوانان بختیاری با آثار وی پیوند یافته و بخشی از هویت زندگی امروز آنها مدیون آواز ها و ترانه های اوست" نه تنها بازگشت به هویت ایلی را میان همتباران و بویژه جوانان و نوجوانان قوم خود موجب گردید و جوششی بی سابقه را میان نخبگان و فرهیختگان و هنرمندان بختیاری و لر تبار و بویژه نسل جدید آنها بوجود آورد و انتشار حجم گسترده ای از آثار مختلفی از مقالات ، متون ادبی ، شعر ،ترانه ، سرود و...در مطبوعات سراسری و محلی و بویژه در قالب انتشار ویژه نامه های  متعدد و چاپ عکس ،پوستر ،سر رسید،تقویم و....مزین به تصاویر وی و زندگی قوم بختیاری و با مضمون توصیف و تحلیل و تمجید از نقش و جایگاه ارزنده وی در شعر ،موسیقی،ادبیات،تاریخ ،فرهنگ و....بختیاری را موجب شد  ، بلکه همتباران خود از طوایف و تیره های مختلف و نقاط گوناگون را –پس از گذشت سالهای متمادی-یکبار دیگر آنهم به شیوه گذشتگان از جمله با پوشش و آیین های محلی گرد هم آورد و صمیمیت و "گوگری"(برادری) را بار دیگر میان بختیاریها به نمایش گذاشت.شدت حزن و اندوه وتاثر حاکم بر مراسمات و محتوای برنامه ها و مطالب منتشر شده به قدری بود که از یک سو حکایت از نقش بستن زخمی عمیق بر عواطف واحساسات یک قوم و شدت محبوبیت و منزلت آن هنرمند فقید نزد نخبگان و مردم داشت. انتهای پیام/ پی نوشت:مطلب فوق خلاصه ای است از " شرحی بر زندگی، آثار و درگذشت استاد بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) خواننده،ترانه سرا و آهنگساز فقید موسیقی بختیاری" بقلم فرزاد پیلتن با اندکی تغییر و اصلاح. ]]> روزشمار Tue, 03 Nov 2009 19:39:29 GMT http://ibnanews.com/vdcd.s0s2yt0fka26y.html سالروز درگذشت سردار اسعد بختیاری http://ibnanews.com/vdcd.j0s2yt0zfa26y.html آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / روزشمار تاریخ: عليقلي خان ايلخاني (سردار اسعد دوم) پسر سوم و چهارمين فرزند حسين قلي خان ايلخاني از تيره هفت لنگ بختياري و نوۀ دختري نجف خان به سال 1274 ق /1858م در چهار محال در منطقه‌اي قشلاقي ديده به جهان گشود.1 عليقلي خان از خردسالي نسبت به برادران خود برتري داشت. وي به مناسبت هوش و ذکاوت فطري بيش از ساير فرزندان مورد توجه ايلخاني قرار گرفت. عليقلي خان پس از گذراندن دوران طفوليت در اوايل جواني به تحصيل مشغول شد و پس از آموختن زبان عربي و قرآن به تحصيل علوم خارجي از جمله زبان فرانسوي پرداخت. حسين قلي خان معلمي براي تعليم وي در نظر گرفت. وي در اندک زماني زبان فارسي و خط تحرير را فرا گرفت و پس از آن به مقدمات عربي و ادبي از نحو و صرف و منطق و بديع و بيان و امثله عرب مشغول گرديد. در سال 1294 ق با «بي بي مهرجان» دختر يکي از بزرگان بختياري ازدواج کرد و نخستين فرزند او در 1297 ق متولد و از طرف ايلخاني به نام جعفرقلي خان نام گذاري گرديد که بعدها سردار بهادر و پس از فوت عليقلي خان به سردار اسعد سوم شهرت يافت.2 حاج عليقلي خان در سال 1298 ق، به همراه پدرش ايلخاني و اسفنديار خان برادر بزرگش به طهران احضار شدند و به ديدن ناصرالدين شاه نائل گرديدند. در اين ملاقات تصميماتي اتخاذ شد از جمله اينکه، اين دو برادر با صد سوار بختياري عضو کشيکخانه سلطنتي شدند ولي اقدامات اسفنديار خان و عليقلي در تهران طولاني شد و به تقاضاي ظل‌السلطان حکمران اصفهان، شاه موافقت کرد که آن دو برادر به اصفهان برگردند. در 25 رجب 1299 ق ظل‌السلطان، ايلخاني و دو پسرش را براي شرکت در يک رژه نظامي دعوت کرد بي‌خبر از آنکه ظل‌السلطان از سفر تهران نقشه نابودي او را با خود آورده است. براي ظل‌السلطان حکمران مقتدر اصفهان تحمل قدرت ايلخاني دشوار و خطرناک بود. فرهاد ميرزا معتمدالدوله که بر اثر دسايس ظل‌السلطان از حکومت فارس برکنارشده بود، در تهران ذهن شاه را نسبت به ظل‌السلطان مشوش نمود و براي خراب کردن قدرت ايلخاني امکان طغيان او را مطرح کرد و ظل‌السلطان را به غفلت از اين خطر متهم ساخت. به همين مناسبت ظل‌السلطان به تهران احضار شد و شاه نظريات معتمدالدوله و خطر ايلخاني را با وي در ميان گذاشت. ظل‌السلطان که از قدرت ايلخاني رضايت نداشت وقتي ديد معتمدالدوله با سياست، ذهن شاه را سخت نسبت به ايلخاني مشوش کرده از فرصت استفاده کرد و موقع را براي نابود کردن ايلخاني مناسب شمرد و دستور نابود کردن ايلخاني را گرفت و به اصفهان بازگشت. پس از مراسم رژه در چهلستون از خوانين پذيرايي شد. در اين پذيرايي يک فنجان قهوه آميخته با زهر مهلک به ايلخاني داده شد و وي را روانه زندان ساختند. او پس از دو روز در زندان درگذشت و دو فرزندش به دستور ظل‌السلطان به زندان افتادند.3 در اين ايام امام قلي و رضا قلي خان (عموهاي حاج عليقلي خان) از طرف ظل‌السلطان به لقب ايلخاني و ايل بيگي منصوب گرديدند و به مدت شش سال بعد از قتل ايلخاني اين مقام را حفظ نمودند.4 عليقلي خان بعد از يک سال در تاريخ 1300 ق به واسطه سعي و اقدام دوستان از زندان مرخص گرديد و عازم تهران شد و خود را به خانه امين‌السلطان صدراعظم رسانيد.5 در سال 1305 ق که ظل‌السلطان از حکومت اصفهان معزول گرديد، اتابک، اسفنديار خان را که در زندان بود به اتفاق عليقلي خان به طهران احضار کرد و موجبات مرحمت شاه را نسبت به آنان فراهم نمود. اسفنديار خان با گرفتن لقب سردار اسعد و خلعت سلطنتي رئيس ايل شده به بختياري رفت و عليقلي خان در تهران فرمانده پنجاه نفر سردار بختياري شد.6 ولي حقيقت اين بود که شاه براي جلوگيري از طغيان سران ايلخاني، حاج عليقلي خان را به عنوان گروگان در تهران نگاه داشت. در اين دوران وي با اوضاع سياسي و اجتماعي تهران آشنا شد و رجال و افراد مؤثر را شناخته و با بعضي از مأموران سياسي از جمله چند تن از ديپلماتهاي انگليسي آشنا گرديد.7 و به سال 1311 ق به منصب و نشان و حمايل امير توماني نائل گرديد.8 در هفدهم ذي القعده 1313 که حادثه ترور ناصرالدين شاه رخ داد، عليقلي خان با سواران خود ملازم رکاب بود و در فاصله مرگ ناصرالدين شاه تا به روي کار آمدن مظفرالدين شاه که چهل و چند روز به طول انجاميد، حفاظت کاخ گلستان و ابنيه سلطنتي را بر عهده داشت. با آغاز سلطنت مظفرالدين شاه، اتابک امتياز راهسازي بين اصفهان و اهواز را از شاه گرفت.9 امتياز جاده لينچ در تاريخ بيستم ذي القعده 1314 در هشت فصل و براي مدت 60 سال به اسفنديار خان، محمدحسن خان سپهسالار و حاج عليقلي خان واگذار گرديد.10 عليقلي خان معتقد بود اين امتياز نامه براي بختياريها داراي نفع و سود مي‌باشد زيرا که باعث گرديد بختياريها با کشورهاي متمدن جهان از جمله انگلستان حشر و نشر نمايند و اين ارتباط مي‌توانست بختياريها را از شيوه زندگي بدوي و اوليه نجات داده و آنها را به شيوه زندگي مدرن سوق دهد. با انعقاد قرارداد لينچ و مرگ اتابک، عليقلي خان ديگر به گارد سلطنتي مراجعه نکرد و بيشتر اوقات خود را در بختياري گذرانيد و کاخ زيبا و جالب خود را به سبک ايراني و با تزئينات فرنگي در جونقان بنا نهاد.11 عليقلي خان در سال 1318 ق راهي اروپا شد. در سال 1321 ق که اسفنديار خان، سردار اسعد اول فوت کرد عليقلي خان مدتي به بختياري رفت و ميان برادران خود با فرزندان امام قلي خان صلح و آشتي برقرار کرد و در سال 1323 ق به دستور مظفرالدين شاه لقب سردار اسعد و نشان حمايل به وي اعطا گرديد و وي را مأمور استقرار امنيت در لرستان نمودند. و پس از درگذشت مظفرالدين شاه براي بار دوم براي معالجه چشم رهسپار فرنگ شد.12 عليقلي خان از بيشتر شهرهاي اروپا ديدن کرد و در پاريس اقامت گزيد و تمام وقت خود را صرف مطالعه گذرانيد و زبان فرانسه خود را کامل کرد چنانکه ديگر به مترجم نيازي نداشت حتي به ترجمه چند کتاب فرانسوي از جمله دختر فرعون و پاريس از الکساندر دوما و غادة الانگليس از جرجي زيدان دست زد.13 در ايام اقامتش در پاريس از به توپ بستن مجلس آگاه شد. در دوره موسوم به استبداد صغير مخبرالسلطنه، احتشام السلطنه و ممتازالدوله براي «اعاده آزادي» در پاريس انجمني تشکيل دادند. بيشتر مخارج اين انجمن را ظل‌السلطان و پسرش جلال‌الدوله که در پاريس مي‌زيستند و مدعي سلطنت بودند مي‌پرداختند.14 گاهي جلسات در پاريس در منزل عليقلي خان سردار اسعد برپا مي‌گشت چرا که وي مردي ثروتمند و متنفذ بود و براي خود خانه و دستگاهي داشت در حالي که ايرانيان فراري اغلب با دست خالي به پاريس گريخته بودند. عصرها هم جلساتي در کافه دولاپه (قهوه خانه صلح) با حضور عليقلي خان و برادرزاده او مرتضي قلي خان و مخبرالسلطنه و حاج ميرزا آقافرشي تشکيل مي‌گرديد و چون هزينه‌هاي آن بسياربالا بود، هزينه را سردار اسعد مي‌پرداخت.  در اين جلسات آزاديخواهان، عليقلي خان را به باد انتقاد گرفتند که خون جوانان آزاديخواه بر زمين جاريست و تو تخت پوستين در پاريس پهن نموده‌اي. مخبرالسلطنه و شکرالله خان معتمدخاقان، سردار بختياري را با انواع کلمات عتاب آلود ملامت کردند که چرا در پاريس نشسته‌اي و دل به زيباييهاي فرنگ بسته‌اي. در اين ميان عليقلي خان که به دليل قتل پدرش و زنداني خود و برادرش نسبت به سلسله قاجار کينه در دل داشت، بي ميل نبود که بر ضد دستگاه استبداد قاجار قيام نمايد، اما وي از عاقبت کار مي‌ترسيد.15 در اين ميان محمدعلي شاه صمصام‌السلطنه را از حکومت بختياري معزول و سردار ظفر را به سمت ايلخاني و حکومت بختياري منصوب نمود. صمصام‌السلطنه اين فرمان را نپذيرفت و شروع به گردنکشي نمود و زمينه را براي شورش بختياريان پديد آورد.16 و بلافاصله مراتب را به گوش برادرش عليقلي خان سردار که در پاريس حضور داشت رسانيد. عليقلي خان اواسط ماه شعبان 1326 مخفيانه از اروپا عازم  بختياري شد. وي به طور ناشناس وارد جلفاي اصفهان شد و بلافاصله ورود خود را به حاج آقا نورالله اطلاع داد و پس از ملاقات با حاج آقا نورالله و دکتر مسيح خان، برادران و عموزادگان خود را به اتحاد و ترک خصومتهاي شخصي و خانوادگي فرا خواند. اين ملاقات سه ساعت طول کشيد و چون مذاکرات پايان يافت، عليقلي خان به پاريس بازگشت.17 در اين اوقات، خبر سقوط اصفهان و قتل آقا بالا خان سبب گرديد تا عليقلي خان عزم خود را جزم نمايد و به ايران بيايد. چون به اوضاع سياسي آشنا بود، براي آنکه بي‌گدار به آب نزده باشد، به لندن رفت تا سر و گوشي آب بدهد و با مقامات انگليس مذاکره کند و مزه دهن آنها را بفهمد.18 چون حاج عليقلي خان از همراهي دولت انگلستان و رضايت ايشان از اين اقدام بر ضد دستگاه محمدعلي شاه اطمينان يافت، عازم ايران شد.19 در محمره شيخ خزعل از وي پذيرايي نمود. همچنين غلام حسين خان (سردار محتشم) پسر عم سردار اسعد از وي استقبال با شکوهي نمود.20 آنگاه سردار اسعد دستور داد تا قرآني را بياورند. شيخ خزعل و سردار اسعد دست بر روي قرآن گذاشتند.21 و شيخ خزعل قسم خورد که در قيام عليه محمدعلي شاه؛ سردار اسعد و مجاهدين را ياري نمايند چرا که وي عامل انگلستان در محمره بود.22 پس از اين صحبتها عليقلي خان عازم بختياري شد و سپس مهياي حرکت به سوي تهران شد. گفته مي‌شد که بهتر است عليقلي خان در اصفهان بماند و صمصام‌السلطنه رياست اردو را عهده‌دار شده، روانه تهران گردد، ولي نظر به اينکه صمصام‌السلطنه مردي ساده لوح و بي اطلاع از اوضاع تهران بود رجال مرکز را نمي‌شناخت، دولتيها او را فريب مي‌دهند و حتي در کارها خللي پيدا مي‌شود، عليقلي خان مصمم شد که خود رياست آن سفر جنگي را عهده‌دار گردد و صمصام‌السلطنه همچنان در حکومت اصفهان باقي بماند.23 در اين ميان اخبار تصرف قزوين به رهبري محمدولي خان تنکابني منتشر شد.24 عليقلي خان سردار اسعد در 27 خرداد وارد قم شد. متولي باشي قم که نهايت قدرت را در قم در دست داشت از اردوي سردار اسعد پذيرايي نمود. در اين ميان خوانين خلج هم که از محترمين قم بودند هرچه در توان داشتند به اينان پيشکش نمودند.25 بختياريها براي هزينه اردوي خود موجودي توليت آستانه حضرت معصومه را تصرف کردند و مبالغي هم از سرمايه گذاران و مالکان قم به عنوان اعانه جبراً دريافت نمودند.26 در اين ميان، خبر نزديک شدن قشون، دولت را به وحشت انداخت به طوري که رمانفسکي و استوکس وابسته نظامي سفارت روس و انگليس در قم به ديدار سردار اسعد شتافتند و ظاهراً مي‌خواستند وي را از حرکت به سوي طهران باز دارند. در اين اوضاع و احوال نيروهاي شمال از قزوين حرکت نمودند و در ينگي امام ساکن شدند و چون تمام شرايط مهيا گرديد عازم طهران شدند 27 و در 23 تير ماه 1288 دو نيرو در حالي که پرچم سفيد در دست داشتند وارد طهران شدند.28 با فرار محمدعلي شاه به سفارت روس، مأموريت لياخف پايان يافت. پس از فتح تهران و پناهنده شدن محمدعلي شاه به سفارت دولت روسيه تزاري در روز 27 جمادي‌الثاني 1327 ساعت چهار بعدازظهر در بهارستان مجلس مهمي به نام مجلس فوق العاده عالي29 با حضور رؤساي دوره اول مجلس شوراي ملي و سرداران قشون ملي و عده‌اي از تجار و وزراء و شاهزادگان تشکيل گرديد.30 در همين مجلس به اتفاق آراء سردار اسعد به سمت وزير داخله منصوب گرديد.31 در مجلس فوق العادۀ عالي به اتفاق آراء، محمدعلي شاه از سلطنت خلع و سلطنت به پسرش احمد ميرزا واگذار گرديد و چون احمد ميرزا کوچک بود و بيش از دوازده سال نداشت علي رضا خان ملقب به عضدالملک به سمت نيابت سلطنت تعيین گشت. چون شور و مشورت در مسائل سياسي و امور مملکتي در مجلس عالي که مرکب بود از طبقات مختلفه و کار مشکلي بود و اغلب پس از بحث طولاني در مطالب مهم به جايي نمي‌رسيدند، لذا مصلحت دانستند که مجلس فوق العاده عالي را منحل نمايند و به جاي آن يک هيئت مديره مرکب از دوازده نفر به جاي آن انتخاب نمايند که يکي از اعضاي اين هيئت عليقلي خان سردار اسعد بود32 اعضاي اين هيئت مديره، هيئت قضات دادگاه عالي انقلاب را برگزيده بود. علي قلي خان مفاخرالملک، سيد محمد خان صنيع حضرت و شيخ فضل الله نوري به حکم اين دادگاه اعدام شدند. در کابينه‌اي که به تاريخ 18 ربيع الثاني 1328 ق تشکيل گرديد عليقلي خان سردار اسعد به مقام وزارت جنگ منصوب گرديد. با استعفاي سپهدار تنکابني، مستوفي الممالک رئيس الوزراء گرديد و بالآخره دوره اول زمامداري سپهدار که از فتح تهران در 27 جمادي الثاني 1327 ق آغاز گرديده بود پس از يک سال به پايان رسيد. در اين ايام عضدالملک نايب السلطنه به علت مريضي و پيري دار فاني را وداع گفت و جنازه وي را در ايوان آرامگاه ناصرالدين شاه به خاک سپردند.33 پس از فوت عضدالملک احزاب شروع به فعاليت نمودند. رهبران حزب اعتدالي ناصرالملک قراگوزلو را به عنوان نايب السلطنه برگزيدند و در مقابل حزب انقلابي، مستوفي الممالک را براي اين مقام برگزيدند. با سقوط کابينه مستوفي‌الممالک سپهدار تنکابني براي بار دوم، تشکيل کابينه داد. سردار اسعد از زمامداري مجدد سپهدار دلتنگ شد و از مجلس سه ماه مرخصي خواست و راه اروپا را در پيش گرفت. در اين ايام محمدعلي شاه مخلوع که قريب به دو سال در ادسا بود تصميم به مراجعت نمود. حاج عليقلي‌خان سردار اسعد که در آن ايام در پاريس زندگي مي‌کرد، اولين کسي بود که دولت ايران را از سوء نيت محمدعلي شاه آگاه ساخت و با تلگراف رمز به صمصام‌السلطنه که رياست بختياريها را برعهده داشت توصيه کرد براي حفظ مشروطيت و آزادي ملت ايران از هيچ گونه فداکاري خودداري نکنند. 34 در ايامي که عليقلي خان در پاريس حضور داشت، تلگرافهاي متعددي از طرف مجلس شوراي ملي و ناصرالملک نايب السلطنه به وي رسيد. سردار اسعد قريب يک سال در اروپا بود، مجلس مکرراً او را براي بازگشت به ايران دعوت کرده بود ولي او تا ماه رجب 1330 در اروپا ماند، در اين هنگام ناصرالملک تصميم مسافرت خود را به اروپا به اطلاع سردار اسعد رسانيده او را براي نظارت در امر حکومت به طهران دعوت کرد. وي به طهران آمد و ناصرالملک راه اروپا را در پيش گرفت. سردار اسعد بر حسب خواهش ناصرالملک نيابت سلطنت را چندي زير نظر داشت و خانه‌اش محل مراجعات مردم بود و تلاش نمود افراد مسلح بختياري را به نظم وادار کند و صمصام‌السلطنه را در کارهاي کشورداري راهنمايي نمايد.35 کم کم بينايي سردار اسعد نقصان يافت و وي را از مطالعه محروم کرد و در اواخر سال 1332 ق به کلي باصره خود را از دست داد، در سال 1334 نيز دچار سکته و فلج گرديد و پس از چهار سال روز پنج شنبه 7 محرم 1336 ق درگذشت و جنازه‌اش از طرف دولت با تشريفات رسمي و احترام نظامي در حالي که جسد وي روي توپ حمل مي‌شد تشيع گرديد و به اصفهان منتقل گرديد و در مقبره خانوادگي در تخت فولاد اصفهان مدفون گرديد.36 _______________________________   1. عليرضا ابطحي، نفت و بختياريها (تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1384)، ص 218. 2. ابراهيم صفايي، ده نفر پيشتاز، (تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، بي تا)، ص 214. 3. ابراهيم صفايي، ص 215. 4. اسفنديار آهنجيده، ايل بختياري و مشروطيت (اراک، انتشارات ذره بين، 1374)، ص 49. 5. ميرزا علي خان امين الدوله، خاطرات سياسي به کوشش حافظ فرمانفرمائيان (تهران، بي نا، 1241)، ص 29. 6. عليقلي خان سردار اسعد بختياري، تاريخ بختياري (تهران، انتشارات اساطير، 1376)، ص 172. 7. ابراهيم صفايي، رهبران مشروطه، انتشارات جاويدان، 1362، ص 259. 8. عليقلي خان سردار اسعد بختياري، ص 22. 9. ابراهيم صفايي، ده نفر پيشتاز، ص 217. 10. گارثويت، جن راف، تاريخ سياسي اجتماعي بختياري، ترجمه مهراب اميري (تهران، انتشارات انزان، 1372)، ص 209. 11. ابراهيم صفايي، رهبران مشروطه، ص 259. 12. همان، ص 265. 13. همانجا. 14. ابراهيم صفايي، ده نفر پيشتاز، ص 218. 15. سيد حسن تقي زاده، زندگي طوفاني، به کوشش ايرج افشار (تهران، علمي، 1368)، ص 106. 16. احمد کسروي، تاريخ هجده ساله آذربايجان (تهران، انتشارات امير کبير، 1378)، ص2. 17. نورالله دانشور علوي، تاريخ مشروطه ايران و جنبش وطن پرستان اصفهان و بختياري، حواشي حسين سعادت نوري (تهران، کتابخانه دانش، 1335)، ص21. 18. عبدالحسين نوايي، تاريخ ايران و جهان از مشروطيت تا پايان قاجاريه (تهران، انتشارات هما، 1375)، ج3، ص 167. 19. مهدي قلي خان هدايت، طلوع مشروطيت به کوشش امير اسماعيلي (تهران، انتشارات جام، 1362)، ص 91. 20. مجيد سياح، خاطرات حاج سياح يا دوره خون و وحشت، تصحيح سيف الله گلکار، (تهران، انتشارات ابن سينا، 1346)، ص 613. 21. همان، ص 614. 22. اسفنديار آهنجيده، ص 110. 23. مهدي ملکزاده، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران (تهران، انتشارات علمي، 1363)، ج5، ص 200. 24. احمد بشيري، کتاب آبي (تهران، نشر نو، 1362)، ج3، ص 580. 25. يحيي دولت آبادي، حيات يحيي (تهران، انتشارات عطا، 1369)، ج3، ص 105. 26. ابراهيم صفايي، رهبران مشروطه، ص 11، جزوه هشتم. 27. اسماعيل رائين، يپرم خان سردار (تهران، انتشارات زرين، 1350)، ص 171. 28. مهدي ملکزاده، ج6، ص 1190. 29. احمد بشيري، ج3، ص 624. 30. عبدالحسين نوايي، فتح تهران، گوشه‌هايي از تاريخ مشروطيت (تهران، انتشارات بابک، بي تا) ،ص 88. 31. عبدالحسين نوايي، تاريخ ايران و جهان از مشروطيت تا پايان قاجاريه، ج3، ص 176. 32. مهدي ملکزاده، ج6، ص 1256. 33. احمد بشيري، ج4، ص 924.  34. مهدي ملکزاده، ج6، ص 1382. 35. ابراهيم صفايي، رهبران مشروطه، جزوه هشتم، ص 26. 36. ابراهيم صفايي، ده نفر پيشتاز، ص 235. منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران انتهای پیام/ ]]> روزشمار Sat, 24 Oct 2009 09:42:53 GMT http://ibnanews.com/vdcd.j0s2yt0zfa26y.html 47 سال پیش در چنین ... http://ibnanews.com/vdcicyaz2t1ay.bct.html اختصاصي خبرگزاري بختياري (ايبنا نيوز)   امروز یکم مهرماه 1386 هجری خورشیدی برابر با یازدهم رمضان المبارک 1428 هجری قمری و مصادف با 23 سپتامبر 2007 میلادی.   47 سال پیش در چنین روزی ،سپهبد "تیمور بختیار" پیام شاه ایران را به جان کندی رئیس جمهور جدید ایالات متحده رساند.و با "دین راسک" وزیر امور خارجه وقت آمریکا دیدار و گفتگو کرد.وی پس از بازگشت به ایران در کابینه ی امینی معاون نخست وزیر و رئیس ساواک بود ولی از همان ابتدا با برنامه های سیاسی و اقتصادی امینی به مخالفت آشکار پرداخت. تیمور بختیار، تیمور نظامی سیاستمدار و بنیانگذار ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور). در 1293 ش در اصفهان زاده شد. فرزند فتحعلی خان سردار معظم  و نوة لطفعلی خان امیر مفخم از سران ایل بختیاری بود. در 1312 ش به دانشکدة نظامی سن سیر فرانسه رفت  و در 1315 ش از آنجا فارغ التحصیل و در 1326 ش وارد دانشگاه جنگ شد. در نخستین سالهای خدمتش بترتیب فرمانده دسته آجودان هنگ رئیس رکن چهارم ستاد لشکر فرمانده سواران و رئیس ستاد لشکر گارد شاهنشاهی بود. ]]> روزشمار Tue, 02 Oct 2007 02:17:19 GMT http://ibnanews.com/vdcicyaz2t1ay.bct.html