آژانس خبری بختياری - آخرين عناوين زنان :: rss_full_edition http://ibnanews.ir/vsnd.sl02tmcyza26y.html Wed, 25 Nov 2015 11:01:59 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Wed, 25 Nov 2015 11:01:59 GMT زنان 60 ساتیاگرای زنان ایران http://ibnanews.ir/vdcb.9bwurhba9iupr.html آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / سرویس زنان دکتر پروانه سلحشوری، جامعه‌شناس *ساتیاگرا مفهومی است که برای اولین‌بار توسط ماهاتما گاندی به‌کار برده شد و استراتژی جنبش رهایی‌بخش مردم هند بود. گاندی در این‌باره می‌‌گوید: «حقیقت (ساتیا) به عشق اشاره دارد و پافشاری (اگراها) مولد است و به همین دلیل من جنبش مردم هند را ساتیاگراها خواندم؛ یعنی نیرویی که از حقیقت و عشق و خشونت‌گریزی به دنیا می‌آید». گاندی برای توصیف این حرکت مادر را نمونه می‌آورد که سراسر وجودش عشق است و این عشق بدون هیچ پیش‌شرطی است و تنها عشق است که از نظر او سائق اعمال مادر است. «ساتیاگرا» پس از گاندی در واژگان و در استراتژی‌های حرکت‌های مردمی در تمامی دنیا جای خود را یافت. امروزه دیگر شور‌وشوق‌های پرخشونت جای خود را به حرکت‌های آرام و پیوسته‌ای داده است که برای رسیدن به مقصد آرامش فعالانه را جایگزین خشونت‌های مقطعی کرده است. اکنون در ایران نیز زنان، بدون هیچ خشونتی، با تکیه بر همان غریزه ازخودگذشتگی مادرانه، در عرصه اجتماعی کشور گام‌به‌گام پیش می‌روند. علاقه زنان و دختران ما به یادگیری و کسب آموزش‌های لازم به‌گونه‌ای پیش رفت که اکنون دانشجویان دختر ما بر دانشجویان پسر پیشی گرفته‌اند و این علاقه حتی در میان زنان میان‌سال برای کسب علم به‌طور روزافزونی دیده‌می‌شود. این علاقه به‌گونه‌ای است که حتی با وجود قائل‌شدن امتیازات بیشتر برای مردان، زنان به تلاش خود برای رسیدن به جایگاهی که استحقاق آن را دارند افزوده‌اند. روزی خانم وکیلی می‌گفت برای کسب موقعیت برابر با مردان، زنان باید تلاش بیشتری کنند تا بتوانند خود را در جامعه و در حرفه خود تثبیت کنند. به نظر می‌رسد آن روز که بستر اجتماعی ما آمادگی پذیرش افراد جامعه را نه به‌خاطر جنسیت، بلکه به‌خاطر شایستگی بپذیرد، چندان دور نیست. حرکت ساتیاگرای زنان در ایران آهسته است. به‌طور مداوم با موانع گوناگون روبه‌روست؛ این موانع گاه آن‌چنان ممکن است سخت شود که در حرکت زنان رکود ایجاد کند، اما این حرکت نیرومند راه خود را یافته است و به پیش می‌رود. تا چند سال پیش رانندگی زنان مسخره می‌شد، اما اکنون این برخورد نیز بسیار تعدیل شده است و زنان بسیاری در ایران، حتی در نقاط دوردست، بدون ترس از تحقیرشدن رانندگی می‌کنند. سال‌های پیش از این بسیار کسانی بوده‌اند که پزشک مرد را بر پزشک زن ترجیح می‌دادند، اما اکنون مدت‌هاست که این کلیشه جنسیتی جای خود را به شایسته‌سالاری داده است. مدت‌هاست که زنان راننده، حرفه‌ای آبرومند برای امرار معاش خود و خانواده‌شان یافته‌اند و این حرفه با استقبال خانواده‌ها نیز همراه بوده است. اکنون در ایران زنان هنرمند، نویسنده، شاعر، کارگردان، نقاش و... کم نیستند و خلاقیت‌های هنری آنان تحسین همگان را در پی داشته است. زنان کارآفرین و مهندس پابه‌پای مردان پیش می‌روند و این تلاش برای رسیدن به موقعیت‌های شایسته آنان همچنان ادامه دارد. زنان روزنامه‌نگار و خبرنگار، معلم، استاد، پرستار، خیاط، وکیل، کارمند و... در کشورمان فعال هستند و به خوبی ایفای نقش می‌کنند. حضور اجتماعی زنان با وجود برخوردهای جنسیتی روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود. اکنون زنان نه‌تنها به‌دنبال بهبود وضعیت خود و زنان کشور هستند، بلکه به‌دنبال این هستند که در جامعه مدنی نقش مهم‌تری را ایفا کنند. فعالیت در جنبش‌های زیست‌محیطی، شرکت فعال در امور خیریه مانند حمایت از مادران و کودکان، بخش دیگری از فعالیت‌های زنان است. ساتیاگرای زنان ایرانی ادامه دارد. آنها نه با اعمال خشونت، نه با اعمال تبعیض مثبت، نه با برخورداری از امکانات ویژه، در جهت بهبود وضعیت خود و دیگر اعضای جامعه به پیش می‌‌روند. دور از انتظار نیست روزی که زنان را در عرصه‌های مدیریتی و سیاسی کشور آن‌گونه که شایسته آن هستند، ببینیم. ساتیاگرای زنان ایران تا زمانی که جامعه ایران، جامعه‌ای بر مبنای رویکردهای انسان‌گرایانه و حفظ کرامت انسان‌ها شکل بگیرد پیش خواهد رفت. آن زمان نگاه مادرانه سرشار از عشق و گذشت در جامعه شکل خواهد گرفت و جامعه‌ای که اکنون نامهربان و خشن شده است، با رنگی از جنس مهربانی و لطافت همراه با درایت آمیخته خواهد شد.منبع: روزنامه شرق 14 آبان 94 ]]> زنان Wed, 25 Nov 2015 05:54:44 GMT http://ibnanews.ir/vdcb.9bwurhba9iupr.html جشنواره توانمندیهای زنان روستایی و عشایری خوزستان در ایذه برگزار می شود http://ibnanews.ir/vdce.z8vbjh8e79bij.html فرماندار ایذه گفت: نخستین جشنواره و نمایشگاه توانمندی های زنان روستایی و عشایری خوزستان در ایذه برگزار می شود. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، جهانبخش قلاوند با اعلام این خبر، افزود: به مناسبت دهه مبارک فجر، نخستین جشنواره و نمایشگاه توانمندی های زنان روستایی و عشایری خوزستان، روز سه شنبه ۲۱ بهمن به میزبانی شهرستان ایذه در روستای کلدوزخ دو برگزار می شود. وی هدف از برگزاری این جشنواره را مشارکت بیشتر زنان در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عنوان کرد و گفت: زنان روستایی و عشایری سهم بسزایی در همه عرصه های جامعه دارند. و در این میان زنان روستایی و عشایری خوزستان در بسیاری از زمینه ها، توانمندی های خود را در شکوفایی این اقتصاد به اثبات رسانده اند. بر همین اساس این جشنواره برای شکوفایی هرچه بیشتر زنان استان برگزار خواهد شد. وی ارزیابی توان و عملکرد زنان در تولید اقتصاد ملی و زندگی روستایی و عشایری، به تصویر کشیدن نمایی از توانمندی های زنان روستایی و عشایری خوزستان، معرفی زنان کارآفرین روستایی و عشایری و شناسایی توانمندی ها و چالش های روبروی زنان در عرصه های مختلف و نیز ایجاد انگیزه و امید در فعالان زن در عرصه های مختلف اجتماعی را از دیگر اهداف برگزاری این جشنواره برشمرد. به گزارش ایبنانیوز، این جشنواره با تلاش فرمانداری ایذه و همکاری دیگر اداره های این شهرستان و انجمن فرهنگی ادبی ساوار ایذه برگزار می شود. ]]> زنان Mon, 09 Feb 2015 17:08:38 GMT http://ibnanews.ir/vdce.z8vbjh8e79bij.html نگاهی به زندگی و آثار "کوکب حاتمی"؛ زن مبارز و شاعر بختیاری http://ibnanews.ir/vdcf.mdciw6dmxgiaw.html ایبنانیوز / سرویس زنان / گزارش / نرگس پوراحمد اشاره: کوکب حاتمی متولد مسجدسلیمان و ساکن شهرستان گچساران از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد است. تاکنون هفت کتاب از مجموعه اشعار او به زیور چاپ آراسته شده است: مرغک شیدا، خلوت دل، وقتی به تو می اندیشم، کوکب سوخته (که در سال ۸۲ یکی از ۳۰ اثر برتر کشور شناخته شد)، کوکب رخشان (که در بین آثار زنان جنوب کشور رتبه اول را کسب نمود)، خاطرات نور (که درخصوص شهدای گچساران، دهدشت و یاسوج به صورت نثر سروده شده است). او همچنین دل سروده های فراوانی در مناسبت های مذهبی دارد؛ از امام زمان (عج) تا امام حسین(ع) و امام رضا (ع). وی که از چهره های نام آشنای مدیریت شهری در شهر نفتخیز گچساران است و چندین بار به ریاست شورای شهر گچساران برگزیده شده، عمری را در مبارزه با رژیم ستمشاهی و نیز فعالیت مدنی و تجارب مدیریتی برای بهبود شرایط زندگی مردم مناطق نفتخیز اما محروم لرزبان گذرانده است. در ادامه، بخشی از زندگی پر فراز و نشیب این زن مبارز و شاعر لر بختیاری را مرور می کنیم: (تصویر: کوکب حاتمی، زندانی سیاسی قبل از انقلاب و رئیس سابق شورای شهر گچساران)یازده خواهر و برادر به همراه پدر و مادر و مادربزرگم در یکی از منازل کوچک شرکت نفت زندگی ساده ای را می گذراندیم. خانه هایی که کارگران ساده و زحمت کش شرکت در آنها زندگی می کردند و فاصله کمی با لین ها و بنگله های زیبا با باغ های پر از گل های رنگین کارمندان رده بالا و متخصصین و مشاوران آمریکایی داشت؛ اجحاف کاملاً مشهود بود و مردم آن زمان به حالت طعنه منطقه ما را "چای شیرین ها" و آنها را "کره مربائی ها" می خواندند. مادرم اگرچه بی سواد بود ولی بینش اجتماعی بالایی داشت؛ با کوچک ترین فرصتی این اجحافات را سربسته با مثال و اشاره به ما گوشزد می کرد و به ما می گفت وقتی بزرگ شدید و درس خواندید خودتان همه چیز را می فهمید. او همیشه احساس مسئولیت نسبت به خود و دیگران را با سخن ها و کنایه ها به ما منتقل می کرد. مادرم به وضع همسایه ها خیلی حساس بود. در نزدیکی ما پیرزنی زندگی می کرد تنها و مریض و این برای من یک قانون شده بود که هر روز قبل از اینکه خودمان غذا بخوریم من باید یک بشقاب برای او غذا می بردم. اگر همسایه ای مریض می شد و مرد بود، پدرم را وادار می کرد که به او سر بزند و تاکید می کرد که برادرم را که یک سال از من کوچک تر بود با خودش ببرد و اگر هم زنی از همسایه ها مریض بود و نیاز به کمک داشت مرا اگرچه به زور با خودش می برد و در بین راه به من می گفت ما مسلمانیم و این دستور پیغمبرمان است که از مریض عیادت کنیم. خانواده ما به طور سنتی مذهبی بودند؛ پایبندی به مذهب در سطح حلال و حرام، نماز و روزه و توجه به اهمیت حجاب را از گفتار پدرشان دریافته بودند. قبل از اینکه شرکت نفت به ما خانه بدهد ما در یک منزل شخصی زندگی می کردیم. در محله ما یک روحانی بود بنام سید فخرالدین که دفتر ثبت ازدواج هم داشت و عقد ازدواج بیشتر دختران و پسران مسجدسلیمان را او منعقد می کرد. ایشان در نظر مردم بسیار محترم بود. یک روز به خانه ما آمد و گفت زمینی که در نزدیکی خانه ما بود، قرار است که مسجد شود و چند بسته قبض جهت گرفتن کمک از مردم به پدرم داد. در آن جلسه بود که من با مسأله اسرائیل و دولت صهیونیستی یهودی و اشغال سرزمین فلسطینی ها آشنا شدم. او هیچ وقت پپسی نمی خورد و می گفت کارخانه اش از یهودی ها است و سودش را به اسرائیل می فرستند که با فلسطینی ها سر جنگ دارد. او از حضور آمریکایی ها در منطقه ناراحت بود. پدرم قبض ها را گرفت و با پای برهنه به درب خانه ها می رفت و پول جمع می کرد. بالاخره آن مسجد ساخته شد و چون نام پدرم حسین بود و به او حسینی می گفتند، آن مسجد را هم به نام پدرم می خواندند؛ مسجد حسینی. مادرم روی بچه ها به خصوص من و برادرم که تقریباً از همه بزرگتر بودیم، حساس بود. او همیشه روحیه کمک به دیگران را در ما تحریک می نمود و به ما می گفت این دنیا مثل صدایی است که در کوه می پیچد، اگر صدایتان خوب باشد به خودتان بر می گردد، اگر هم زشت باشد به خودتان او می گفت و این دستگاه بر اساس عدالت بنا شده و بی عدالتی با او سازگاری ندارد. او می گفت اگر کسی خیانت کند آخر خداوند تقاصش را می گیرد، اگرچه از هفت نسلشان باشد. و ما این گفته ها و حالات او را فرا می گرفتیم. شاید به این خاطر بود که وقتی وارد دبستان و بعد هم دبیرستان شدم، نسبت به همه چیز احساس مسئولیت می کردم. وقتی سال های آخر دبیرستان را می گذراندم متوجه شدم خیلی از بایدها و نبایدهای موجود در جامعه، چیزی جز اجحاف و زورگویی به پیکره ی رنجور مردم نیست. دختر کنجکاوی بودم اهل مسجدسلیمان که در یک خانواده ی شرکت نفتی با تلفیقی از فرهنگ مذهبی و سنت های عرفی بزرگ شده بودم. در این میان یکی از دبیرانم نقش مهمی در زندگی من ایفا کرد. روشنگری های او بسیاری از سؤالاتم را پاسخ گفت. چنانچه بر سرعقیده ام استوار شدم و احساس می کردم که در قبال سرنوشت جامعه ام مسئول ام و می باید آنها را از رنج برهانم. پس همه ی خطرات را به جان خریدم. به راهنمایی دبیرم، مسؤلیت کتابخانه دبیرستان را برعهده گرفتم و پس از تمام شدن کلاسها ساعاتی را به مطالعه می گذراندم. در اواخر مقطع دبییرستان، با "فاطمه سیدی" آشنا شدم و پس از چند جلسه گفتگو پی بردم با او از نظر فکری دارای اشتراکات زیادی هستم. روزهای بعد او جزوه های دستنویس را می آورد که مطالب زیادی در مورد ظلم و ستم رفته بر مردم داشت. مطالب را با شوق فراوان خواندم و طبق قرار در پاکتی درون سطل زباله قرار می دادم. سطل های زباله ی شرکتی از درون دریچه ای با طناب به پایین رفته و تخلیه می شد و دوباره به آشپزخانه ی واحد مسکونی باز می گشت. قرار بود بعد از پایین رفتن سطل، خودشان پاکت را بردارند و ببرند. تا مدتی کم و بیش از همین طریق مکتوباتی به دستم می رسید تا اینکه پایم به جلسات آنها نیز باز شد. در آن جلسات و طی گفتگوهایی که صورت گرفت با شخصیت امام خمینی (ره) و اهداف عالیه ی ایشان آشنا شدم. اگر تا آن روز ذره ای شک و تردید در دلم راه یافته بود، پس از شنیدن نام امام هرگز تکرار نشد. باید مصمم تر به پیش می رفتم. پس از آن، رأس ساعت ده هر شب نامه ای با امضای موحد به دستم می رسید. درهمین ایام، در آزمونی که برای استخدام پرستار برای بیمارستان شرکت نفت برگزار شد، شرکت کردم و امتحانات را با نمره ی خوب پشت سر گذاشتم و پذیرفته شدم. اما همزمان، رابط با من تماس گرفت و درخواست کرد برای پیشبرد اهداف اسلامی گروه، وارد ارتش شوم. ارتش در آن منطقه قصد راه اندازی تشکیلاتی داشت و برای جذب نیرو اعم از زن و مرد اعلام نیاز کرده بود. دانشکده ی پرستاری را رها کردم و برای ورود به ارتش آماده شدم و ثبت نام کردم. در این مرحله، به خاطر برخی فعالیت های قبلی ام در دبیرستان از قبیل انشایی که ضد رژیم نوشته و خوانده بودم، مانع از ورودم به ارتش شدند. موضوع، توسط یکی از همکلاسی هایم که پدرش ساواکی بود، لو رفته بود و به گوش مسئولان رسیده بود. مدتی گذشت تا اینکه با ورود بازرسان شاهنشاهی به مسجدسلیمان، از طرف گروه نامه ای از زبان من مبنی بر ندامت و پشیمانی از اعمال گذشته و وفاداری ام به شاه و رژیم سلطنتی نوشته شد. با این نامه، دوباره تقاضای ورود به ارتش را کردم که خوشبختانه پس از بیست روز پاسخ مثبت به دستم رسید و البته این کار منوط به قبولی در امتحانات ورودی شد. امتحان ورودی ارتش را در پادگان عباس آباد تهران به عمل آوردند و قبول شدم. وظیفه ای که از طرف گروه، در ارتش برعهده من گذاشته بودند ارائه گزارش وضعیت داخلی ساختمانها، گزارش رفت و آمدها، و عضوگیری بود. هفت ماه در ارتش بودم و گاهی احساس می کردم میان غریبه هایی هستم که در نقطه مقابل اعتقادات و گرایشهای من هستند ولی به خودم می گفتم به خاطر اهداف مبارزاتی گروه، دوام بیاور. در چنین شرایطی، احساس کردم نسبت به من ظنین شده اند. طبیعی بود که رفتار و حساسیت هایم با دیگران متفاوت باشد. مطمئن بودم که تعقیبم می کنند. با خانم سیدی تماس گرفتم و خواستم امکانات فرار را در اختیارم بگذارند و ترتیب فرارم را بدهند. تقاضایم مورد پذیرش واقع شد و قرار گذاشتیم جلوی سینمای شهر که مبلغی را در اختیارم بگذارند و ترتیب فرارم را بدهند. در محل قرار تا به خودم آمدم، ماشینی به سرعت جلوی پایم ترمز کرد، دو مرد پیاده شدند و با تحکم گفتند سوار شو. اول به روی خود نیاوردم و پرسیدم چه می خواهید؟ تردید داشتم ساواک باشند. شاید به خودم دلخوشی می دادم که مزاحم اند و الان می روند. اما وقتی یکی از آنها با دستش محکم عضله ی شانه ام را گرفت و درد در تمام تنم پیچید، فهمیدم توسط ساواک بازداشت شده ام. سه روز اول را در بازداشتگاهی در اهواز بودم. مفصل کتک خوردم. می ترسیدم. در این زمینه آموزش خاصی ندیده بودم و برای اینکه اصل ماجرا را لو ندهم، پیش هر بازجو چیزی می گفتم. همین باعث شد بفهمند دروغ می گویم و بر شدت آزار و اذیت بیفزایند. بعد از آن به تهران منتقل شدم؛ به محلی که آن زمان به زندان "پشت آگاهی" معروف بود. در تهران وضعیت آزار و شکنجه خیلی بدتر بود. قبلاً برایمان شرح داده بودند از سه زندان خلاصی نداریم؛ عادل آباد شیراز، فلک الافلاک خرم آباد، و زندان "پشت آگاهی" تهران. و حالا من اینجا بودم. ماه های اول انفرادی بودم. آنچه بر من گذشت چون غباری محو بود؛ تنها می دانم سخت بود و تزریق آمپول های فراموشی را از همانجا آغاز کردند. این داروها باعث شد بعدها مدت طولانی را در فراموشی کامل به سر ببرم و حتی خود و خانواده ام را نشناسم. به آنها آمپول های "خوره ای" می گفتند. پشت سرمان ورم می کرد؛ تا مادامی که سر ورم داشت، کاری نداشتند و به محض خوابیدن ورم، مرفین تزریق می کردند. اثرات آن نوعی گیجی با فراموشی بود. ادامه دارد ... ]]> زنان Sun, 06 Jul 2014 07:53:39 GMT http://ibnanews.ir/vdcf.mdciw6dmxgiaw.html سهيلا ململی، برترین گلزن فوتسال ايران شد http://ibnanews.ir/vdci.ravct1ap5bc2t.html سهيلا ململی، بانوی ورزشکار بختیاری، برترین گلزن فوتسال ايران شد و عنوان بانوی گل فوتبال ایران را کسب کرد. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از «نارسينا آنزان»، هفته پايانی ‌ليگ برتر فوتسال بانوان باشگاه های كشور روز گذشته با برگزاری سه بازی به پايان رسيد كه تيم شركت ملی حفاری اهواز با غلبه بر تيم پرسپوليس تهران توانست با ۵۸ امتياز به مقام قهرماني دست يابد. تيم هاي پالايش و پخش آبادان و پرسپوليس تهران با ۵۶ و ۵۴ امتياز به به مقام های دوم و سوم دست يافتند. در پايان اين دوره از مسابقات، "سهيلا ململی" بانوی ورزشکار بختیاری از شهرستان ایذه در استان خوزستان که ۴۵ گل برای تیم پالایش و پخش آبادان به ثمر رسانده است، گلزن برتر شناخته شد و عنوان خانم گل فوتسال ایران را کسب کرد. ]]> زنان Sun, 15 Jun 2014 05:11:47 GMT http://ibnanews.ir/vdci.ravct1ap5bc2t.html مرجان سلحشوری، قهرمان پومسه انفرادی بانوان آسیا شد http://ibnanews.ir/vdca.wnak49nea5k14.html مرجان سلحشوری، بانوی پومسه روی کشورمان، اولین مدال طلای بانوان و سومین مدال طلای کاروان ایران را در مسابقات آسیایی تاشکند به دست آورد. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از فدراسیون تکواندو، در روز نخست مسابقات قهرمانی آسیا که از روز یک‌شنبه در تاشکند پایتخت ازبکستان آغاز شده، "مرجان سلحشوری" نماینده ایران در پومسه انفرادی بانوان در رده سنی ۱۸ تا ۳۰ سال، موفق به کسب مدال طلا شد و بر سکوی قهرمانی ایستاد. گفتنی است نمایندگان کره جنوبی، ویتنام و چین تایپه نیز به ترتیب در رده های دوم تا چهارم قرار گرفتند. به گزارش ایبنانیوز، مرجان سلحشوری، ورزشکار بختیاری، عضو باشگاه "ایران زمین" شهرستان لنجان در استان اصفهان است. ویدر آبان 1392 و در رقابت‌های پومسه قهرمانی جهان در بخش انفرادی و در رده سنی ۱۵ تا ۱۷ سال نیز قهرمان جهان شده بود. شهرستان لنجان با ۲۴۵ هزار نفر جمعیت در ۴۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار دارد. ]]> زنان Wed, 28 May 2014 10:11:37 GMT http://ibnanews.ir/vdca.wnak49nea5k14.html ۴ بانوی فوتبالیست چهارمحال بختیاری به اردوی تیم ملی‌ دعوت شدند http://ibnanews.ir/vdce.f8vbjh8wp9bij.html چهار بانوی فوتبالیست استان چهارمحال بختیاری به اردوی تیم ملی دعوت شدند. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از فارس، اکرم خسروی نایب ‌رئیس هیئت فوتبال چهارمحال بختیاری با اعلام این خبر، افزود: بر اساس آخرین دعوتنامه ارسالی از سوی فدراسیون فوتبال، چهار بانوی فوتبالیست این استان به نامهای هنگامه صفانی، زهرا سلحشوری، فاطمه منصوری و مریم جهانبازی به اردوی تیم ملی نوجوانان (زیر ۱۶ سال) دعوت شدند. وی افزود: اردوی انتخابی تیم ملی زیر ۱۶ سال بانوان با حضور 28 بازیکن از سراسر کشور از چهارم تا هفتم اردیبهشت‌ماه برگزار می‌شود و در پایان این اردو، کادر فنی تیم ملی اسامی ۱۰ نفر برتر برای حضور در اردوی نهایی تیم ملی فوتبال نوجوانان کشورمان را اعلام خواهد کرد. خسروی تاکید کرد: در این استان استعدادهای ورزشی بیشماری در رشته فوتبال وجود دارد که در صورت توجه بیشتر مسئولان به این امر، در آینده‌ای نزدیک شاهد درخشش بیشتر جوانان این استان در رشته فوتبال خواهیم بود. نایب‌ رئیس هیئت فوتبال چهارمحال بختیاری عنوان کرد: در حال حاضر ملی‌پوشان این استان از مدت‌ها پیش تمرینات خود را زیر نظر مربیان استانی آغاز کرده بودند و در حال حاضر از نظر روحی و روانی در شرایط خوبی قرار دارند. ]]> زنان Wed, 23 Apr 2014 21:41:54 GMT http://ibnanews.ir/vdce.f8vbjh8wp9bij.html حماسه بی بی مریم و جایگاه زن در موسیقی و روابط درونی جامعه بختیاری http://ibnanews.ir/vdca.0nak49nuu5k14.html ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / کوروش اسدپور *زنان در بختیاری از جایگاه والایی برخوردارند. در فرهنگ اقوام زاگرس خصوصاً بختیاریها، زنان علاوه بر نقش آفرینی در سرپرستی خانوار و تربیت فرزندان، گاه به عنوان کلانتر زن و بی بی زن نامیده می شدند و جایگاه ایشان به عنوان یک رهبر اجتماعی به رسمیت شناخته می شد. برخی زنان به لحاظ خانوادگی شرایط بهتری داشتند و نقش اجتماعی آنان نمود بیشتری می یافت. بی بی مریم، دختر ایلخانی است. شرایط خاصی دارد که موجب می شود بتواند نقش خود را علنی کند. بی بی مریم با اینکه همسر خود را از دست داد، در برابر مشکلات ایستادگی کرد و فرزندش علی مردان خان را بزرگ کرد. بی بی مریم، به خاطر رشادت خودش موقعیت تأثیرگذار اجتماعی را کسب کرد. با روحی که از پدرش حسنقلی خان ایلخانی در او حلول کرده بود، رسالت دفاع از ارزشهای ایلی و قومی بختیاری و نیز آرمانهای ملی همچون استقلال و آزادی و آبادانی ایران را بر دوش خود احساس می کرد و سالها تلاش کرد تا بالاخره توانست این جایگاه را به دست آورد. البته ظهور بی بی مریم در عرصه سیاست ایلی و سیاست ملی، در یک شرایط خاص تاریخی و جغرافیایی و همزمان با جنبش مشروطه خواهی و سپس مبارزات ملی و ضداستعماری برعلیه اشغالگران روس و انگلیس در خلال جنگ جهانی اول بود که این موقعیت رهبری را در اختیار او قرار می دهد و از او شخصی می سازد که در جنگ جهانی می درخشد و نشان سرداری می گیرد. بی بی مریم افتخار زنان ما است. حماسه بی بی مریم، به صورت ابیات فولکلور در زبان مردم بختیاری زنده نگه داشته شد. در بقیه حماسه ها، نام مردان را می شنویم. هرچند زنان بزرگی هم در کنار مردان بودند ولی کمتر دیده می شدند و در ابیات حماسی نقش فرعی دارند؛ مثلاً «بی عروس تو کل بزن تا مو کنم جنگ». اما درخصوص بی بی مریم انگیزه ها و رشادت های وی در متن اصلی روایت اشعار فولکلور قرار دارد و از این نظر، بسیار مهم است. ابیات فولکلور که به حماسه بی بی مریم می پردازد، می تواند ابزاری برای تشویق زنان باشد که نقش اجتماعی برجسته تری را ایفا کنند و در مقابل سختی ها و ناملایمات تسلیم نشوند. زنان با شنیدن ابیات فولکلور که درباره حماسه بی بی مریم سروده شده، متوجه می شوند که آنها نیز می توانند سردار، خان و سرپرست جماعت یا جامعه باشند. این نیست که زنان فقط غذا بپزند و بچه تربیت کنند؛ بی بی مریم الگویی برای نقش آفرینی نامحدود زنان در سطوح مختلف اجتماعی و سیاسی است و می تواند الهام بخش زنان امروز بختیاری باشد. با چنین انگیزه ای در سال ۱۳۷۹ مجموعه ای از ابیات فولکلور را که درباره حماسه بی بی مریم بر سر زبانها جاری بود، در قالب یک کار موسیقایی به نام «بی مریم» اجرا کردم. در واقع، در کتاب تاریخ و فرهنگ بختیاری اثر آقای عبدالعلی خسروی قائد بختیاری به یکسری اشعار فولکلور و نیز شعری از داراب رئیسی درباره بی بی مریم برخوردم و آنها را به صورت یک آهنگ تنظیم کردم که به این صورت در آمد و در سال ۱۳۸۰ در دسترس علاقمندان قرار گرفت و با استقبال مواجه شد: کاشکی دیدی، های، بی مریم ن، های، ولا سردار زنگل قطارها، های، ولا حمایلس، های، خدا ری دس مسلسل بی مریم، های، شیر ِ زنون، های، ز قلعه زید در صد مرد، های، تفنگ به دست، های، نی باس برابر بی مریم، های، ولا سوار ایا، های، ولا تفنگ سر شون دهدر ایلخانی یه، های، ولا دا علیمردون، ولا دا علیمردون بی مریم، های، تو کل بزن، های، خدا سی علیمردون جنگ کنه، های، ولا با دشمنون، های، ولا چی شیر میدون بی مریم، های، تو کل بزن، های، خدا سی علیمردون جنگ کنه، های، ولا با دشمنون، های، گئو چی شیر میدون بی مریم، های، ولا لچک به سر، های، ولا تفنگ سر دس شیر جنگ، های، ایل مون، های، ولا مر منده بی کس دهدر ایلخانی یه، های، ولا دا علیمردون، ولا دا علیمردون این آهنگ، در شور و دشتی است. از شور شروع می شود، بعد به گوشه دشتی، نزدیک بیداد، می رود و بعد برمی گردد به گوشه عشاق و اوج می گیرد و دوباره برمی گردد به دشتی و شور و فرود می آید. در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ که این آهنگ تازه اجرا شده بود، بسیاری از جوانها با بی بی مریم آشنا نبودند و تعداد زیادی از نسل جوان از طریق این آهنگ با بی بی مریم آشنا شدند. خواننده های دیگر هم اشعار فولکلور راجع به بی بی مریم را اجرا کردند و برخی نویسندگان هم با شنیدن این آهنگها به دنبال تحقیق در مورد این شخصیت بزرگ تاریخی رفتند. و به این ترتیب شاهد هستیم که موسیقی، موفق شد که بخشی از تاریخ این سرزمین را بیان کند و توجه افراد را به زوایای ناگفته تاریخ جلب کند. باید برای سایر شخصیت های تاریخی مان مثل محمدتقی خان، علیمردان خان، ابوالقاسم خان، بی بی مریم و... نیز آهنگهایی اجرا شود تا حماسه ها در ذهن جوانها جان بگیرند. مثلاً قیام علیمردان خان یک جریان مترقی در کشور بود. در بعد قومی هم روح حماسی قوم ما در او حلول کرد ولی این کنش قومی، هیچ چیز از ارزشهای مترقی و آرمانهای ملی و دینی قیام او کم نمی کند و او خان شهید ماست. درخصوص جایگاه زن در عشایر بویژه منطقه بختیاری و لر بزرگ، متأسفانه انگاره های غلطی در ذهن برخی پژوهشگران شکل گرفته که می گویند زن جایگاهی ندارد. این در حالی است که جایگاه زن در عشایر بویژه در بختیاری ها، جایگاه والایی است. زن در بختیاری در همه عرصه ها حضور جدی دارد. حضور زن، تزئینی نیست. ارزشی که بختیاریها برای زن قائل بودند، زیاد بود. معتقدم اگر شرایط اقتصادی برای زنان ما فراهم می شد خیلی از دختران و زنان بختیاری شبیه بی بی مریم داشتیم. البته بی بی مریم یک مزیت هم دارد و آن اینکه دختر حسینقلی خان ایلخانی است و روح پدر در وی حلول کرده است. با این حال، بقیه دختران ما هم در رشادت و مشارکت مدنی دوشادوش مردان بودند و هیچ کم و کاستی نداشتند. متاسفانه آن قدر که در بیت خوانی ها و حماسه ها از مردان یاد شده، اززنان یاد نشده است. بی عروس انسان بزرگ و موثری بود. بی عظیمه انسان بزرگ و موثری بود. ولی در ابیات به جای مانده در فولکلور، جایگاه چندان زیادی به این زنان داده نشد. و امروز باید درصدد باشیم که با تولید محصولات فرهنگی نظیر آهنگ موسیقی مبتنی بر فولکلور خودمان به جبران این کاستی بپردازیم. یعنی همان فولکلور موجود درباره حماسه آفرینی زنان و نقش اجتماعی و سیاسی زنان را حفظ کنیم و زنده نگهداریم. با بررسی که در موسیقی بختیاری داشته ام معتقدم در هر دوره تاریخی تعداد زیادی زنان باسواد و روشنفکر در بختیاری وجود داشته است که به فعالیت فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می پرداختند ولی نام آنها در اسناد ثبت و ضبط نشده و به ما نرسیده است. لیکن رد پای این زنان باسواد و فرهیخته را می توان در جای جای موسیقی و شعر فولکلور بختیاری دید. آفریننده بسیاری از موسیقی و اشعار فولکلور بختیاری، زنها هستند. زنان روشنفکر و باسوادی که نقش خود را بصورت گمنام ایفا می کردند و امضای خود را پای اشعار و موسیقی شان نمی گذاشتند و بذر کلامشان را سخاوتمندانه به دست باد می دادند تا در سراسر سرزمین شان پراکنده گردد. الان بخشی از موسیقی ما که سرود خوانی و کرخوانی زنان است، در معرض نابودی است. چون صداوسیما و ارشاد، مجوزهای لازم برای اجرا و پخش این بخش از موسیقی را نمی دهند. کاش می شد آن بخشهایی که در فولکلور بختیاری به صورت همخوانی و سرودخوانی دسته جمعی زنان است را به صورت گروه کر اجرا می کردیم. انتقادی که من دارم این است که در مورد کرخوانی زنان بختیاری که یکی از قدیمی ترین نواهای این سرزمین و برگی از شناسنامه زرین ایرانزمین است باید تجدیدنظر صورت بگیرد. باید کرخوانی زنان بختیاری را اجازه دهند. کرخوانی زنان بختیای، چه حسی را در مخاطب برمی انگیزد جز حس پاک و زلال مادرانه؟ این زنان باسواد و روشنفکر که در هر دوره تاریخی به تعداد زیاد و در هر طایفه حضور داشتند، بیشتر موسیقی و شعر بختیاری را در کنترل خود داشتند. مثلاً گاگریوخوانی یک کار کاملاً زنانه بود و مردان اصلاً در آن وارد نمی شدند. یادم هست اوائل که برخی مردان در مراسمات گاگریوخوانی می کردند، عده ای از پیرمردان انتقاد می کردند که گاگریوخوانی کار زنانه است و مردان نباید به این کار بپردازند. البته امروز این تفکیک کمرنگ شده است. ولی نشان می دهد که در گذشته، این حوزه تحت اقتدار زنان بوده است. علاوه بر گاگریو، بخشهای دیگر موسیقی بختیاری نظیر آهای گل، لالایی، دوا لالی، ترانه های کار از جمله گادوشی، مشک زنی و... کاملاً متعلق به زنان بوده و از حوزه های اصلی نقش آفرینی فرهنگی زنان در جامعه بختیاری بوده است. زنان در بخش اشعار و موسیقی حماسی هم نقش اصلی را داشتند و سرودن این اشعار و اجرای آنها بصورت قطعات موسیقایی، تماماً وظیفه ای زنانه بود و زنان با روایت حماسه، نقش مهمی در خلق حماسه ها داشتند. همین ترانه معروف شیرعلیمردون، یک ترانه زنانه است. اکثریت قریب به اتفاق ترانه های حماسی بختیاری، ترانه های ساخته و پرداخته زنان هستند و ردپای زنان در شعر و موسیقی حماسی این سرزمین، به روشنی دیده می شود. هرچند امضا و نام شاعران زن دیده نمی شود ولی آشکارا می بینیم که روح زنان بختیاری در این اشعار و موسیقی دمیده شده است. * خواننده پیشکسوت بختیاری، پژوهشگر هنر و موسیقیمطلب مرتبط: - فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Mon, 21 Apr 2014 20:07:16 GMT http://ibnanews.ir/vdca.0nak49nuu5k14.html سردار مریم؛ نمونه ای از «مادر - رهبران» جوامع کهن ایرانی http://ibnanews.ir/vdcj.aeofuqe8vsfzu.html ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / سامان فرجی بیرگانی *سردار مریم بختیاری از پیشرو ترین زنان فعال در زمینه احقاق حقوق مدنی و از مبارزان تاریخساز ایران است که در دوران زندگی خود موفقیتهای چشمگیری به دست آورد. بیشتر شهرت بی بی مریم مرهون وفاداری او به مشروطه و ماندگاری بر آرمانهای آزادیخواهان واقدامات میهن دوستانه وی است. علاوه بر اقدامات مبارزاتی ایشان، آنچه به لحاظ توسعه مدنی حایز اهمیت است تلاش وی در جهت حقوق زنان می باشد. همزمان با وقایع مشروطه مشکلات شخصی و خانوادگی و مقایسه وضع زنان ایران بی بی مریم را را ناگزیر از ورود به حوزه ی چیستی حقوق زن و تعمق در جایگاه اجتماعی جنسیت خود کرد، فلذا در فرصتی که مشروطه برای طرح مطالبات اجتماعی ایجاد کرده بود او به فعالیت اجتماعی برای حقوق زنان روی آورد. وی در دفترچه خاطرات خود با زبانی ساده از حقوق زن در عرف موجود جامعه ایران گلایه می کند و از وضعیت زن درخصوص مواجهه با مسایلی همچون چند همسری، ازدواج اجباری، برخورداری از تحصیل، ارث، طلاق و مالکیت سرمایه و زمین انتقاد می کند. سردار مریم پس از مرگ چند تن از خوانین بزرگ و جمع شدن حلقه ای از خوانین جوان به گرد او و بخصوص در هنگام جنگ جهانی اول و پناهنده شدن نیروهای ملی به بختیاری و میزبانی از آنها و تشکیل گروه های مبارزه علیه اشغالگری روسیه و انگلیس، نمود برجسته ای پیدا کرد. سردار مریم در دهه ششم زندگی خود متحدان همفکر و خوشنامی داشت که خانه او را کانون توجهات محافل ایران کرد. از آن جمله است عموزاده ی او ضرغام السلطنه بختیاری فاتح اصفهان، محمد مصدق، علی اکبر دهخدا، علامه قزوینی، حاج آقا نورالله اصفهانی، خان بابا خان اسعد، محمدرضا خان سردار فاتح و فرزند خود ایشان علیمردان خان چهارلنگ (شیرعلیمردان) که به شدت مخالف با اشغال ایران توسط روسیه و انگلیس بودند و توانستند در بوشهر، خوزستان، چهارمحال بختیاری، اصفهان، همدان، کرمانشاه و اراک ضربات سختی را بر پیکره ی استعمار وارد کنند. بسیج نیروهای بختیاری بر علیه انگلستان و روسیه و جنگ و گریزها و نبردهای نظامی با آنها و همچنین پناه دادن به منهزمین نظامی اتریشی - آلمانی و کنسول کشور آلمان، صفحاتی از تاریخ درخشان زندگی سردار مریم است. کانون حلقه خوانین جوان که تحصیلکرده دانشگاه های اروپایی و در واقع نسل سوم خوانین بودند نیز در خانه او شکل گرفت. برادر زاده ی ایشان خان بابا خان اسعد تئوریسین آرمانخواه حزب ستاره بختیاری و عموزاده ی دیگرش محمدرضا خان سردار فاتح و علیمردانخان چهارلنگ (فرزند بی بی مریم) و سردار اقبال، حلقه های محفل پرخون و با انگیزه ی بودند که حوادث تعیین کننده ای را در سالهای بعد رقم زدند. بی بی مریم در غیاب و ضعف دولت مرکزی، در كانون مبارزه ای قرار داشت که توانست منافع استعمارگران بزرگ دنیای آن روز (روسیه و انگلیس) را به خطر انداخته و معادلات منطقه ای آنها را برهم زند. در این شرایط آلمانها هم که رقیب این دو دولت بوده و در پی صدمه زدن به روسیه و انگلیس بودند به مبارزان بختیاری و بی بی مریم نزدیک و با آنها متحد شدند. پس از پناه دادن بی بی مریم به منهزمین آلمانی، روسها به غارت خانه او در اصفهان پرداختند. او علی رغم فشار انگلیسی ها و روسها، حمایت خود را از نظامیان آلمانی و اتباع اتریش تا زمانی که توانست آنها را از طریق کرمانشاه از کشور خارج کند، ادامه داد. این امر موجب شهرت هرچه بیشتر وی و تبدیل ایشان به چهره ای بین المللی شد. صدراعظم آلمان بالاترین نشان افتخار آن کشور به پاس قدردانی از حمایت او از اتباع آلمان، به وی اهدا کرد. برای دریافت و تحلیل کامل شخصیت بی بی مریم باید علاوه بر زمینه های ذهنی و تاریخی او، اشاره ای هم به تفاوت جایگاه زن در بختیاری و جوامع یکجانشین شهری و روستایی در آن دوران داشت. برخلاف آنچه تصور می شود در دوران زندگی بی بی مریم، زن در ایلات از جایگاه و نقش بهتری نسبت به جوامع شهری و روستایی برخوردار بود. اگرچه زنان ایلات نیز سختی های فراوانی را تحمل می كنند اما با این حال در حقوق عرفی بختیاری جایگاه هایی برای آزادی عمل و اختیار زن دیده شده است که به نسبت جوامع روستایی و شهری بیشتر بود و این سختی ها را بیشتر می بایست ناشی از نوع زندگی پر مشقت ایلیاتی دانست. وجود زنان نام آوری در بختیاری نشان دهنده ی جایگاه بهتر زن در جامعه بختیاری داشت. در کنار آزادی عمل بیشتر زنان ایلیاتی، حقوقی همچون؛ حق مِینا، حق شیر، حق دَدی بهری، حق خورزماری، حق حالو خورزایی، حق تاته زایی، حق دُرزا اشاره به حقوق زنان در جایگاه های مختلف (خواهر- مادر- خاله زادگی و خواهرزادگی - عموزادگی و..) و توصیه های اخلاقی همچون عدم شلیک به زنان (حتا اگر دشمن باشد) همگی حکایت از به رسمیت شناخته شدن حق زن بختیاری در جامعه خود می کند. البته در مقابل نیز رسومی چون ناف بُرون و زن را به «کالات» مقتول دادن (خون بس) قرار دارند که موجب اجحاف حقوق زنان می شوند؛ اما با اینهمه دنیای زنانگی در بختیاری – که از آداب و سلسله مراتب و ویژگی های خاصی برخوردار است - به دلایل بکر بودن و تفاوت های شکلی اش با جامعه شهری این اجازه را می دهد که زنانی همچون بی بی مریم بتواند تا مقام سرداری و همسنگ شدن با مردان به پیش بروند. نکته ی قابل توجه آن است که لقبی که بختیاری ها به دختر حسینقلی خان به عنوان «سردار مریم» داده اند، و در تاریخ آن دوره از ایران بی سابقه می نمود، نشان دهنده ی این است که جامعه بختیاری در صورت شایستگی داشتن شخص، امکان پیشرفت یک زن را تا بالاترین درجات جامعه خود یعنی درجه سرداری (رهبری سیاسی و نظامی) می داد. ضرب المثل بختیاری «شیر وا به بیشه بو؛ خواه نرینه، خواه مایینه» (ترجمه: شیر باید به بیشه باشد؛ خواه نرینه و خواه مادینه) این مفهوم را دارد كه که جامعه از زنان انتظار دارد در صورت نبود مردان همچون آنان عمل کنند و مسئولیت حفظ جایگاه خانوادگی را بدوش بگیرند. در بختیاری هرچند پیشرفت زنان قدری دشوارتر از مردان می بود اما بکلی راه پیشرفت مسدود نبود. زنان حتا در مواردی وظیفه دار و مسئول اموری بودند که از مرد انتظار می رفت. وجود برخی اسامی، خاطرات و داستانهای رایج، نشان دهنده ی آن است كه زنان در بختیاری امكان نقش آفرینی فراوانی در جامعه خود داشتند. برای نمونه در منطقه سوسن سرخاب داستانی در خصوص زنی به نام «دالو گل» وجود دارد كه ریاست و حاكمیت منطقه را به عهده داشت؛ «دالو گل» - (دالو = مادربزرگ) شخصیتی تاریخی است و آنچنان به زمانه ما نزدیك است كه درختانی كه كاشته و آثار آسیابی كه متعلق به وی بوده، هنوز قابل مشاهده است. كلمه «دا = مادر» و «دالو = مادر بزرگ» گاه همچون یك لقب و عنوان كلی به ابتدای نام زنی از خانواده ایلیاتی افزوده می شد. صاحب این عنوان توأم با توان رهبریت جامعه، نسبت خویشاوندی با اكثر اعضا آن جامعه داشت. پذیرش این عنوان نه بر اثر اجبار و قوه ی قاهره - كه اغلب مختص خرده رهبران مرد است - بلكه بر اثر ارادت قلبی میان طرفین بود كه یك زن به دلیل شایستگی های فردی و خصوصیات فرهمندانه خود در نقش خرده رهبر پذیرفته می شد. این رهبریت معنوی - سیاسی گاه به موازات رهبریت مردان شکل می گرفت و گاه به فراخور شخصیت زن، حتا از رهبریت مردان پیشی می گرفت. در نمونه «دالوگل»، لقب دالو به ابتدای نام زن (گل) افزوده شده است. بی شك این نمونه از ارتقاء جایگاه زن در میان بختیاری ها، بیانگر شان و جایگاه بالای زن در ایران باستان نیز می باشد. زنان مشهوری در بختیاری بودند که نقشهای موثری در دنیای پیرامون خود داشتند؛ بی بی مریم که خود از یکی از خانواده های اشرافی بختیاری بود در سلسله انساب خود نیز از وجود زنان بزرگ بی بهره نبود. مادرش بی بی فاطمه دختر علیرضا خان کیانرسی ایلخان چهارلنگ از زنان نامدار بختیاری به شمار می رفت. مادر بزرگ او نیز که بی بی شاه پسند فرزند علی صالح خان بهداروند است دارای شهرت و موقعیت بسیار مهمی در بختیاری بود و در به قدرت رسیدن فرزند خود حسینقلی خان و حفظ موقعیت او نقش مهمی داشت. در نمونه «دالوگل» و در نمونه های ديگر از جمله همين بی بی مريم، مقام مادرانگی زن به كل فاميل و جامعه پيرامون (در اين نمونه خانواده ی ايلخانی) تعميم داده می شد. لذا اينكه در تاريخ اينهمه از «خانه» سردار مريم ياد می شود، نشان دهنده كسب جايگاه مقام «مادر - رهبر» توسط بی بی مريم در بختياری است كه در ساير فرهنگها كمتر به چشم می خورد. موضوع ديگری كه ما را به پذيرش نقش راهبردی زن در فرهنگ بختياری جامعه رهنمون می شود، عنوان شاه زنون (شاه زنان) است كه به برخی از زنان اطلاق می گرديد. اين عنوان نشان دهنده ی حد امكان صعود يك زن در جامعه است. در آداب عروسي و عزا و ميهمانداری و جنگ زن وظايف خاصی به عهده داشت، اين تقسيم وظيفه نشان دهنده ی تعيين حق و جايگاه برای زنان است.با توجه به فرهنگ بختیاری که در آن نامگذاری ها بعضاً از روی افراد سرشناس و به منظور قرینه سازی ذهنی و پیشرفتهای بعدی فرزندان است، احتمال زیادی وجود دارد که حسینقلی خان در نامگذاری دختر خود به نام «مریم»، نظری به یکی دیگر از زنان بزرگ و مشهور بختیاری داشت. پیش از سردار مریم دختر حسینقلی خان سردار مریم دیگری که فرزند اسدخان و همسر ایلخان قشقایی بود، وجود داشت. مشهور است سردار مریم دختر اسدخان بهداروند که فرزندان او بعدها به ریاست ایل قشقایی رسیدند دارای دانش بالای پزشکی و شایستگی های شخصی فراوانی بود تا جایی که در رفع اختلافات قشقایی ها و بختیاری ها دخالت می کرد و به همین دلیل برقراری توازن و صلح بین دو ایل بزرگ مورد وثوق طرفین شناخته می شد. و پس از آنکه اسدخان بهداروند به منظور دوری گزیدن از منازعات داخلی با حالتی انزواگیرانه از بختیاری بیرون رفت، باقی مانده عمر خود را نزد ایل قشقایی و دختر خود سردار مریم (اول) گذراند. این سوابق نشان می دهد که برخلاف فرهنگ غالب جامعه شهری، در فرهنگ بختیاری این امکان وجود داشت که زنان تا مدارج بالاتری در جامعه خود را طی کنند. آنچه مشخص است ناخرسندی بی بی مریم از وضع حقوق زنان در جامعه است كه متاثر از فرهنگ زمامداری قاجاری تا حد بسیاری نزول پیدا كرده بود. ظرفیت اجتماعی جامعه ایلیاتی كه بی بی مریم در آن به سر می برد، به مراتب بهتر از وضع حقوق زن در جامعه شهری ایران بود. لذا وقتی بی بی مریم با پشتوانه فرهنگ ایلیاتی خود به محیط های شهری اصفهان و تهران وارد شد و در وضعیت زنان آن روز جامعه ایران تعمق كرد، متوجه حقوق نازل زن در جامعه ایران می شود و حقوق زنان شهری را به نسبت روستاییان و ایلیت کم بهره تر می یابد. لذا چون در تربیت ایلیاتی خود تطبیق نظام حقوقی بختیاری (حقوق عرفی) با نظام حقوقی شهری را امکان پذیر نمی بیند و از طرفی هر دو را در اعاده ی حقوق زنان ناکافی می یابد، برای اعاده حقوق زنان ایران تلاش می کند و خواستار بهبود اوضاع آنها می شود. از طرفی خصوصیات شخصیتی، موقعیت خانوادگی و آزادی عمل نسبی به ارمغان آورده از فرهنگ درونی ایل بختیاری، به او این اجازه را می داد که برای آرمانهای مورد پسند خود نسبت به سایر زنان همعصر با گامهای بلندتری قدم بردارد. در تحلیل آن بخش از فعالیتهای اجتماعی سردار مریم بختیاری در اعاده حقوق زنان باید گفت؛ شخصیت او بیانگر زن ایلیاتی شهر نشین شده ای است كه در مقایسه و تطبیق نظام حقوقی آن زمان جامعه ایرانی با نوع زندگی ایلیاتی خود – كه به مراتب از آزادی بیشتری برخوردار بود - وضع زنان را نامطلوب می یابد. با روی کار آمدن رضاشاه و فشار روز افزون او به عشایر، حلقه خوانین جوان با رهبری علیمردان خان چهارلنگ (فرزند بی بی مریم) در سال ۱۳۰۸ شمسی اقدام به اعلام قیام عمومی در بختیاری کردند. بی بی مریم در دهه پایانی عمر خود شاهد مبارزه، شهادت و اعدام حلقه جوانان حزب ستاره بختیاری که نسل طلایی روشنفکران عملگرای بختیاری را تشکیل می دادند، بود. سردار مریم تنها ۳ سال پس از شهادت فرزندش علیمردان خان و برادر زادگان و کسان خود در قید حیات بود و در سال ۱۳۱۶ در حالی که هشتمین دهه عمر خود را سپری می کرد، از دنیا رفت. پیکرش در آرامگاه تخت فولاد اصفهان - تکیه بختیاری ها - به خاک سپرده شد. تحلیل شخصیت و مطالعه کامل زندگی سردار بی بی مریم از آن جهت که در طول عمر خود سه نسل از خوانین بختیاری را درک کرد و از آغاز تا پایان شاهد حرکت قومی – ملی بختیاری ها بود، حایز اهمیت فراوانی است. * پژوهشگر فرهنگ و تاریخ بختیاری، تحلیلگر مسائل استان خوزستانمطلب مرتبط: - فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Mon, 21 Apr 2014 07:01:06 GMT http://ibnanews.ir/vdcj.aeofuqe8vsfzu.html نگاهی به کارنامه «بی بی مریم بختیاری» در احیای سنت حسنه ی وقف + عکس http://ibnanews.ir/vdcg.397rak9xypr4a.html ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / محسن حیدری *مقدمه: سنت حسنه‌ی وقف، یك پدیده‌ی دیرپای بشری است كه ریشه در عقل، منطق و طبیعت انسان دارد. وقف، در همه‌ی ادیان الهی و حتی آیین‌های شبه‌دینی و تمد‌ن‌های بشری به اشكال و صور مختلف و منطبق بر آیین و سنن و فرهنگ هر جامعه، وجود داشته و دارد(۱) گرچه ممكن است صورت ظاهری و نیز آیین مربوط به مسأله‌ی وقف یا شبه وقف در كشورهای مختلف و بین اقوام مختلف متفاوت باشد، ولی در همه‌ی جهان و ادیان یكی است: جاودان‌قرار دادن تمام یا قسمتی از ثروت خود در راه خدا به منظور بهره‌گیری فرد یا افرادی از جامعه‌ی بشری در درازمدت از درآمد و منافع آن(۲). وقف یك سنت حسنه و یكی از افتخارات فرهنگ غنی اسلام و یكی از اهرم‌های مؤثر اعتقادی و فرهنگی برای جبران نارسایی‌ها و نیازمندی‌های جامعه در ابعاد مختلف محسوب می‌شود. با توسعه‌ی موقوفات فضایی فراهم می شود که در آن‌ فضا مشكلات فقرا و دردمندان برطرف می گردد و كمبودها و نیازهای اجتماعی تأمین می شود. خیرخواهی و غیرخواهی جایگزین سودجویی و خودخواهی می شود، تكاثر و تفاخر از میان می رود و صدقات جاریه و باقیات‌الصالحات به جای آن می نشیند. طبعاً چنین جامعه‌ای به كمال و سعادت خواهد رسید و آینده‌‌ای روشن و درخشان در پیش رو خواهد داشت(۳). زنان واقف در ایران؛ پیشتاز رفع فقر اقتصادی و توسعه اماکن فرهنگی زنان ایرانی در دوره های مختلف تاریخی، در فعالیت های اجتماعی و عام المنفعه، مشارکتی جدی داشته و به ویژه در امر وقف فعال وارد شده اند. گرچه متاسفانه به دلیل عدم توجه بانیان و یا عدم اهتمام به ثبت موقوفاتِ بانوان در کتب تاریخی مناطق و یا تاریخ اجتماعی سلسله ها نام بسیاری از بانوان واقف، یا ثبت نشده یا به مرور زمان فراموش شده است؛ ولی به هرحال می توان تا حدودی ردپای بانوان واقف و خیراندیش را در صفحات کتب تاریخی یافت. البته در کتب تاریخی موارد ثبت شده نام بانوان واقف و اثر وقفی ایشان بسیار کم است و بیشتر موارد ثبتی هم شامل بانوانی از خاندان های درباری و یا خاندان های بزرگ و صاحب منصب می شود(۴). شاید در کل بتوان موقوفات بانوان را در طول قرون گذشته در دو بخش کلی مورد بررسی قرار داد(۵). بخش اول که در آن بانوان خیراندیش و واقف با توجه به مسئله «فقر» در جامعه، به دنبال ایجاد یک فضای بهتر معیشتی برای همنوعان خود بوده اند؛ تا براساس منافع مادی ای که موقوفه شان برای قشر ضعیف و فقیر ایجاد می کرد به تعدیل وضعیت اقتصادی مردم و توزیع عادلانه ثروت و امکانات کمک کنند. اما در بخش دوم، بانوان در موقوفه خود بیشتر به رشد معنوی و ایمانی مردم جامعه خود توجه داشته اند و بر همین اساس هم به ساخت و وقف مساجد، مدارس علمیه دینی و یا اماکن متبرکه وارد شده اند. البته آنچه از صفحات کتب تاریخی مربوطه به دست می آید این مطلب است که بانوان واقف در بخش دوم و توجه داشتن به رشد معنوی و ایمانی مسلمانان بیشتر و پرتعدادتر از بخش اول فعالیت داشته اند(۶). از نمونه های مشهوری که توسط زنان ایرانی وقف شده اند می توان به مسجد گوهرشاد مشهد، مسجد جامع گلپایگان و مسجد خانم زنجان اشاره کرد. بی بی مریم پیشتاز فعالیت سیاسی اجتماعی زنان در ایران معاصر بی بی مریم بختیاری (۱۳۱۶ – ۱۲۵۰ شمسی) معروف به سردار مریم، از پیشگامان فعالیت سیاسی اجتماعی زنان در ایران معاصر بوده است. وی دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و خواهر نجفقلی خان صمصام السلطنه نخست وزیر دوره مشروطه و خواهر علیقلی خان سردار اسعد نائب السلطنه ایران در دوره صغارت احمدشاه قاجار بود. وی با بهره گیری از ثروت خانوادگی، نفوذ اجتماعی و دانش و تجارب شخصی خود توانست در جنبش مشروطه خواهی ایرانیان نقش ایفا کند. وی علاوه بر حضور مستقیم در نبرد مسلحانه برای آزادسازی میدان بهارستان از دست نیروهای لیاخوف روسی(۷)، نقش مهمی در تدارک و پشتیبانی طولانی مدت از خانواده مجاهدان مشروطه خواه در استانهای اصفهان، چهارمحال بختیاری و خوزستان در پشت جبهه های نبرد داشت. وی همچنین در جریان مبارزات ملی و ضد استعماری ایرانیان بر ضد اشغالگران روس و انگلیس در جنگ جهانی اول، نقش مهمتری را - در مقایسه با نقشش در دوره مشروطه خواهی - ایفا نمود و به مدت بیش از دو سال، صدها نفر مبارز ضداستعماری که تحت تعقیب روس و انگلیس بودند، را پناه داد و مایحتاج زندگی آنان را تأمین کرد تا بتوانند به مبارزات ضداستعماری خود ادامه دهند. وی همچنین با تشکیل یک گروه منظم از مجاهدان، به نبرد مسلحانه با اشغالگران روس و انگلیس در استانهای اصفهان، چهارمحال بختیاری و خوزستان در طول سالهای جنگ جهانی اول پرداخت. وی پس از عمری مجاهدت، در سال ۱۳۱۶ هـ .ش در اصفهان درگذشت و پیکرش در آرامگاه تخت فولاد اصفهان در تکیه میر به خاک سپرده شد. بی بی مریم بختیاری بخش عمده ثروت خانوادگی خود را وقف خیرات کرد. فعالیتهای خیریه وی را می توان به سه دسته، شامل؛ الف) وقف برای آزادی و استقلال کشور، ب) وقف برای مبارزه با اشغالگران بیگانه، ج) وقف برای مبارزه با رژیم دست نشانده و مستبد رضاشاهی، د) وقف برای تحصیل دختران و گسترش دانش، تقسیم کرد. بی بی مریم و پشتوانه های فکری وقف بی بی مریم در نوشته هایی که از وی بر جای مانده، بر ضرورت بخشش و دستگیری از نیازمندان تأکید کرده است. وی در کتاب خاطرات خود، در توصیف خصایص مثبت پدرش ایلخانی بختیاری می نویسد: «به فقرا خیلی پول می داد. روزی یکصد تومان معمولی پول فقرا بود که اسم او را صرف جیب می گذاشتند. این یکصد تومان پول فقرائی سواکار [و جداگانه] بود. والا به صله ارحام، به سادات، به مردم محترم که پریشان شده بودند، زیادتر از آن که من بتوانم بنویسم می داد(8)». بی بی مریم، رفع ظلم و رسیدگی به حال مظلومان را از کارکردهای اصلی دین می داند و پس از تشریح نابسامانی های اجتماعی ایران در عصر قاجار، می نویسد: «[کشور] در این عصر که ما هستیم، در تبعیت هیچ قانونی نیست. اسماً مسلمان می باشند، ولی رسماً خیر. تا بعدها چه شود(9)».به این ترتیب، برخلاف برخی روشنفکران که مشکلات اجتماعی و وضع موجود جامعه را برعهده اسلام می گذارند، وی همچون سید جمال الدین اسدآبادی که می گفت «در اروپا اسلام دیدیم ولی مسلمان نه؛ و در اینجا مسلمان دیدم ولی اسلام، نه»، اجرای همه جانبه اسلام را ضامن سعادت آحاد جامعه ایران می دانست و یکی از دلایل مشکلات موجود را تخطی از اسلام عنوان می کرد. وی ثروت اندوزی شاهان وشاهزادگان قاجار و فقر فراگیر جامعه را بی ارتباط نمی داند و بر ضرورت مصادره اموال شاهزادگان قاجار به نفع فقرا و مصرف کردن این ثروتها برای توسعه زیربناهای آبادانی کشور و رفاه عمومی تأکید می کند و می نویسد: «در روولوسیون [انقلاب] ناقص ایران کهن، بایستی تمام این خائنین به ملت، به سر دار بروند و مکنت آنها خرج نظام ایران و راه آهن ایران بشود، چونکه تمام این مکنت، خون ایرانی های بدبخت بود(10)». وی که از فعالان اجتماعی و سیاسی عصر خود به شمار می رود، از میزان تأثیرگذاری خود راضی نیست و از خداوند می خواهد قدرت بیشتر و فائقه ای به او ببخشد که بتواند اوضاع جتماعی را بهبود ببخشد. در این راستا می نویسد: «آیا می شود از درگاه پادشاه حقیقت، قدرتی پیدا کنم که بتوانم به نوع خود خدمت کنم(11)».الف) بی بی مریم و وقف خاص برای حفظ آزادی و استقلال کشور در دوره جنبش مشروطه خواهی در دوره استبداد صغیر محمدعلیشاهی که حکومت به دامان روسها افتاده بود و علمای نجف و قم بر ضرورت قیام در مقابل استبداد شاه تأکید نمودند، بی بی مریم بخشی از ثروت خود را برای پشتیبانی از خانواده مجاهدان مشروطه خواه در استانهای اصفهان، چهارمحال بختیاری و خوزستان هزینه کرد. در یک سند تاریخی به جای مانده از «سردار مریم» که روزنامه مجلس، شماره ۳۰، مورخ ۱۷ مهر ۱۲۹۰ هـ.ش، در بخش تلگرافات در صفحه ۳ آن را منتشر نموده است، وی در تلگرافی خطاب به همسرش فتح الله خان ضیغم السلطنه بختیاری بر بذل مال در راه خدا و میهن تأکید می کند(12). گردانندگان روزنامه مجلس در یکصد سال پیش، پیش از چاپ متن تلگراف، متنی تحت عنوان «غیرت مردانه» را افزوده و نوشته اند: «غیرت مردانه / خانم عیال آقای ضیغم السلطنه که همشیره محترمه حضرت رئیس الوزراء و آقای سردار اسعد بختیاری و سایر اخوان است در موقع استماع خبر تفویض حکومت کاشان و لقب سردار ارشد به آقای ضیغم السلطنه، تلگراف ذیل را که حاکی از بسی مراتب غیرتمندی، وطن پرستی و مشروطه خواهی آن محترمه است بهمسر محترم خود نموده اند که برای تحریک حسن حمیّت و غیرت مردان بهترین منبع و وسیله عبرت است. از خداوند ازدیاد امثال این محترمات را مسئلت مینمائیم و همین تلگراف را با کمال امتنان درج میکنیم: (از اصفهان بطهران) حضور مبارک حضرت سردار ارشد. تلگرافات زیارت شد. در باب حکومت کاشان اولاً تبریک میگویم. ثانیاً حکومت کاشان بلکه حکومت تمام عالم در این مورد حق حضرت اشرف نیست، حق حضرت اشرف امروزه خدمت بدولت و وطن عزیز خود میباشد. الحمد الله محتاج بحکومت نیستید. مال و دولت را باید در راه دولت و ملت و وطن عزیز صرف کنید. مخلفه بنده را هم که دارم حق حضرت اشرف است، در راه وطن عزیز خود مصروف سازید. ان شاء الله هر وقت این خانواده جلیله [بختیاری] تمام دشمن وطن عزیز را بکلی قلع و قمع فرمودند، آنوقت مقام حضرت اشرف حکومت های خیلی بزرگ میباشد. بعقل ناقص بنده گوش کنید. حکومت قبول نکنید. شب و روز آسوده نشین جان خود را در کف دست گرفته، در راه آب و خاک وطن عزیز خود نثار کنید. زیاده جسارت است. محمد تقیخان هم امروز بیست و هفتم جهت قم حرکت کرده، تلگرافات را زیارت نکرد. علیمردان خان هم قم هستند. تلگراف حرکت از طهران حضرت اشرف بطور حتم رسید، میرزا ابوالقاسم خان را حرکت میدهم. محمد خان آقا ملا را بگوئید بخانه شماها پول و گندم دادم، آسوده باشید(13)». بی بی مریم در این تلگراف به همسرش تأکید می کند که «مخلفه» را نیز «در راه وطن عزیز مصروف سازید». مخلفه سه معنی دارد؛ گاه منظور از مخلفه، شتر ماده گران قیمت و آماده برای زاد و ولد است که قیمت بالایی داشته است. گاه، به معنی اموال باقیمانده از متوفا یا مسامحتاً «ما ترک» و «ارثیه» است. گاه نیز به اسباب و لوازم خانه گفته می شود. منظور بی بی مریم از مخلفه، هر یک از این سه معنی باشد، وی به همسرش تأکید می کند که پولها را برای من نگه ندار و همه را خرج «ملت و وطن عزیز» و نابودی دشمنان وطن کن. همچنین در انتهای نامه از همسرش می خواهد که به یکی از مجاهدان مشروطه خواه به نام «محمد خان آقا ملا» که ظاهراً در مکتوبات قبلی نگران تأمین مالی خانواده اش بوده، از قول وی بگوید که بی بی مریم پول و گندم کافی به خانواده وی داده است و نگران وضع خانواده خود نباشد و با خیال آسوده به جهاد در راه اعتلای ایران ادامه دهد. در واقع، بی بی مریم نقش تدارک و پشتیبانی خانواده مجاهدان را در پشت جبهه برعهده گرفته و زینب وار به یاری خانواده مجاهدان می شتابد و در رفع نیازهای مالی آنان می کوشد. ب) بی بی مریم و وقف خاص برای حفظ استقلال و آزادی کشور در مبارزات ضداستعماری در خلال جنگ جهانی اول وی همچنین در جریان مبارزات ملی و ضد استعماری ایرانیان بر ضد اشغالگران روس و انگلیس در جنگ جهانی اول، نقش مهمتری را نسبت به دوره مشروطه خواهی ایفا نمود و به مدت بیش از دو سال، صدها نفر مبارز ضداستعماری که تحت تعقیب روس و انگلیس بودند، را پناه داد و مایحتاج زندگی آنان را تأمین کرد تا بتوانند به مبارزات ضداستعماری خود ادامه دهند. وی همچنین با تشکیل یک گروه منظم از مجاهدان، به نبرد مسلحانه با اشغالگران روس و انگلیس در استانهای اصفهان، چهارمحال بختیاری و خوزستان در طول سالهای جنگ جهانی اول پرداخت. استاد حسین باستانی پاریزی در مقدمه ای که بر كتاب دیوان شعر پژمان بختیاری نوشته، با اشاره به شخصیت «بی بی مریم»، می نویسد: «در همین كوهستان زنی می زیسته كه برابر صد مرد در سرنوشت تاریخ معاصر ما دخیل بوده است. مقصودم بی بی مریم بختیاری است كه وقتی در جنگ بین الملل اول، ایرانیان وطن خواه از اولتیماتوم روس، و بعداً از هجوم انگلیسی ها ناچار به مهاجرت شدند و آوارۀ كوهستان بختیاری، این زن نامدار، همه آنها را ماهها پناه داد، و وسائل رفتن آنها را به غرب و كرمانشاه و بالاخره عثمانی فراهم ساخت. از جمله پناهندگان به ایل بختیاری، یكی هم وحید دستگردی بود. بی بی مریم بختیاری، این مرد، و ده ها پناهنده امسال او را ـ كه هركدام با یك بارنامه فیس و افاده، با جیب خالی، و با یك عبای نازك تابستانی و یك عمامه كوچك ـ به او پناه برده بودند، همه را نگاهداشت و ماهها نگاهداشت تا آب ها از آسیاب ها افتاد. البته وحید دستگردی، حق این زن را [با سرودن یک قطعه شعر معروف] ادا كرد ... و نام نامی او را بر صفحه تاریخ جاویدان ساخت(14): شدم من نیز از اصفاهان فراری به سوی كوه و دشت بختیاری هزار آواره دیدم یار و اغیار پناهنده شــــــده ز اغیار بر یار فراوان میهمان و ، میزبان هیچ رمیده مرغ بسیار، آشیان هیچ بسا سردار و ســـــالار زیانكار به سود خویش بر كشور زیانسار یكی عیسی فروشی پیشه می كرد یكی مریم كشی اندیشه می كرد ... شدند آوارگان از دشمن ایمن ز مردی َ دو تن : یك مرد و یك زن زنی در كشورآرائی یگانه ز پوران دخت در ایران نشانه نهاده مام گیتــــی مریمش نام مسیحا كرده ز او زهد و خرد وام مهین بانوی ملـــــك كامكاری چراغ افتـــــخار بختیـــــــاری به زیر مقنـــــعه از فرَ فرهنگ سزاوار كله داری و اورنگ پسندیده هزارش خصلت و خوست یكی از صدهزار این خوی نیكوست كه بر چندین هزار آواره چون من حریمش چون حرم گردیده مأمن نژاد مختلف بیگانه و خویش ز ایرانی و ترك ، آلمان و اطریش همه بر خـــــوان نعمت میهمانش امان جستند در دارالامانش ... زن ار این است و آن غارتگران مرد به گیتی باد بی نام و نشان مرد (15) ج) بی بی مریم و وقف خاص برای حفظ استقلال و آزادی کشور در مبارزه با رژیم دست نشانده و مستبد رضاشاهی چند هفته بعد از کودتای انگلیسی رضاشاه در اسفند ۱۲۹۹، گروهی از نسل سوم خوانین بختیاری و تحصیل کردگان این منطقه که درصدد مهار قدرت رضاشاه بودند، بیانیه اعلام موجودیت حزب ستاره بختیاری را در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی منتشر کردند. این حزب درصدد مقابله با قدرت روزافزون رضاشاه بود. چهره های مؤثر در تأسیس این حزب خانبابا اسعد پسر علیقلی خان سردار اسعد دوم، محمد سالار اعظم پسر علیقلی خان سردار اسعد دوم، محمد علی سالار مسعود پسر خسروخان سردار ظفر، علی مراد سالار بهادر پسر خسرو خان سردار ظفر، پرویز اسفندیاری کوچکترین پسر اسفندیار خان سردار اسعد اول و علیمردان خان چهارلنگ پسر بی بی مریم بختیاری بودند. از این رو، بی بی مریم از این حزب نوپا حمایت کرد و با نگاهی به اساسنامه این حزب(16) و خاطرات بی بی مریم(17)، خطوط مشترک و سوگیری واحد این دو سند را مشاهده می کنیم. علیمردان خان بختیاری پسر سردار مریم که پس از مرگ پدر، کودکی خود را نزد دایی خود علیقلی خان سردار اسعد گذرانده بود، فردی مذهبی، وطندوست و آزادیخواه بود که از سال ۱۳۰۰ با مشی و مرام حزب ستاره بختیاری به رهبری خانبابا اسعد آشنا شده و تا ۱۳۰۲ که به ایلخانی چهارلنگ منصوب شد با این حزب همکاری داشت. وی در سال ۱۳۰۷ سازمانی بنام "هیئت اجتماعیه بختیاری" تشکیل داد و به مبارزه با دولت دست نشانده و مستبد رضاشاه پرداخت؛ بطوریکه در سال ۱۳۰۸ دهکرد و اکثر مناطق کنونی استان چهارمحال بختیاری، شمال خوزستان و غرب استان اصفهان به دست نیروهای هیئت اجتماعیه بختیاری اداره می شد. رضاشاه هراسان از این قیام، بخش عمده ای از نیروهای خود را از سراسر کشور فراخوانده و برای سرکوبی این جنبش به منطقه بختیاری اعزام کرد. منطقه سفیددشت که مدت بیست روز یک تیپ از ارتش در محاصره بختیاری ها بود، با جنگی خونین به تصرف نیروهای دولتی درآمد و از آن پس علیمردان خان و یارانش به جنگ غیر متمرکز روی آوردند. عاقبت علیمردان خان فرزند بی بی مریم بختیاری دستگیر و به زندان قصر منتقل شد. مقاومت دلیرانه و شجاعانه وی در برابر دژخیم، زندان قصر را به محلی برای نام آوری دوباره او تبدیل کرد و سرانجام وی و تعداد زیادی از رهبران بختیاری و بویراحمدی را در اسفند ۱۳۱۳ جلوی جوخه آتش برده و به شهادت رساندند. بی بی مریم در این دوره، برای حمایت از این قیام مردمی علیه دولت دست نشانده و مستبد رضاشاه کوشید و ثروت و امکانات خود را مصروف حمایت از این جنبش کرد. د) بی بی مریم و وقف خاص برای گسترش دانش و تحصیل دختران با احداث مدرسه بی بی مریم که بخشی از ثروت و امکانات خانوادگی خود را در جوانی «وقف خاص برای حفظ آزادی و استقلال کشور در دوره جنبش مشروطه خواهی» نموده بود، در میانسالی اقدام به «وقف خاص برای حفظ استقلال و آزادی کشور درمبارزات ضداستعماری درخلال جنگ جهانی اول» نمود. وی در اواخر میانسالی به «وقف خاص برای حفظ استقلال و آزادی کشور در مبارزه با رژیم دست نشانده و مستبد رضاشاهی» روی آورد که با شهادت فرزندش ناتمام ماند. اواخر عمر بی بی مریم مصادف با اوج دوران استبداد رضاشاهی و انسداد سیاسی کشور و امتناع هرگونه حرکت انتقادی جمعی بود. با این حال، وی دست از فعالیت برنداشت و با تمرکز بر فعالیت های فرهنگی، کوشید مبارزه اجتماعی خود را در مسیری دیگر و با گسترش دانش و کمک به تحصیل دختران ادامه دهد. وی وصیت کرد آخرین باقیمانده ثروتش یعنی خانه مسکونی اش در اصفهان واقع در چهارراه قصر ابتدای خیابان شیخ بهایی را به مدرسه دخترانه برای تربیت نسل بانوان ایرانی تبدیل کنند. ورثه بی بی مریم بختیاری، طبق وصیت او این خانه بزرگ را به اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) اهدا کردند و مدرسه دخترانه «رودابه» در آن ساخته شد. این مدرسه که در سالهای اخیر، دیگرگون شده و پس از تجدید بنا به نام «ایثارگران» به فعالیت خود ادامه می دهد. نگاهی مختصر به کارنامه بی بی مریم در احیای سنت حسنه وقف نشان می دهد این بانوی بزرگ ایرانی با اعتقادات ناب اسلامی و شیعی و روحیه وطندوستی و میهن خواهی، رنگ دیگری به سنت حسنه وقف بخشید و آن را از معنای محدود و مضیق خارج ساخت. بی بی مریم بختیاری با تأسی به حضرت خدیجه کبری(س) همسر پیامبر گرامی اسلام(ص) که ثروت خود را در دوران مبارزات مسلمانان در مکه و محاصره اقتصادی در شعب ابیطالب صرف استقلال و آزادی مسلمانان کرد، ثروت خود را درراه استقلال و آزادی ایران به کار گرفت و نام خود را در تاریخ اسلام و ایران جاودانه ساخت. تصاویر مرتبط: (تصویر: مدرسه ایثارگران (رودابه) در اصفهان که توسط سردار مریم وقف شده است/ عکس: ایبنانیوز/فروردین ۱۳۹۳)(تصویر: مدرسه ایثارگران (رودابه) در اصفهان که توسط سردار مریم وقف شده است/ عکس: ایبنانیوز/فروردین ۱۳۹۳)(تصویر: مدرسه ایثارگران (رودابه) در اصفهان که توسط سردار مریم وقف شده است/ عکس: ایبنانیوز/فروردین ۱۳۹۳)پی نوشت ها: ۱- كاربخش راوری، ماشاءالله، راه‌های ترویج فرهنگ وقف و نیكوكاری و توسعه‌ی موقوفات در جامعه ۲- دانش‌پور، علی، نادر، چرا و چگونه وقف کنیم؟، چاپ اول، تهران، سازمان چاپ و انتشارات ارشاد ۳- کاربخش راوری، ماشاءالله، همان، ۴- دبیر سیاقی، محمد، مقاله «موقوفات انیس الدوله»، نشریه «فقه و اصول»، شماره ۵۰، تابستان ۱۳۸۴٫ ۵- دبیرسیاقی، محمد، همان ۶- دبیرسیاقی، محمد، همان ۷- اوژن، ابوالفتح، تاریخ بختیاری، انتشارات وحید، ص ۲۱۹ 8- بختیاری، مریم، خاطرات سردار مریم بختیاری، تهران، انتشارات آنزان، چاپ اول، ۱۳۸۲، ص 279- بختیاری، مریم، خاطرات، همان، ص 14310- بختیاری، مریم، خاطرات، همان، ص 3411- بختیاری، مریم، خاطرات، همان، ص 4812- روزنامه مجلس، شماره ۳۰، مورخ ۱۷ مهر ۱۲۹۰ هـ.ش، صفحه ۳، بخش تلگرافات 13- روزنامه مجلس، همان 14- باستانی پاریزی، حسین، مقدمه بر «دیوان اشعار» حسین پژمان بختیاری، ص ۴۰ ـ ۳۹ ۱5- مجله ارمغان، سال ۲، ص ۲۰۲ ۱6- شاملو، احمد، کتاب جمعه، سال اول، شماره ۱۲، سندی از جنبش شورائی در ایران، اساسنامه حزب ستاره بختیاری، به کوشش خسرو شاکری، ص ۱۱۴ تا ۱۱۸ ۱7- بختیاری، مریم، خاطرات سردار مریم بختیاری، تهران، انتشارات آنزان، چاپ اول، ۱۳۸۲ * کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، نائب رئیس هیأت مدیره مرکز مدافعان حقوق بشرمطلب مرتبط: - فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Sun, 20 Apr 2014 23:23:35 GMT http://ibnanews.ir/vdcg.397rak9xypr4a.html بررسی شجره نامه و نسب نامه بی بی مریم بختیاری http://ibnanews.ir/vdcf.vdciw6d0cgiaw.html ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / دکتر فریبرز فروتن *پیدایش شجره نامه : افتخار به نیاکان و پیشینیان و سعی در حفظ هر آنچه که ما را به نوعی مرتبط با گذشته خانوادگی مان می کند، یک حس طبیعی مؤثر در شناسایی و حفظ فرهنگ و هویت قومی است. در واقع هویت امروزی ما بر اساس کمک و معاونت اجدادمان و بر اساس داشته های به ارث رسیده از آنها طی قرون متمادی، شکل گرفته است و بر همین اساس هر خانواده تاریخ مربوط به خودش را دارد. علم انساب و شجره نامه یکی از شاخه های تاریخ نگاری محلی می باشد که از گذشته دور در کشور ما وجود داشته و علما و دانشمندان زیادی از طریق روش های خاص خود سعی نموده اند که تاریخچه و شرح حال خاندانهای مختلف را شناسایی و به رشته تحریر درآورند. این رشته بعدها تطورات زیادی یافت و به شاخه های متعددی مانند علم انساب که در بردارنده نسب قبایل و سلسله های محلی است، علم حدیث که در برگیرنده زندگینامه محدثان است، مزارات که در خصوص مدفن بزرگان است، تذکره ها و... تقسیم گشت که از موضوع بحث ما خارج است. امروزه برخلاف گذشته فقط شجره نامه خاندان های مشهور و ثروتمند مورد علاقه بود، برخی از مورخین علاقه مند به محلی نگاری در پی روشهایی هستند که از طریق آن بتوان اطلاعات مربوط به خانواده های مختلف را جمع آوری کرده و در یک آرشیو اختصاصی نگهداری نمود. شکی نیست که چنین آرشیوهایی برای بررسی ریشه های فرهنگی یک جامعه و کالبد شکافی برخی از عادات اجتماعی اقوام به چه میزان دارای اهمیت بوده و مورخین را به نتایج جالب توجهی می رساند. نمونه چنین کاری از سالها قبل در برخی از کشورهای اروپایی شروع گشته است. آنها مراکزی را تحت عنوان F.R.C (Family records center) تشکیل داده و همه خانواده ها را تشویق به نگهداری اسناد خانوادگی خودشان در این مراکز می کنند. ضرورت شجرنامه : در کشور ما نیز از دیرباز علم انساب در بین برخی از علما وجود داشته و بر اساس آنها شجره نامه امامزادگان و حتی سادات معاصر را تعیین می نمایند. اما قبل از پرداختن به روشها ناگزیر از بیان دو ضرورت اساسی در این راه هستم؛ یکی صبر و استقامتی است که پویندگان این راه و محققان می بایست واجد آن باشند و ضرورت دوم که به نظر نگارنده بسیار مهم و اساسی است همانا تولید احساسی مشابه احساس تحقیق شوندگان است. به مفهوم دیگر ممکن است که در طول تحقیق و جستجو به مواردی از رفتار و عادات گذشتگان مان برخورد کنیم که ما را شوکه کرده و به تعجب وادارد. به همین لحاظ می بایست این توانایی و حس را در وجودمان ایجاد کنیم که تا حد ممکن خود را هم عصر نیاکان مان فرض کرده و سعی کنیم مقتضیات زمان و مکانی که اجدادمان را به چنین عملکرد های شگرفی واداشته است، درک کنیم. مراحل و چگونگی شجره نویسی : ۱- اولین قدم برای جمع آوری اطلاعات انجام مصاحبه است که به عنوان تاریخ شفاهی (Oral History) یاد می کنند. به این منظور می بایست با همه اعضای خانواده در مورد گذشتگان و نیاکانمان مصاحبه کرده و طی گفتگو، که حتماً آنرا ضبط و ثبت می کنیم، سعی نماییم که همه اطلاعات مهم را از طریق گفتگو با آنها به دست آوریم. از هیچ نکته ای نباید چشم پوشی کرده و همواره این مسئله را در نظر داشته باشید که طی این مرحله به تفسیر و یا گزینش مطالب نپردازید و سعی کنید تا حد ممکن کلیه اظهار نظر ها را جمع آوری کرده تا بعداً در مراحل بعد به کمک اسناد و مدارک راهنما و روش های علمی آنها را پالایش کنیم. ۲- سپس سعی نمایید کلیه القاب و عناوین و هر آنچه را که به نوعی تداعی کننده شاخه های خاندان شما هستند، جمع آوری کنید. توجه نمایید که این القاب و عناوین مبین دلایل محبوبیت، موفقیت، کامیابی و یا ناکامی خانواده شما هستند. اگر در این راه به القاب یا اسامی غیر معمول برخورد کردید آنها را کم اهمیت در نظر نگرفته و در صدد حذف آنها نباشید. به یاد داشته باشید که اکثر پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما تا همین اواخر بی سواد بودند و شاید حیرت ما از برخورد با این عناوین غیر معمول ناشی از این دلیل باشد. ۳- در مرحله بعد کلیه افسانه های قدیمی و داستان ها و اشعار محلی را که مربوط به خانواده شما می شود جمع آوری کنید. شاید بپرسید که ارزش این مجموعه در یک کار علمی تا چه حد است؟ باید گفت که اکثر داستانها و افسانه ها و حتی اشعار و دوبیتی های محلی بر اساس حوادث که زمانی اتفاق افتاده است شکل گرفته اند و تنها گذر زمان و قوه تخیل اجدادمان بوده که آنها را تزیین کرده و پیرایه بسته است. البته ذکر این نکته کوتاه ضروری است که در ادامه راه می بایست این داستانها به کمک دیگر اسناد پالایش گردد. ۴- آلبوم های خانوادگی یکی دیگر از مهمترین منابعی است که کمک فراوانی در روشن شدن تاریخ خانواده و شناسایی اجدادمان می کند. هر چند صنعت عکاسی از دوران ناصرالدین شاه وارد ایران شد ولی برخی از خانواده های مشهور از نقاشان زمان خود برای ترسیم تصاویرشان کمک می گرفتند و به همین لحاظ شاید بتوان مجموعه ای از عکس های خانوادگی تشکیل داد. ۵- اگر در خانواده کتب قدیمی بخصوص کتب دینی مقدس مانند قرآن دارید، آنها را نگهداری و بررسی کنید. از قدیم در خانواده های ایرانی مرسوم بوده که اطلاعات مربوط به خانواده را پشت جلد قرآن یادداشت می کردند. برخی از مهمترین اطلاعاتی که از این طریق می توانید به دست آورید شامل تاریخ ولادت و مرگ اشخاص، قسم نامه و امان نامه ها، عهد نامه های خصوصی، وقف نامه ها، نذورات و... می باشد. مشاهده می فرمایید که چه اطلاعاتی ارزشمندی را از این طریق می توانید به دست آورید. ۶- هر چندکه ممکن است به مذاق تان خوش نیاید ولی حتما قسمتی از برنامه شما این باشد که سری به گورستان بزنید تا هم فاتحه ای نثار روح گذشتگان تان کرده و هم اطلاعاتی از آنجا جمع آوری کنید؛ بخصوص اگر خانواده شما در نقطه خاصی مانند امام زاده یا زیارتگاه دیگری دارای مقبره خصوصی باشند. گاهی اطلاعات درج شده بر روی سنگ قبرها می توانند بسیار کارگشا باشند و از آنها می توان به مانند سندی قابل استناد برای تاریخ تولد و مرگ، نام پدر و مادر و اجداد، علت مرگ و... استفاده نمود. ۷- به عنوان آخرین و مهمترین توصیه هر آنچه را که فکر می کنید به نوعی با تاریخ اجداد شما در ارتباط باشد، حفظ کنید. این اسناد ممکن است شامل مواردی چون تکه های روزنامه، آگهی های تبریک و تسلیت، مدارک تحصیلی و اجازه نامه اجتهاد، استفتاء شرعی از مراجع تقلید، قباله های ازدواج و اسناد خرید و فروش، بنچاق ها، بیع شرط ها، احکام، وصیت نامه ها، فرمان نامه ها، خاطرات و وقایع نگاشت ها ، برات ها و حواله، جاتف، القاب نامه و علائم و درجه های نظامی، اسناد انجمن ها، صورت جلسه نشست ها، عکس های قدیمی، دوبیتی ها و اشعار محلی دست نویس، اشیا و ابزارهای نمادی و خاص مانند شمشیر، خنجر و تفنگ، که بر روی آنها تاریخ یا نوشته ای حک شده است و... باشد. نوشتن نام زنان در شجره نامه ها و نسب نامه ها بی بی مریم بختیاری معروف به «سردار مریم بختیاری» یکی از زنان نامدار، برجسته، با تدبیر، مبارز، استعمار ستیز، استبدادستیز، آزادی خواه و ایران دوست بختیاری بوده که در طول دوره عمر خویش حوادثی بر او گذشته و حماسه هایی را نیز آفریده است. بی بی مریم همیشه در نگاهش تمامیت خواهی ایران، عدالت طلبی، رفع تبعیض و رعایت حقوق همگانی ارجمند بوده و خصوصاً توجه به حقوق زنان در ایران و بختیاری از جمله آرمان، آمال و اهداف ایشان بوده که در مجموعه خاطرات و یادداشت های به جای مانده از ایشان به خوبی، به روشنی و درستی این نیات نمایان است. در زیر دو شجره نامه یا نسب نامه مربوط به نسب پدری و نسب مادری این سردار بختیاری تنظیم شده است. در کنار همه فواید و استفاده های زیاد شجره نامه ها و نسب نامه ها در ایران از قدیم تا عصر حاضر، یک کمبود و عیب بزرگ در کار شجره نویسان و نسبت نویسان به صورت برجسته به چشم می خورد و آن خلا محسوس نام زنان و دختران در نمودار های ترسیمی شجره نامه هاست. که این امر شاید از روی کم توجهی، بی اطلاعی و بعضاً کتمان حق مطلب است. محسوب نکردن و ننوشتن نام زنان و دختران در نسب نامه ها خود یک اشتباه بزرگ تاریخی در تاریخ محلی نگاری و نسب شناسی است که بایستی به این مهم بیشتر پرداخته شود. از این رو قید نام زنان و دختران در شجره نامه ها علاوه بر رعایت عدالت انسانی و محترم شمردن حقوق فردی آنان، موجب کمک به شناسایی بیشتر و بهتر پیوند ها و پیوستگی های اجتماعی افراد می شود. (تصویر الف: شجره نامه پدری بی بی مریم بختیاری / تدوین شجره نامه: فریبرز فروتن)شرح اسامی مندرج در شجره نامه پدری:۱- رییس ایل پاپی لرستان ۲- از نوادگان اتابکان لرستان بوده و همسر آن از طایفه زراسوند بختیاری ۳- شاه عباس صفوی به ایشان لقب توشمال و ریاست بر طایفه زراسوند بختیاری را دادند و همسر آن از طایفه زراسوند بختیاری ۴- جد تیره احمد خسروی های زراسوند بختیاری *- همسر آ خونکار فرزند آ شاه قلی فرزند غالب آقا ۵- جد خوانین دورکی بختیاری ۶- سردار نادر شاه و فاتح قندهار و رییس ایل هفت لنگ بختیاری ۷-دارای حکم خانی از کریم خان زند بر ایل هفت لنگ بختیاری ۸- ایلخانی دورکی بختیاری ۹- ایلخانی دورکی بختیاری ۱۰- همسر میرزا عوض خان پسر جهانگیر خان بابادی عالی انور ۱۱- ایلخانی بختیاری و مادرش بی بی شاه پسند دختر علی صالح خان بهداروند ۱۲- حاج ایلخانی بختیاری و بی بی شاه پسند دختر علی صالح خان بهداروند ۱۳- مادرش بی بی شاه پسند دختر علی صالح خان بهداروند و برادر تنی حسین قلی خان و حاج امامقلی خان ۱۴- ایلبیگی بختیاری و مادرش بی بی مهر بانو دختر ملا آقا علی عالی محمودی دنیارونی است ۱۵- سردار اسعد اول و مادرش بی بی خانم از طایفه خدر سرخ زراسوند بختیاری ۱۶- صمصام السلطنه و مادرش بی بی مهر افروز دختر شفیع خان بختیاری ۱۷- مادرش دختر شاهرخ خان جانکی بختیاری ۱۸- سردار اسعد دوم و مادرش بی بی مهری جان دختر نجف خان بختیاری ۱۹- سردار ظفر بختیاری و مادرش بی بی مهری جان دختر نجف خان بختیاری ۲۰- امیر مجاهد بختیاری و مادرش دختر یکی از خوانین طیبی بویر احمدی ۲۱- همسر ابراهیم خان ضرغام السلطنه بختیاری و بی بی مریم اسم او را بی بی ماه خانم گفته ولی در بعضی اسناد دیگر از او به نام بی بی آغا جان خانم یاد شده ( بنگرید به کناب سردار گمنام نوشته مصطفی علیزاده گل سفیدی ص ۵ ) ۲۲- اول همسر حاج عباسقلی خان پسر حاج امامقلی خان ایلخانی بود که پس از فوت او با غلامحسین خان سردار محتشم بختیاری ازدواج کرد ۲۳- همسر حیدر خان احمد خسروی زراسوند ۲۴- همسر یکی از خوانین محمد صالح چهارلنگ بانوی متدین و باسواد و بی اولاد بود ۲۵- از نام همسر آن اطلاعی ندارم ۲۶- همسر اول او میرزا آقا خان چهار لنگ کیان ارثی بوده که پس از فوت او به خدا کرم خان کیان ارثی چهارلنگ یعنی برادر شوهر خود ازدواج کرد . ۲۷- همسر آ سلطان پسر میرزا عوض خان پسر جهانگیر خان بابادی عالی انور بود . ذکر مطلبی را مناسب یاد آوری می دانم و اینکه جهانگیر خان بابادی با جعفر قلی خان دورکی با جناق بودند . هر دو دامادهای علی صالح خان بهدار وند بودند. همسر جهانگیر خان ملا خاتون جان نام داشته که زنی مذهبی، اهل دین و دیانت، با اخلاق، دارای سواد محلی و ملایی که در خانه ی پدری خود در تهران و بعضی از روحانیون و ملاهای بنام عصر خود (در دوره فتحعلی شاه قاجار) در تهران آموخته و خیلی تمایلی به مطرح کردن خود نداشت. بیشتر اوقات زندگی خود را به عبادت و خواندن دعا می گذراند . ملا خاتون جان خاله ایلخانی و حاج ایلخانی و مصطفی قلی خان هم بوده و آنان خیلی احترام این خاله را داشتند خصوصاً حسین قلی خان ایلخانی مرتب جویای احوال این خاله مؤمنه بود. ملا خاتون جان مادر آ محمد ولی خان پسر جهانگیر خان بابادی بوده و مُلا بی بی سالهای آخر عمر خود را در قم گذراند و مرتب به آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) به زیارت می رفته و در نهایت در جوار این آستانه مقدسه به خاک سپرده می شود. تا کنون هیچ نویسنده ای به ذکر نام بختیاری یا خارجی این دختر علی صالح خان بهدار وند اشاره نداشته و این شاید عدم تمایل این بی بی و ملا نجیب زاده به سبب غرق در مسائل معنوی و دینی اسلامی، عبادی خود بوده است. از جمله دیگر خواهران ملا خاتون جان ( ملا خاطی جون ) می توان به بی بی شاه پسند ( بی بی شاهی جون ) همسر جعفر قلی خان دورکی و بی بی ماه پسند ( بی بی ماهی جون ) همسر آ محمد قلی پِل اسیوند اشاره نمود. ۲۸- همسر آ اصلان احمد خسروی زراسوند و مادر شاعر نامدار بختیاری آ داراب افسر بختیاری ۲۹- از اسم او و نام همسرش اطلاعی ندارم ۳۰- همسر ایشان یکی از افراد تیره احمد خسروی زراسوند بختیاری ۳۱- همسر نصیر خان صارم الملک ( سردار جنگ بختیاری ) ۳۲- همسر اولش علی قلی خان چهار لنگ محمد صالح بود و از او سه پسر به نامهای سهراب (که در کودکی فوت کرد) ، محد علی خان و شهید علی مردان خان ( شیر علی مردان ) داشته است. و از همسر دومش فتح الله خان فرزند مصطفی قلی خان (پسر عموی خود بی بی مریم)، پسری بنام مصطفی قلی خان داشت. مادر بی بی مریم، بی بی فاطمه نام داشت که دختر علیرضا خان چهار لنگ کیان ارثی بوده است. بی بی فاطمه از عمو زادگان محمد تقی خان چهار لنگ کیان ارثی و به علی مردان خان بزرگ چهار لنگ محمد صالح و زمان خان چهار لنگ کیان ارثی نسب می برد. ( نگاه کنید به شجره نامه تنظیمی بی بی مریم ) (تصویر ب: شجره نامه مادری بی بی مریم بختیاری / تدوین شجره نامه: فریبرز فروتن)شرح اسامی مندرج در شجره نامه مادری:۳۳- علی مردان خان چهارلنگ محمد صالح نایب السلطنه شاه اسماعیل سوم صفوی بوده که دخترش را به عقد زمان خان کیان ارثی چهار لنگ در آورد. پدر علی مردان خان حیدر آقا نام داشته و عموی او حاجی بابا خان بود. علی مردان خان پسری به نام حیدر فقا داشته که در حیات خودش در گذشت. تنها اولاد باقی مانده علی مردان خان یک دختر بوده که به عقد زمان خان کیان ارثی درآمد. در شجره نامه ی بالا به خوبی نمایان است که بی بی مریم به علی مردان خان بزرگ محمد صالح چهار لنگ و زمان خان کیان ارثی چهارلنگ نسب می رساند. سردار ظفر بختیاری معتقد است که خواهر علی مردان خان به عقد زمان خان کیان ارثی درآمده است اما مهراب امیری در کتاب حکومتگران بختیاری عقیده دارد که دختر علی مردان خان چهارلنگ محمد صالح به عقد زمان خان کیان ارثی رسیده است. در هر صورت چه خواهر یا چه دختر نسب به آنجا می رساند.۳۴- بعد از محمد تقی خان چهارلنگ کیان ارثی، علیرضا خان به عنوان جانشین او به ریاست طوایف کیان ارثی برگزیده می شود. خواهر علیرضا خان زن محمد تقی خان چهارلنگ کیان ارثی است و همسر علیرضا خان بی بی آقا بیگم نام داشته که خواهر حسین قلی خان ایلخانی بختیاری است.۳۵- همسر حسین قلی خان ایلخانی بختیاری بوده و از عمو زادگان محمد تقی خان چهارلنگ است. ضمناً محمد تقی خان چهارلنگ شوهر عمه ی بی بی فاطمه است. * عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد هواز، پژوهشگر فرهنگ بختیاری مطلب مرتبط: - فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ]]> زنان Sun, 20 Apr 2014 19:31:47 GMT http://ibnanews.ir/vdcf.vdciw6d0cgiaw.html