آژانس خبری بختياری - پربيننده ترين عناوين میراث فرهنگی :: rss_full_edition http://ibnanews.com/vsni.rkac1lntqbc2t.html Wed, 11 Oct 2017 21:02:18 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Wed, 11 Oct 2017 21:02:18 GMT میراث فرهنگی 60 فيلم: حضور بختياريها بر آرامگاه زال علادين وند http://ibnanews.com/vdci.yaqct1a3wbc2t.html (براي دانلود فيلم حضور جمعي از بختياري ها بر آرماگاه حالوزال، كليك كنيد)آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز): با آغاز مرحله دوم آبگیری سد گتوند علیا، آرامگاه تاریخی زال علادين وند بختياري معروف به حالوزال، در محل «زیر کوه هارنی ِکلا» در منطقه آبماهيك، که برای عشایر منطقه از اهمیت فراوانی برخوردار است، در معرض نابودی و غرق شدن قرار گرفت. فرهاد رضایی بختیاروند از بازماندگان زال علادين وند بختياري و جمعي از دوستداران ميراث فرهنگي، پيش از اين خواستار توجه شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران (آبنیرو) و مجری سد گتوند علیا و عدم همكاري انان براي جابجایی آرامگاه این شخصیت تاریخی و فرهنگی ایل بختیاری شدند كه با بي توجهي اين شركت دولتي، تاكنون بي نتيجه بوده است. اين فيلم كوتاه،‌ حضور جمعي از بختياري ها بر آرامگاه حالوزال را نشان مي دهد. آيا اين وداع آخر است و آرامگاه حالوزال به زير آب مي رود؟ ]]> میراث فرهنگی Mon, 20 Feb 2012 08:33:09 GMT http://ibnanews.com/vdci.yaqct1a3wbc2t.html سرنوشت بَردِگُوري‌ها در پناه ثبت ملي يا آناهيتا http://ibnanews.com/vdce.o8pbjh8oo9bij.html در اديان ايران باستان، به علت اعتقاد به مقدس بودن خاك از دفن كردن اجساد خودداري كرده و آنها را در محفظه‌هايي كه بر پيكر صخره‌ها مي‌تراشيده‌اند قرار مي‌دادند. در معماري تاريخي ايران به اين آثار گوردخمه مي‌گويند. در گويش بختياري هم گوردخمه‌ها را بَردِگُوري مي‌خوانند؛ برد به معناي سنگ و گور به معناي گبر است. مردم بختياري رو به آب‌هاي روان، كه باور دارند آرمون‌(آرزو)هاي آنها را برآورده مي‌كند، سينه گشاده شده زاگرس را به ديده احترام و احتياط مي‌نگرند. احتياطي از جنس احترام كه زاييده باورهاي ديرينه آنها در بارور كردن و جاودانه ساختن روح مردگان‌شان است.فروغ راستي در كرانه‌هاي كاروندر فرهنگ ايران آب نماد باروري و يكي از نمادهاي جاودانگي است. از سويي آب بازتابنده نور خورشيد بوده و از اين روي نماد روشنايي هم به شمار مي‌رود. بر اساس مستنداتي كه در باورها و اديان كهن ايران باستان در سنگ‌نگاره‌ها و حجاري‌هاي معماري صخره‌اي هويدا است، نقر گوردخمه‌ها يا آرامگاه‌ها رو به سوي آب‌هاي روان، نشان از جاودان كردن روح متوفي داشته كه درون‌مايه آن احترام و تقدس به روشنايي است؛ چرا كه در آيين ميترا و آيين زردشتي، آتش و روشنايي جايگاه والايي داشته است و آن را پاك‌كننده كژي‌ها و فروغ راستي مي‌پنداشته‌اند.بدين روي رودخانه بازفت، چشمه كوهرنگ و ديمه از سرچشمه‌هاي كارون بزرگ و زاينده‌رود در بازفت و ميان‌رودان، بَردِگُوري‌هايي چون كچوز، چري، نازي، دزداران و چال گوري را در پناه خود در سينه صخره‌هاي تاراز و زردكوه بختياري جاي داده است و آن سوتر هم در ديناران و پشتكوه چون تنگ قراب، لاخشك، سرمور و تنگ لشتر، در جوار چشمه سردآب و كرانه‌هاي رودخانه كارون بَردِگُوري‌هايي در دامنه‌هاي تراشيده كوه‌هاي هفت‌چشمه و كلار حجاري شده‌اند.زندگي به اميد آناهيتا، در بيم نابخردانبيشتر از ۵۰ بردگوري در چهارمحال و بختياري وجود دارد كه از اين تعداد، ۳۸ بَردِگُوري به ثبت ملي رسيده تا با حمايت قانون با پشتوانه حفاظت از ميراث ملي از گزند تيشه نابخردان در امان باشند. عامه معتقدند در نزديكي بَردِگُوري‌ها دفينه‌هايي وجود دارد كه روح بردگوري از آنها مواظبت مي‌كند و نگاه پيكره‌هاي حجاري شده در كنار برخي از بَردِگُوري‌ها اشاره به محل دفن گنج دارد. البته بردگوري‌ها در چهارمحال و بختياري، حجاري تزييني با نمادهاي آناهيتا يا پيكره‌ها ندارند اما در باغ ملك خوزستان، بَردِگُوري «رودنو» جز معدود گوردخمه‌ها در منطقه بختياري است كه داراي نقش‌برجسته‌اي از پيكره انسان بوده است. شوربختانه نقش برجسته اين بَردِگُوري كه به ثبت ملي هم نرسيده بود! سال گذشته با موادمنفجره تخريب شد. در خوزستان نيز كه گرمسير بختياري‌ها خوانده مي‌شود، بَردِگُوري‌هاي زيادي وجود دارد مانند مجموعه بَردِگُوري‌هاي روستاي پير گوري در اطراف شوشتر و بَردِگُوري‌هاي رامهرمز و گتوند.حكايت خرفت‌خانه از نگاه يكجانشينانسامان فرجي بیرگانی، پژوهشگر ميراث فرهنگي در خوزستان درباره شمار و پراكندگي بَردِگُوري‌ها مي‌گويد: در منطقه سرتنگ در روستاي شيوند، جايي بين ايذه و لردگان يا در قلعه تل در نزديكي ايذه با جمعيت محدودتر، تعداد بردگوري‌ها اندك بوده است ولي در جاهايي كه سكونت بيشتري وجود داشته تعداد بَردِگُوري‌ها نيز بيشتر بوده است مانند بَردِگُوري‌هاي گتوند و رامهرمز در خوزستان و بردگوري چشمه‌ناز در چهارمحال و بختياري.اين كوشنده ميراث با اشاره به برخي از باورهاي يكجانشينان درباره بَردِگُوري‌ها يادآور مي‌شود: باوري كه بعدها به وجود آمد اين بود كه بَردِگُوري‌ها را خرفت‌خانه مي‌انگاشتند. به اين معني كه عشاير به موقع كوچ، پيران را در بَردِگُوري‌ها قرار مي‌دادند و به مناطق ييلاقي مي‌رفتند. اما دلايلي وجود دارد كه اين ادعا مبني ‌بر محل سكونت بودن بَردِگُوري‌ها را رد مي‌كند؛ بَردِگُوري‌ها پله ورودي ندارند و به‌گونه‌اي ساخته شده‌اند كه قابل دسترسي نيستند. بعضي از اين فضاها آنقدر كوچكند كه تنها به اندازه يك انسان آن هم به حالت درازكش جا دارد، مانند بَردِگُوري‌هاي كبوتردره در شمال شوشتر كه فضاي محدودي داشته‌اند يا بَردِگُوري روستاي دم‌تنگ منطقه لالي در نزديكي مسجد سليمان كه به اندازه يك جسد فضا دارد. با اين وصف و با توجه به تراكم آييني كه در مردم بختياري وجود دارد بعيد است كه زندگان را به اميد مرگ در بَردِگُوري‌ها رها كنند.كيخسرو و شاهي هنر در ايرانمعماري صخره‌اي گوردخمه‌ها در خوزستان و چهارمحال و بختياري با گوردخمه‌هايي كه در غرب ايران ديده مي‌شود تفاوت دارد. تفاوت در ظرافت حجاري بر بدنه صخره‌ها و نوع ورودي آنها كه همه به دليل سيطره حكام محلي ايليمايي در دوره‌هاي اشكاني بر زاگرس مركزي است.اگر بخواهيم در معماري گوردخمه‌ها با نگاه تاريخي بكاويم بايد گفت بعد از آنكه هوخشتره شاه مادي يا همان كيخسرو، فرمانرواي بي‌همتاي اوستا و شاهنامه، نخستين شاهنشاهي آريايي‌تباران را بنيان نهاد، توسعه و پيشرفت چشم‌گيري در همه شوون هنر به‌ويژه در هنر معماري صخره‌اي شكل گرفت. چگونگي اين هنر معماري را خصوصا در گوردخمه‌ها يا آرامگاه‌هايي كه در دامنه كوه‌ها و صخره‌ها كنده شده‌اند مي‌توان مشاهده كرد. در دوره هخامنشي كه ظرافت در حجاري و انواع معماري صخره‌اي به اوج خود رسيده بود، پاي هنر از نمايش نيازهاي اعتقادي و مذهبي فراتر رفت و براي نمايش قدرت و عظمت شاهنشاهي‌ها به كارگرفته شد. اما بعد از هخامنشيان، با روي كار آمدن اشكانيان تا ظهور حكومت ساسانيان كه در حدود پنج قرن و نيم به طول انجاميد، تقريبا از شاهكارهاي حجاري خبري نيست.تخت كي هنر از پارسه تا باخترايليماييان يا در واقع همان ايلاميان در دوران هخامنشيان در انزواي سياسي به سر مي‌برده‌اند اما با روي كار آمدن اشكانيان تا حدودي قدرت از دست رفته را باز يافتند. در خوزستان و چهارمحال و بختياري كه بخش اصلي قلمرو ايليماييان بوده است، حجاري‌هاي زيادي وجود دارد مانند آنچه كه در اشكفت سلمان (در نزديكي ايذه) در خوزستان يا در تنگ سااوالك در چهارمحال ديده مي‌شود اما در مقام مقايسه با حجاري‌هايي كه در دوران هخامنشي يا مادي ديده مي‌شود، ظرافت چنداني ندارند.در گوردخمه‌هاي هخامنشي و مادي ـ كه بيشتر در استان فارس، آذربايجان غربي و كرمانشاه ديده مي‌شوند ـ هنر حجاري، اعتقادات ديني، باورها و عظمت شاهان را به نمايش مي‌گذارد اما حجاري در گوردخمه‌هاي مربوط به دوران ايليمايي بيشتر كاركرد تدفين داشته و باورها و اعتقادات كمتر در حجاري‌ها نمايان شده‌اند. شايد دليل آن را بتوان در قدرت سياسي محدود ايلماييان دانست يا كمرنگ شدن هنر درتمام جنبه‌ها خصوصا در هنر حجاري از دوران اشكانيان تا ظهور ساسانيان.اما از طرف ديگر بايد گفت از زمان روي كار آمدن جانشينان اسكندر، خصوصا در زمان اشكانيان كه دين‌هاي مختلفي داشتند، روش‌هاي تدفين گوناگون شد و رعاياي زرتشتي مردگان خود را در استودان‌هايي كه در دل صخره‌ها حجاري مي‌شده تدفين مي‌كرده‌اند. بنابراين از اين دوران گوردخمه‌اي به شكلي كه در دوران هخامنشي يا مادها براي شاهان ساخته مي‌شده خبري نيست و پس از قرار دادن تعداد معيني از اجساد، درب آنها با سنگ و آهك مسدود مي‌شده است.كوهرنگ و زاگرس در بزرگداشت راستيزرتشتيان پريستاران آتش و آب‌اند؛ مهر و آناهيتا از عهد قبل از زرتشت يعني دو هزار و ۴۰۰ سال پيش از ميلاد داراي اهميت بسيار بوده‌اند و بعدها به صورت موثري در اوستا راه يافتند.آنچنان كه گفته شد ايرانيان باستان همواره در بزرگداشت اين عناصر، در بيشتر وجوه معماري خود از هر كدام به‌گونه‌اي متناسب بهره مي‌برده‌اند. مكان‌هاي مقدس و گورستان‌ها را رو به سوي طلوع خورشيد يا رو به آب كه نور خورشيد را بازتاب مي‌دهد، بنا مي‌كرده‌اند و از نماد‌هاي آتش و آب كه هر دو از ايزدان بلند مرتبه بوده‌اند در تزيين بناها و انواع معماري به كار مي‌بردند.گوردخمه‌هاي مناطق بختياري، دلبستگي به عناصر آتش، آب، خاك و هوا را در سينه زاگرس و در كنار آب‌هاي روان ديمه و كوهرنگ يا بر كرانه‌هاي كارون و زاينده‌رود به نمايش مي‌گذارند و در اطراف اين گوردخمه‌ها از تزيينات حجاري در بازتاب باورها و نمادهاي آتش و آب بهره برده نشده است. به اين‌ترتيب بيشتر گوردخمه‌هاي اين مناطق متعلق به دوران سلوكي و اشكاني است. دوراني كه ايلماييان بر اين مناطق سيطره داشته‌اند.معصومه شهبازمنبع: روزنامه شرق ]]> میراث فرهنگی Tue, 06 Mar 2012 05:39:31 GMT http://ibnanews.com/vdce.o8pbjh8oo9bij.html تخریب پنج خانه تاریخی اهواز در دو روز http://ibnanews.com/vdci.waqct1avvbc2t.html پنج خانه تاریخی در هفته گذشته در اهواز طی دو روز تخریب شدند تا سایه هولناک تخریب بر خانه های تاریخی همچنان افکنده باشد. به گزارش ایبنانیوز به نقل از مهر، نبود متولی برای حفاظت از بافت تاریخی اهواز و غفلت شهرداری برای ساماندهی خانه های تاریخی باعث شده تا بناهای قدیمی با معماری منحصر به فرد، یا توسط مالکان خود به ویرانه تبدیل شوند و یا در اثر فرسایش وضعیت نگران کننده ای پیدا کنند. در حالیکه شهرهای شیراز، اصفهان ، یزد، کاشان و... از بافت تاریخی خود بیشترین بهره را می برند، مسئولان شهری در خوزستان برای مالکان خانه های قدیمی، امکانات و انگیزه های لازم را فراهم می کنند تا نسبت به اخذ مجوز بهسازی ملک خود اقدام کنند. در آخرین آمار ارائه شده از میان محوطه و بناهای ثبت شده در شهر اهواز دو محوطه، یک ساباط، سه پل، ۱۳ بنای دولتی، یک میدان، سه مسجد، یک سقاخانه، یک کارخانه و ۱۰ بنای غیر دولتی باقی مانده که البته همه آنها بناهای تاریخی و با ارزش اهواز نیستند اما از معماری زیبایی برخوردارند. فهرست بخش عمده ای از این آثار در اختیار شهرداری اهواز و معاونت حفظ و احیا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان نیز قرار گرفته است. تصویر: خانه های تاریخی اهواز ۳۵ محوطه و بنا از سال ۱۳۱۰ تا کنون در شهر اهواز به ثبت رسیده اند اما در پنج سال گذشته کارخانه بزرگ ریسندگی و بافندگی اهواز و بالکن مهدیان از سوی مالکانشان تخریب شده اند. همچنین به جز پلها، سقاخانه، میدان و یک بنا که از آنها به عنوان کتابخانه و کارگاه صنایع دستی استفاده می شود دیگر هیچ بنایی در اهواز وجود ندارد که گردشگر بتواند به صورت آزاد و یا با تهیه بلیت به بازدید از آن بپردازد. اکنون شاخص ترین خانه و بناهای اهواز مانند دادرس، سرای عجم، هتل قو و خانه نفیسی که در فهرست آثار ملی ثبت شده اند به همراه دهها بنای دیگر که هیچ سهمی در ثبت، مرمت، تجهیز و بهره برداری ندارند در وضعیت نابه سامانی به سر می برند همچنین از ساباط های اهواز نیز کمتر نشانی باقی مانده است. شهر اهواز با توجه به قدمتی که در طول تاریخ داشته و حکمرانی سلسله هایی همچون عیلامیان، اشکانیان، ساسانیان، هخامنشیان، عباسیان، امویان، مغولان و تیموریان را تجربه کرده از اهمیت فوق العاده در تاریخ منطقه برخوردار است. تصویر: منازل تاریخی باشگاه راهن آهن که تخریب شدند این شهر با وجودی که حیات در این سلسله ها را تجربه کرده به علتهای متعدد آثار و بناهای قدیمی این دوران را از دست داده که می توان به حملات فراوان از ناحیه های حکومتهای دیگر مثل صفاریان و دیلمیان به اهواز، درگیری و نا امنی و چپاولهای صورت گرفته در این شهر در طول تاریخ به علت همین حملات، شکسته شدن سد شادروان و به زیر آب رفتن بخشی از شهر و شایع شدن بیماری های واگیردار و کشنده مثل وبا، طاعون و سل اشاره کرد. در مقطعی از تاریخ مرکزیت استان خوزستان به مدت ۸۰۰ سال از اهواز به شوشتر منتقل می شود و اهواز شکوه خود را از دست می دهد ولی دوره شکوفایی شهر اهواز از سلسله قاجار آغاز می شود. پس از آن راه آهن احداث می شود و باعث می شود تجار فراوانی برای کسب و کار به این شهر مهاجرت کنند که یکی از آنها حاج معین بوشهری است که شرکت کشتیرانی تاسیس می کند و تقریبا تمام فعالیتهای حمل و نقل را در اختیار خود قرار می دهد. این فرد بنای فعلی معین التجار را در ساحل کارون می سازد و باغ معین التجار در مساحتی طولانی در حاشیه کارون امتداد می یابد، همین فرد یک مسجد که به مسجد سرسچه معروف می شود و اکنون به مسجد شفیعی معروف است، یک حمام احداث می کند که تا قبل از جنگ تحمیلی در پارک شاهد، جنب پل سفید فعال بود و یک بازار در کنار معین التجار بنا می کند. به غیر از این، خانه هایی در اهواز ساخته می شود که اکنون با گذشت سالهای سال، ارزش و اعتبار بالایی دارند که به گفته سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان توجه خاصی به این خانه ها صورت نمی گیرد. دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر در اهواز می گوید: با وجود برخورداری از بافت تاریخی در شهر اهواز، هنوز بافت تاریخی این شهر بررسی و شناسایی نشده و در فهرست بافتهای قدیمی به ثبت نرسیده است. با وجود این در اهواز تعداد اندکی از خانه های قدیمی در آثار ملی به ثبت رسیده اند که از جمله آنها می توان به بنای معین التجار، هشت بنگله راه آهن، منازل مسکونی راه آهن، منزل نفیسی، منزل ماپار، سرای عجم، منزل دادرس، منزل منشی زاده، منزل قزلباش، سرای مهدیان، سرای فتحی و خانه های بانک ملی اشاره کرد. مجتبی گهستونی افزود: اهواز از خانه های قدیمی فراوانی برخوردار است که امیدواریم میراث فرهنگی استان خوزستان هرچه سریعتر رسیدگی و شناسایی این میراث گرانبها را آغاز و به پایان برسد. گهستونی عنوان کرد: با وجود اینکه برخی خانه های قدیمی اهواز به ثبت آثار ملی رسیده اند ولی برخی از آنها از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. به طور مثال اخیرا مالک سرای عجم که بیست و چهارمین اثر ثبت شده اهواز است موفق شد با استفاده از یک تعطیلی سه روزه این بالکن را برای همیشه از صحنه تاریخی اهواز محو و تخریب کند. جالب اینکه توجیه مالک برای تخریب این بنا این بوده که سازمان میراث فرهنگی قوانین مربوط به ثبت خانه های قدیمی را در خصوص این اثر رعایت نکرده است. وی تاکید کرد: اگر صحبت مالک این اثر صحیح باشد باید به حال این سازمان تاسف خورد که با یک اشتباه به ظاهر ساده اینچنین باعث نابودی یک اثر تاریخی شده است، با این وجود انتظار داریم میراث فرهنگی در ثبت آثار تاریخی در فهرست ملی قوانین را به صورت دقیق اجرا کند. گهستونی عنوان کرد: در هفته قبل تنها در دو روز پنج خانه تاریخی در اهواز تخریب شدند که نشان می دهد متولی مسئولان امر برای احیای این خانه ها از خود همتی نشان نمی دهند. تخریب پنج خانه ارزشمند تاریخی در منطقه یک اهواز بدون آنکه در فهرست ‌آثار ملی جای گیرد بار دیگر کابوس مرگ این دسته از خانه ها را در اهواز تکرار کرد. در یکسال گذشته ۲۰۰ خانه ارزشمند تاریخی توسط انجمنهای میراث فرهنگی در این منطقه شناسایی و همراه با مستندنگاری به سازمان میراث فرهنگی و شهرداری اهواز ارسال شده اما نه‌تنها ثبت و حفاظتی صورت نگرفته بلکه ظرف دو روز، پنج خانه تاریخی با خاک یکسان شد. منطقه یک اهواز که درواقع منطقه‌ اداری و جزو بافت تاریخی به شمار می رود روند تخریب خانه های تاریخی به قدری سریع و محسوس است که به دلیل عدم حفاظت از آثار تاریخی و نبود اداره کل میراث فرهنگی در اهواز در یک دهه اخیر این روند سرعت بیشتری گرفته است. تصویر: خانه های تاریخی اهواز انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا در یک سال گذشته بیش از ۲۰۰ خانه ارزشمند را در منطقه یک اهواز شناسایی کرده و با مستندنگاریهای به عمل آمده آنها را به شهرداری و میراث فرهنگی خوزستان معرفی کرده است اما هفته گذشته کارشناسان این انجمن به منظور بررسی نهایی خانه ها برای درج در نقشه بناهای تاریخی اهواز به چهار خیابان اهواز در منطقه یک مراجعه کرده اند که با تخریب پنج خانه تاریخی مواجه شده اند. گهستونی با اشاره به وظیفه سازمان میراث فرهنگی برای نجات بخشی این آثار اظهار کرد: سازمان میراث فرهنگی خوزستان وظیفه دارد که با ثبت خانه های تاریخی با معماری خاص آنها را به ثبت برساند و با اختصاص ردیف بودجه ای نسبت به مرمت، حفظ و احیای آنها اقدام کند. نائب رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان با اشاره به بی توجهیهای انجام شده به محوطه ها و بناهای تاریخی اهواز بیان داشت: اهواز با برخورداری از ۳۵ اثر ثبت شده در فهرست آثار ملی و ده ها اثر تاریخی و چندین جاذبه گردشگری فاقد اداره میراث فرهنگی شهرستانی است. مسئول کمیته میراث فرهنگی مجمع فعالان حقوق بشر ایران گفت: اولین اثری که سال ۱۳۱۰ در اهواز در فهرست آثار ملی به ثبت رسید مربوط به بقایای شهر تاریخی هرمز اردشیر است. ]]> میراث فرهنگی Tue, 20 Dec 2011 09:13:12 GMT http://ibnanews.com/vdci.waqct1avvbc2t.html