داخلی سياسی گفتگو
۱
محمد بخشی: سهمی برای فرهنگ در انتخابات در نظر بگیریم
چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۰۴
محمد بخشی: سهمی برای فرهنگ در انتخابات در نظر بگیریم
 
ایبنانیوز: محمد بخشی کاندیدای نمایندگی مجلس از حوزه انتخابیه اهواز، باوی، حمیدیه و کارون، بیش از هر کاندیدای دیگری در اهواز بحث برانگیز بوده است؛ کاندیدایی که در روز ثبت نام با لباس بختیاری در فرمانداری حاضر شد و خواستار ایجاد استان و صداوسیمای بختیاری است. محمد بخشی ۵۰ ساله، دانش آموخته رشته تاریخ و مدیر گروه فرهنگی آسماری در اهواز است. از وی به عنوان یکی از بخت های انتخابات اهواز یاد می کنند. خبرنگار ایبنانیوز در اهواز مصاحبه ای با این فعالان فرهنگی و اجتماعی بختیاری انجام داده است که با هم می خوانیم:

- جناب آقای محمد بخشی آسماری چیست؟ هزینه های «آسماری» چگونه تامین می شود؟

آسماری به لحاظ رسمی یک سازمان مردم نهاد است که هزینه هایش را از طریق اعانه های اعضاء تامین می کند و منبع درآمد خاصی ندارد، ضمن اینکه ما هزینه های چندانی نداریم. یک تقسیم کار شفاهی و برنامه نانوشته ای در انجام امور وجود دارد که هرکس هرچه در توان دارد برای تامین وسایل اجرای مراسمات بیاورد و اعضاء هم می آورند. لذا می توان گفت که ما از طریق احیای سنت «هیاری» بختیاری که همان کمک رسانی بی دریغ است امور را به پیش می بریم.

- جناب آقای محمد بخشی شما را با عنوان مدیر گروه آسماری می شناسند، گروهی که کار فرهنگی و اجتماعی را در دستور کار خود قرار داده و اعضاء آن هم آدم هایی با دیدگاه فرهنگی هستند. اما ورودتان به عرصه انتخابات امری غیر مترقبه بود. هدف تان از ورود به عرصه انتخابات که یک امر سیاسی است، چیست؟

قطعا همه کسانی که در انتخابات به عنوان کاندیدا شرکت می کنند آدم هایی هستند که کارهای بر زمین مانده ای را می بینند و در خود توانمندی هایی را سراغ دارند که این کارهای بر زمین مانده را به انجام برسانند. ما در گروه آسماری برای خود هدفی تعریف کردیم و آن هم این بود که فرهنگ بختیاری را به عنوان یکی از نمادهای فرهنگ اصیل ایرانی به نحو صحیح معرفی کنیم تا سوءبرداشت ها زدوده شود و با برطرف شدن سوءبرداشت ها خلاءهای فرهنگی هم که در ارگان هایی نظیر صداوسیما و ارشاد اسلامی و نهادهای آموزشی وجود دارد برطرف شود. هدف دیگر ما رفع مشکلات اجتماعی و معرفی توانمندی های اقتصادی و فرصتهای توسعه منطقه بود. ما در این راه برنامه اولیه خود را این گونه قرار دادیم که کارهای بر زمین مانده مطالعاتی و پژوهشی حوزه ی فرهنگ و جغرافیای بختیاری و قوم لر را برطرف و به انجام برسانیم، تا آن سوءبرداشت هایی که به دلیل شناخت ناکافی از جانب برخی مسئولین یا هموطنان مان نسبت به فرهنگ بختیاری وجود داشت رفع گردد. در این کارها نیز خوشبختانه موفق بوده ایم و از یک جایی دیگر نیاز بود سیاسیون به میدان بیایند تا راجع به این فرصت های فرهنگی و معضلات اجتماعی و اقتصادی که معرفی و تبیین می شوند، اقدام کنند.

ما در انتخابات های قبلی چه در انتخابات شورا و چه در انتخابات مجلس این مسایل و مشکلاتی را که می یافتیم به نمایندگان منتقل می کردیم. بعضاً جلسات چندساعته با آنها برگزار می کردیم، آنها هم قول و وعده ی حمایت و رفع مشکل می دادند اما آن چانه زنی ها و احقاق حقی که انتظار می رفت صورت نگرفت و البته ما این را به حساب سوءنیت ها نمی گذاریم. این بود که گروه آسماری تصمیم گرفت تا برای تحقق برنامه های خود که در واقع مشکلات مردم است و برای ارایه گفتمانی که از روز اول در پیش گرفته است، شخصی را از میان اعضاء خود به مجلس بفرستد.

در آستانه انتخابات کار کارشناسی صورت گرفت و تعدادی از اعضاء که شرایط کاندیداتوری را داشتند معرفی شد. در ابتدا به برخی دیگر از اعضاء گروه پیشنهاد شد وآنها هم احتیاطاً ثبت نام کردند. بعد از روشن شدن قضایای تایید صلاحیت ها، پیشنهاد و اجماع اکثر اعضاء بر حضور من در صحنه بود.

- گروه آسماری را بیشتر با برنامه های شاد و مناسبتی آن می شناسند. به نظر خودتان چقدر به اهداف مورد نظری که موسسین اولیه آسماری داشته اند نزدیک شده اید؟ تا به حال چه کارهایی را انجام داده اید که به نظرتان فایده ای برای جامعه داشته اند؟

اگر بخواهیم عملکرد گروه آسماری را نسبت به نقطه ای که شروع کردیم محاسبه کنیم، رشد بسیار زیادی هم به لحاظ حجمی و هم به لحاظ کیفی داشته است. آن جنبه های مناسبتی و برگزاری همایش های شاد در اهواز یک نوع نمایش جلوه بیرونی فرهنگ بختیاری و برای افزایش شادمانی مردم است که خیلی وقت است در جامعه ما کمرنگ شده بود، و متاسفانه انسان بختیاری که از قومی شاد و سرزنده می آید این روزها همواره در مراسم فاتحه و سوگواری های پرهزینه خود را گرفتار کرده است. اما عملکرد آسماری تنها معطوف به این همایش های شاد و مناسبتی نیست. ما پژوهشگران بسیار خوبی را در آسماری داریم که از چند سال پیش کار فکری و دانشگاهی را به نحو خوبی در پیش گرفته اند و در حال استخراج فرهنگ اصیل و تبیین عناصر فرهنگی بختیاری هستند. آثار این پژوهش ها ایجاد یک گفتمان منطقی و کاربردی است.

آسماری، دوستداران زیادی دارد که اغلب قشر جوان هستند. در ابتدا این سوء برداشت وجود داشت که گروه آسماری یک گروه قومگرا است و به دنبال افکار نژادپرستانه است، اما آسماری در درازمدت اثبات کرد که به دنبال نفی سایر قومیت ها ونژادپرستی نیست. ما در مراسم های آیینی سایر قومیت ها حاضر می شویم، ارتباط بسیار خوب و نزدیکی با آنها داریم و ازهمه قومیت های استان در گروه آسماری عضوگیری شده است. آسماری آمده است تا بختیاری جایگاه واقعی خود را بازیابد. بازیابی جایگاه واقعی بختیاری هم به منزله تنگ کردن جای کسی نیست، زیرا هیچکس با نفی دیگران به جایی نرسیده است.

همه اقوام محترم اند و وقتی به عمق فرهنگ آنها نگاه می کنیم می بینیم که خداوند در نهاد آنها یک نگاه انسانی و رحمانی قرار داده است. آنان که به دنبال تنش هستند و اقوام ایران را نفی می کنند، در این خاک ریشه ای ندارد. آنها از تاریخ خوب همزیستی مردم خوزستان بی اطلاع اند. ما آمده ایم تا فضای روابط بین الاقوامی را هم تلطیف کنیم. ما هشیارهستیم در عین حالی که حقوق خودمان را مورد توجه قرار می دهیم، اسیر تنش های مصنوعی که بیگانگان قصد به راه انداختن آن را دارند نشویم و در این راه ادعا داریم که موفق بوده ایم.

در طول مدتی که این گروه فعالیت خود را در سراسر ایران آغاز کرده است، خوشبختانه هیچ گونه تنش قابل توجه یا برخورد ناشایستی از جانب کسی ندیدیم. از نگاه ما هر هویتی محترم است و همه نسبت به میهن عزیزمان ایران حق مساوی دارند. ما اعتقاد داریم با احترام به سایر قومیت ها به خودمان احترام گذاشته ایم. کسی که سخن حقی دارد آن را با داد و فریاد نمی گوید.

در پسزمینه آسماری یک منطق علمی و فکری بسیار باز و جامع نگر وجود دارد. به لحاظ کار فکری ما توانستیم برای نخستین بار پژوهش های وسیع تاریخی و فرهنگی در زمینه های مختلف فرهنگ بختیاری را انجام دهیم. قسمت پژوهشی آسماری توانست اسناد منتشرنشده ای از انقلاب مشروطه را ارایه دهد که مورد توجه زیادی قرار گرفت و نگاه مراجع دانشگاهی مهم کشور را نسبت به ابهامات نقش بختیاری ها در انقلاب مشروطه دگرگون کرد. همچنین برخی فتاوی مراجع عظام و اسناد روزنامه های آن دوران و سخنان رهبران مشروطه خواه بختیاری، نخستین بار از طریق پژوهشگران گروه آسماری معرفی و ارایه شد. ما در این راه نه تنها تاریخ خودمان را معرفی کردیم بلکه نقش مثبت اقوام پیرامونی مان هم آشکار شد و ما آنها را معرفی کردیم، مثلا تفاهماتی که در دوره مشروطیت سران بختیاری با قشقایی ها یا عرب ها منعقد کردند و همین طور نقش مثبتی که مردم و علمای شهرکرد و اصفهان در مشروطه داشتند، و اسنادش نزد بختیاری ها موجود بود، منتشر شدند. اینها مسائل مهم تاریخی و هویتی بود که در هیچ جای دیگر به جز در معدودی از اسناد اصفهان به این مسایل پرداخته نشده بود. با پژوهش هایی که پژوهشگران آسماری در این مدت انجام دادند، این مسائل مشخص شد و بیرون آمد. همچنین اسنادی از نقش علمای شوشتر در انقلاب مشروطه نزد گروه آسماری وجود دارد که قابل ارایه و تامل است. در حال حاضر نیز خانواده های قدیمی بختیاری بعضاً اظهار تمایل کرده اند که آثارشان را برای نسخه برداری و پژوهش و ارایه به ما بدهند که مجموع اینها نشان می دهد آسماری مورد وثوق است.

همچنین در بعد اجتماعی ما سعی کردیم با شرکت در مناسبت های اجتماعی برخی فاصله های به وجود آمده میان بختیاری ها و حاکمیت را پر کنیم. این فاصله ها موجب توسعه نیافتگی، انزوا و فقر عمومی بختیاری می شد. بعضی ها دوست دارند چهره ای غیرواقعی، خشن و معارض از بختیاریها در ذهن حاکمیت جای بگیرد، برخی ها دوست دارند بختیاری را از حاکمیت و حاکمیت را از بختیاری بترسانند، ما سعی کردیم به نقاط تاریک نور بیاندازیم تا اگر مسئله ای هست شفاف و بررسی شود تا برای آن مسئله چاره اندیشی کنیم.

در بعد اجتماعی پژوهشکده آسماری توانست با اشرافی که در دورترین نقاط بختیاری داشت، طرح های ظالمانه انتقال آب از سرچشمه های خوزستان را افشا کند، از آن ها عکس و گزارش تهیه کند و به دست مطبوعات و رسانه های بختیاری و نمایندگان مجلس در استان های خوزستان و لرستان و چهارمحال بختیاری برساند و با نمایندگان سایر استان های همجوار مثل لرستان و چهارمحال بختیاری گفتگو و آنها را با یکدیگر همگرا کند.

تبیین مسئله کوه های نمک سد گتوند و آوارگان سدسازی هم یکی دیگر از کارهایی بود که بچه های پژوهشگر آسماری انجام دادند و سروصدای زیادی در کشور به راه انداخت و گذشت زمان نشان داد که اگر به هشدارهای این پژوهشگران توجه می شد خسارت های امروزینی که متوجه کشور شده است اتفاق نمی افتاد. این کارها هم سودش برای بختیاری هاست و هم برای همه اقوامی که در خوزستان هستند.
طرح تدوین تقویم مفاخر بختیاری نیز یکی دیگر از برنامه های گروه آسماری بود که به عده ای از بچه های همین گروه محول شد و در حال پیگیری است.

کار دیگری که آسماری تا به حال انجام داده، برخی مداخلات کدخدامنشانه در اختلافات بین طایفه ای یا بین قومی است و در یک مرحله هم کار این کدخدامنشی به دخالت در اختلاف میان نخبگان بختیاری و حاکمیت کشید. اگر خاطرتان باشد در قضایای توهین سریال سرزمین کهن به بختیاری ها، گروه آسماری توانست با همکاری دیگر نهادهای اجتماعی بختیاری مانند رسانه شما (ایبنانیوز) و تبیین مستدل موضوع توهین های سریال سرزمین کهن به مسئولان صداوسیما و کشور، دلایل خشم بختیاری ها از پخش این سریال و مسئله توهین آمیز بودن آن را به نحوی علمی اثبات کند. این قضیه در بازبینی سازمان صداوسیما در حذف این سریال و مهم تر از آن در شکل گیری درک نهادهای امنیتی از حقانیت اعتراض بختیاری ها و اقدام مدنی ای که نسبت به این پدیده اجتماعی داشتند خیلی موثر بود. تلاش هایی که گروه آسماری از طریق ایجاد پل ارتباطی بین نخبگان و جامعه برای منحرف نشدن این اعتراضات به سمت رفتارهای تندتر و جلوگیری از ایجاد جو پلیسی انجام داد، تلاش قابل توجهی بود که در کارنامه آسماری ثبت گردید. در آن زمان عده ای تلاش داشتند تا با نامگذاری معترضین به نام «فتنه جو» وعامل بیگانه و پیوند زدن آن به اهداف سیاسی، این اعتراضات را به دسیسه های خارجی و داخلی آلوده کنند و اتفاقاً برخی رسانه های ضد انقلاب نیز تلاش شان این بود که از آب گل آلود ماهی بگیرند و در پی تحریک بیشتر اوضاع بودند، که خوشبختانه با سعه صدری که بختیاری ها و حاکمیت از خود نشان دادند قضایا به نحو مطلوبی پایان پذیرفت و این سریال غیر هنری برچیده شد.

بعضا خیرینی بوده اند که خواسته اند امور خیری را انجام دهند و از این گروه تحقیق کردند تا محلی برای انجام امور خیر خود بیابند و آسماری با توجه به شناختی که داشت معرفی کرده و مسبب امور خیر نیز شده است.

لذا فعالیت های گروه آسماری خیلی گسترده و دامنه دار است. البته این راهم بگویم که این فعالیت ها در مقابل حجم عظیم کارهایی که بر زمین مانده است، خیلی ناچیز است.

- چرا برای بختیاری ها یک واقعه تاریخی همچون مسئله مشروطیت یا سرکوب بختیاری در دوره پهلوی این همه اهمیت دارد؟ این مسئله های مربوط به گذشته چه مشکلی از امروز شما و جامعه ایرانی حل می کند؟ اینجا شما با اتهام بزرگ واپسگرایی مواجه می شوید. چه دفاعی دارید؟ آیا حوزه فرهنگ آن قدر اهمیت دارد که این همه وقت و انرژی صرف شود؟

ببینید. این یک واقعیت مسلم است که ما در قضیه نقل و قرائت صحیح تاریخ با یک برساختگرایی ناعادلانه مواجه بوده ایم، هرکس زورش رسیده و به مراجع قدرت نزدیک تر بوده تاریخ خودش را بزرگ تر نمایش داده و روی دیگران سایه انداخته است. حکومت ها نیز گاهی به صلاح شان بوده که تاریخ برخی قومیت ها را انکار کنند. مثلا رضاشاه کلی از رهبران مشروطه و روشنفکران را قتل عام کرد، خوب این آدم در طول حکومتش در افکارعمومی همیشه مورد سئوال بود که چرا رهبران محبوب مشروطه و نویسندگان و... را کشته است. لذا برای اینکه قضاوت تاریخی نسبت به خودش را اصلاح کند، تاریخ مشروطه را هم دستکاری کرد. خیلی از رهبران و سرداران مشروطه بختیاری بودند. به همین راحتی تاریخ بختیاری ناگفته باقی ماند. این کارها سال ها بر زمین مانده بود. باید رفت و این کارها را ارایه داد. این ها به واقع مصداق حق الناس هستند، خانواده های زیادی در میان بختیاری ها هستند که در انقلاب مشروطه سهیم و دخیل بوده اند، و شهید داده اند. یا اینکه در دوره پهلوی سرکوب شده و مظلوم واقع شده اند. فرزندان این خانواده ها افتخارشان این است که در دوره ای که لازم بوده در راه میهن شان جانفشانی کردند و جلوی ظلم ایستاده اند، اما امروز این افتخارات بختیاری ها انکار و نادیده گرفته می شود. این انکار شدن از جانب هرکه باشد، نتیجه اش این است که برای بختیاری های امروز بدگمانی و ایجاد دلسردی می کند و نسبت به آنچه آن را منشاء حس ناسپاسی تصور می کنند نیز حس بدی ایجاد بشود. در نتیجه نوعی معارضه و سردی ناگفته میان خانواده های زیادی از بختیاری با حاکمیت شکل می گیرد. در درازمدت این سردی ها و فاصله ها به عدم مشارکت و شکاف اجتماعی تبدیل می شود و این شکاف ها به عدم مفاهمه و گفتگوی نخبگان با حاکمیت تبدیل می گردد و بازتولیدش در عدم توسعه مناطق بختیاری و فقر عمومی بروز پیدا می کند و بار دیگر این فقر به هم افزایی نارضایتی منجر می شود. البته این را عرض کنم که این روند یک شبه به وجود نیامده واز همان ابتدای بنیانگذاری حکومت نوین و سراسری در ایران یعنی از ۱۳۰۴ رفته رفته شکل گرفته و انباشت شده است.

لذا می بینیم که یک امری که در ابتدا برای برخی ها ساده و پیش پا افتاده جلوه می نمود رفته رفته به عاملی برای ناخرسندی تبدیل شده و مسئولین امروزین هم که نمی دانند در شکل گیری و صورت بندی این مسایل چه چیزهایی دخیل بوده فقط جنبه عدم مشارکت جویی بختیاری ها یا شاید قدری دقیق تر عدم مشارکت جویی نخبگان بختیاری را می بینند و مسئله تبارشناسی تاریخی این عدم مشارکت ها را نمی دانند. در اینجا یک فضایی ایجاد می شود که عده ی زیادی از نخبگان بختیاری جلای وطن می کنند، یا در همین کشور خودمان با نوعی احساس نارضایتی گوشه انزوا می گیرند. از سوی دیگر حلقه ای از آدم های سیاسی که خود را واسط بین بختیاری و حاکمیت معرفی می کنند نیز نه توان فهم تبارشناسی تاریخی مسئله بختیاری را دارند و نه توان تبیین آن را. و البته من نمی گویم که این مسئله از سوءنیت آنهاست، بلکه همه اینها بازمی گردد به اینکه ما دچار یک گسست اجتماعی میان نخبگان و توده و میان سیاسیون و نخبگان و مردم مان شده ایم.
کار ما در آسماری این است که این گره های کور را باز کنیم، این چیزها را تبیین کنیم، تا دل ها به هم نزدیک شود و در جامعه ای که از لحاظ روانی سلامت نفس دارد زندگی کنیم.

- چرا با لباس بختیاری در انتخابات شرکت کردید؟ آیا این لباس به منزله نفی دیگر اقوام نیست؟ یا تصور اینکه قصد سوءاستفاده از آن را دارید به ذهن متبادر نمی شود؟

لباس بختیاری لباس صداقت و وفای به عهد است. لباسی که من به تن کرده ام نشانه عهد و پیمانم با مردم است، و تضمینی است که من به مردم اهواز می دهم که مانند یک بختیاری واقعی، صادق و مردمدار باشم و به عهدی که با آنها دارم وفادار باشم. من لباسی را به تن کردم که در سال های گذشته همیشه در هر مناسبت رسمی بر تن داشتم، و قصد هم ندارم در صورت ورود به مجلس آن را از تن دربیاورم. سوءاستفاده جایی است که کسی برای فریب مردم لباس بختیاری یا عربی یا هر لباسی را بپوشد و بعد مرام آن لباس و مردم منسوب به آن لباس را کنار بگذارد.

در مورد نفی شدن دیگران هم باید عرض کنم من چند سال است که دارم کار فرهنگی انجام می دهم که در بستر قومیت خاصی است. به جرات می توانم بگویم که مردم سایر قومیت ها لباس بختیاری را دوست دارند و با آن احساس آرامش و شناخت دارند. لباس من این پیام را دارد که نه چپ هستم و نه راست، نه اهل حزب و دسته ایی ام و نه به جایی بدهکارم. من از فرهنگ و هویت بختیاری آمده ام که در آن وفای به عهد و پیمان، شهامت در اولویت قرار دارد و جزو ارزش های اخلاقی است، مردم لباس بختیاری را به منزله نفی خود نمی دانند. البته حساب سیاسیون از این مسئله جداست، برخی سیاسیون سایر قومیت ها از پوشیده شدن لباس بختیاری احساس نارضایتی دارند چون خوانشی که از آن دارند یک خوانش سیاسی است، و در خوانش سیاسی همه در مقابل هم قرار دارند، افراد یا با شما هستند و یا بر شما. اما عامه مردم خوانش فرهنگی دارند. در خوانش فرهنگی، تنوع ها محترم اند و رسمیت دارند.

جالب آنکه بیش از سیاسیون غیر بختیاری، بخش اعظم سیاسیون خود بختیاری نیز از لباس بختیاری احساس بیزاری دارند، زیرا می دانند این لباس تعهد ایجاد می کند و خیلی از سیاسیون دوست دارند تعهد درازمدتی به جایی نداشته باشند و حتی المقدور از تعهدات خود شانه خالی می کنند. اما عامه مردم می دانند که این لباس با هیچکس حالت تقابلی ندارد. در میان مردم تقابل وجود ندارد، تقابل قومی در خوزستان تصوری است که بعضا سیاسیون می سازند تا در سایه آن به جاه طلبی های شخصی خود برسند. ما صدها عکس از حضور اقوام مختلف را در میان بختیاری ها داریم و از نزدیک با مردم مراوده داریم.

- محمد بخشی را به عنوان چهره ای عملگرا می شناسند. اما شعارهای انتخاباتی شما مانند تاسیس صداوسیما و استان بختیاری، الحاق مجدد بحرین به ایران و لغو قراردادهای ترکمنچای و گلستان، قدری دور از ذهن به نظر می رسد. انگیزه ی شما از این شعارها چیست؟ آیا واقعا امری مانند الحاق بحرین را عملی می دانید؟

درخصوص ایجاد صداوسیما و استان بختیاری هرگز دور از دسترس نیست. یکی از مشکلات بختیاری ها نداشتن استان است، وقتی ما استانی از خود نداریم، فرودگاه که از عوامل مهم توسعه هست نیز نداریم. سازمان صداوسیمای بختیاری و اداره ارشاد بختیاری هم نداریم. خیلی از مناطق بختیاری حتا جاده هم ندارند و یا اینکه شهری مانند دهدز ۴ ساعت از مرکز استان خود فاصله دارد. این فاصله ها موجب می شود هیچ رییس جمهور و وزیری به منطقه بختیاری پا نگذارد. خوب اینها بر کندی روند توسعه و عقب ماندگی و فقر این مناطق تاثیر می گذارد، و این عقب ماندگی موجب مهاجرت آنها به حاشیه شهرها و ایجاد پدیده حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ منتهی می شود.

درخصوص بحرین هم این جزیره از ۵ هزار سال گذشته همیشه جزئی از خاک ایران بوده و مردم آن ایرانی اند. در ۵۰ سال گذشته تحت فشار رژیم انگلیس این جزیره از طریق تبلیغات انگلیسی ها و رفراندوم از ایران جدا شد و تحت حکومت دیکتاتوری آل خلیفه قرار گرفت، اما این کشور به دلیل کوچک بودن خیلی زود به زیر سلطه عربستان رفت و در واقع مانند یک استان یا یک جزیره از عربستان شده است. رژیم حاکم آل خلیفه در ۵۰ سال گذشته مردم شیعه و ایرانی تبار این کشور را به شدت تحت فشار قرار داد و آثار مذهبی و هویتی آنها را محو کرده است. ما نسبت به سرنوشت مردم بحرین که در واقع جزئی از ملت ایران هستند مسئولیم. ما خواستار احقاق حق همه ایرانی تباران هستیم و درخصوص سرنوشت مردم بحرین مسئولیت داریم، لذا باید از طریق مراجعه به دادگاه های بین المللی و سازمان ملل برگزاری مجدد رفراندوم مردمی را در بحرین پی گیری کنیم و یک بار دیگر از مردم این کشور بخواهیم که میان الحاق مجدد به ایران یا تحت نظر آل خلیفه بودن نظر خود را ارایه دهند.

همین قضایا به نحوی دیگر در منطقه قفقاز صادق است. درخصوص لغو قراردادهای ترکمنچای و گلستان نیز راه هایی وجود دارد که بر اساس حقوق بین الملل این قراردادها لغو گردد. ما می بایست پس از فروپاشی اتحاد شوروی برای الحاق شهرهای مان در قفقاز تلاش می کردیم. هنوز هم دیر نشده است و هیچ وقت دیر نمی شود. ما بر روی متون تاریخی این قراردادها کار مطالعاتی انجام داده ایم و می دانیم که این امکان برای دولت ایران وجود دارد.

جزیره بحرین و منطقه قفقاز همواره بخشی از قلمرو ایران بوده اند، اما به دلیل غفلت ما از حقوق تاریخی مان اکنون به کانون توطئه علیه ایران تبدیل شده اند و مردم آن هم تحت ستم هستند. جدایی این مناطق از ایران رژیم حقوقی دریاهای ما را هم بر هم زده و سهم ایران از دریای مازندران و خلیج فارس را کاهش داده است و بعضی حوزه های نفتی ما در خلیج فارس محل اختلاف نظر و چالش قرار گرفته است. من به عنوان یک شاگرد مکتب تاریخ می دانم که چقدر قراردادهایی که این مناطق را از ایران جدا کرده قراردادهایی ظالمانه و مزورانه بوده که اکنون زیان های آن برای کشور اثبات شده است. شاید بعضی ها فراموش کرده باشند اما یکی از شعارهای انقلابیون ۵۷ الحاق بحرین به ایران بود. ما در دوره انقلاب هیچ تلاشی برای پی گیرهای بین المللی درخصوص حقوقمان در این حوزه ها نکرده ایم. غفلت از آنچه در این مناطق می گذرد امنیت ملی ما را تهدید می کند. باید بخشی از سیاستگذاری دیپلماسی خارجی به دست اهل فرهنگ باشند.

- چه درخواست و انتظاری از مردم دارید؟

از مردم می خواهم که سنت های خود را فراموش نکنند. سنت ها منبع نجابت، وقار و قدرت اند. و دست زدن به آنها آرامش و اعتماد به نفس را به ارمغان می آورد.

نکته دیگر آنکه حتماً در انتخابات شرکت کنند و به هرکس می خواهند رای بدهند اما یک رای شان هم برای فرهنگ باشد. مسئله مهم بختیاری، مسئله فرهنگی است و ما می توانیم بار دیگر با اتکا به همان سنت «هیاری» سهم خود از فرهنگ را احیاء کنند.

- سپاس از حضور شما در این گفتگو و تشکر از حوصله ای که به خرج دادید.

من هم از آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) که می کوشد مستقل بماند و صدای مردم بختیاری باشد تشکر می کنم.

مطلب مرتبط:
- لغو قراردادهای ترکمنچای و الحاق مجدد بحرین شرایط کاندیدای اهوازی
کد مطلب: 8524
Share/Save/Bookmark
احسان رحیم پور
۱۳۹۴-۱۲-۰۵ ۱۷:۳۷:۳۰
با سلام و خسته نباشید.
اینکه این مصاحبه رو انجام دادید و آقای بخشی هم به زیبایی استدلال کردند ایشون رو از حالت شعاری خارج کرد.
اون قسمتی که فرمودن باید استان بختیاری تشکیل بشه نکته ای بسیار مهمه چون تا بختیاری استان نداشته باشه فقط و فقط درجا میزنه. ولی قبل اون ما احتیاج به همگرایی طوایف و شهرها و روستاها و افکار تمام مردم بختیاری و همراهی مردم شهرهای دزفول و شوشتر و رامهرمز و الیگودرز و ازنا ودرود و داران و شهرکرد و بروجن داریم. استانی باید تشکیل بشه که شامل اکثر این مناطق باشه والا اکثر مردمو از دست میدیم و خلاصه باید خیلی روش فکر ر و بحث بشه .
امیدواریم که عملی بشه
به امید پیشرفت بختیاری