داخلی سياسی خبر
آقای رئیس جمهور! سهم ما از عدالت شما چیست؟
چهارشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۳۸
آقای رئیس جمهور! سهم ما از عدالت شما چیست؟
 
سرویس گزارش ایبنا نیوز / لهراسب قلی پور

سفر سوم رئیس جمهوری به استان چهارمحال بختیاری انجام شد. در این شرایط، مروری بر مطالبات بختیاری ها از رئیس جمهور، می تواند راهگشا باشد.

یکم. تشکیل استان بختیاری بهترین راهکار برای اجرای عدالت است. سرزمین ستمدیده ی بختیاری به لحاظ ظلم ستیزی مردم آزاده اش با حکومت های پادشاهی ـ بویژه درگیری شدید بختیاریها با حکومت پهلوی اول و دوم ـ به ناحق بین استانهای اصفهان، لرستان، خوزستان، چهارمحال بختیاری تقسیم شده است و باقی ماندن بر این ستم، ستم مضاعف است چرا که دیگر «بشاگردی» نظیر مناطق محروم بختیاری در قاموس هیچ استانی یافت نمی شود.

از آنجا که منشا فقر، توسعه نیافتگی و مشکلات عدیده ی بختیاری ها، نبود استانی در قلمرو اختصاصی بختیاری است و با توجه به اینکه با شعار عدالت وارد کارزار انتخاباتی شده اید و در هر دو دوره ی ریاست گفتمان قالب تان عدالت بوده است، می طلبد که آستین همت بالا بزنید و با تشکیل استان بختیاری متشکل از مناطق بختیاری نشین در این خطه، نگین عدالت بر کارآمدی دولت بنشانید تا این اقدام زینت کارهای عمده ی تان در مناطق بختیاری شود.

دوم. همه ی شهر های بختیاری بی کارخانه اند. در هیچ یک از یک شهرهای بختیاری نشین چهار استان یاد شده حتی یکی کارخانه ی کلان و مادر ایجاد نشده است. (اگر کسی بجز کارخانه سیمان دورود، چنین کارخانه ای را در حدود ۳۰ شهر این مناطق یافت بختیاری ها آن را به وی می بخشند) و تصادفی نیست که پس از ۳۰ سال از پیروزی انقلاب در هیچ نقطه ای از خاک بختیاری صنایع مادر و کارخانه ی کلانی احداث نشده است.

جهت اجرای عدالت، بهتر است برای این مناطق در مصوبه های دولت و سفرهای استانی، صنایع توسعه آفرین و احداث کارخانه های کلان در اولویت قرار گیرد.

سوم. عشایر بختیاری در رنج بسیار به سر می برند. ویژگی ها، تنوع اقلیمی و کوه های زاگرس، شرایط مطلوبی برای پیداش بزرگترین اتحادیه کوچ نشینی جهان را رقم زده است؛ زیستگاه هایی که پیوستگی های عمیق تمدن های ایران و «میان رودان» را پدید آورده و بارزترین نقش را در تحولات تاریخی، سیاسی جامعه کنونی ایران داشته است؛ شایان توجه اند.


شهرنشینی هر چند با شتاب در حال سایه افکندن بر زندگی عشایری است و آیین ها رسوم و سنن ناب و بکر بختیاری را دستخوش نوسان می سازد اما هنوز هم رگه های ارجمندی از آداب فرهنگ و رسوم و آیین های این مردم را در سایه سار طبیعت و چشم انداز بی بدیل زاگرس می توان دید.

این مردم که ژرف ترین گنجایش های پژوهشی، مردم شناسی، جامعه شناسی و توریسم را پدید آورده اند از مسئولین نامهربانی ترین حالت های ممکن را می بینند. ایل راه های آنها زیر آب می رود. وقتی ۱۳ نفر از آنها در «دره مولای بازفت» و ۵ تن از آنها در گردنه «چری» جان می سپارند، غمگساری نیست. همه اموال آنها پس از سالها مشقت در یک تا پنج میلیون تومان خلاصه می شود. با این حال سخت کوشانه کار می کنند و راضی اند که با این همه رنج و مشقت به یک اندازه از منابع ملی بهره ببرند. اما افسوس که کسانی که با شغل های کاذب بار تنبلی خود را به دوش دیگران می اندازند، با عشایر برابر شمرده می شوند.

اگر تفسیر تازه ی آن عده که می گویند "عدالت لزوماً تساوی حق نیست" پذیرفته شود، مفهوم دیگر آن لزوماً فاصله فاحش استفاده از منابع ملی با طبقه شهری به زیان عشایر نیست. بنابراین عشایر، این تولیدگران بی ادعا، شایسته تکریم، تجلیل و برخورداری از همه مواهب متعلق به خود هستند.

چهارم. توزیع سرمایه، امکانات، مدیران و فرصت ها باید بین بختیاری ها و دیگران تناسب جمعیتی و قابلیت ها را در بر داشته باشد. چرا که تبعیض به هر شکلی نکوهیده است.

بختیاریها حدود نیمی از جمعیت استان را تشکیل می دهند اما متاسفانه در اثر رقابتهای قومی و کوتاه شدن دست بختیاریهای تاثیرگذار از مراکز قدرت، در برهه ای که گفتمان قالب "عدالت" است، چهار محال بختیاری از مدیران بختیاری تهی می گردد تا آنجا که برای فرمانداری برجسته ترین مرکز ییلاقی قوم بختیاری یکنفر "لیسانس حسابداری" بی تجربه را به کار می گمارند. اگر ایشان دکتری شهرسازی یا اقتصاد و توسعه می داشتند البته باید دست شان را می بوسیدیم اما کدام فاکتور، شاخص و معیار موجب شده است که چندین میلیون بختیاری فاقد صلاحیت برای کسب چنین مدیریتی شناخته شوند تا در کوهرنگ به جای شرایط ارتقا، شرایط تقلیل پدید نیاید. 

چرا شهرک بزرگ صنعتی کوهرنگ، به شهرک آب که بخشی از آن است، کاهش منزلت می یابد؟ چرا فرصتهای گردشگری بی همتای کوهرنگ سیر نزولی می پیماید؟ چرا در چند کیلومتری فرمانداری کوهرنگ چشمه دیمه که از برجسته ترین چشمه های جهان و دشت لاله که لاله واژگون در این نقطه اشتهار جهانی یافته است، کلنگ تخریب بر فرق خویش می یابند؟ چرا جاده ی تاریخی عشایری بازفت با آن قدمت و اهمیت از اعتبارات ملی خارج می شود و در تنگنای اعتبارات ضیق استانی کاهش منزلت می یابد؟

چرا جاده ی تاریخی و اقتصادی ناغان – ایذه که نقش حیاتی در زندگی عشایر و مردم منطقه دارد، از نفس می افتد؟ چرا از دویست مدیر کلان استان، ده درصدشان بختیاری نیست؟ همان توجیهی که "همه انسانها ایرانی اند"، می تواند بختیاری ها را هم در رده های مدیریتی جایگزین نماید.

چرا رئیس جمهور در سفر دوم که از اصفهان به کوهرنگ تشریف می برند، برای کوهرنگ که آب زاینده رود و بخش اعظمی از کارون را تامین می کند، اعتباری ۲۰ میلیاردی و در همان سفر برای شهرهای مشابه اصفهان اعتباری ۷۰ ـ ۶۰ میلیاردی منظور می کنند؟ آیا عاملی غیر از عدم حضور مدیران بختیاری در تصمیم سازیهای کلان دارد؟ وگرنه رئیس جمهور آن قدر از عدالت صحبت می کند که چنین تبعیضی را نمی توان به او نسبت داد.

چرا اردل، شلمزار، ناغان و حتی فارسان با آن پیشینه تمدنی اش فاقد یک کارخانه اند؟ کدام تفسیر از عدالت، آن هم با وجود سیاست تمرکز زدایی توزیع سرمایه و امکانات و کارخانه های استان را در شعاعی چند کیلومتری توجیه می کند؟ جناب رئیس جمهور دستور فرمایید به این تبعیض ها خاتمه داده شود.



پنجم. سد زدگی و تضییع حقوق بختیاری های ساکن در حاشیه سدها یا سدهای پیدا شده در حاشیه زندگی بختیاری ها. در این که سد ها از محورهای توسعه هستند و جمهوری اسلامی ایران به فراست و فرصت شناسی و درایت، دریافته است تا از طریق سدها به تولید برق، ذخیره آب، درآمدزایی و کشت و زرع از طریق آبیاری ناشی از دریاچه سدها سرمایه ای ملی برای ایرانیان پدید آورد باید قدردان آن بود. اما از آنجا که در اسلام هیچ زیانی نباید بدون جبران باقی بماند، نمی بایست احداث سدها موجب زیان مردم منطقه احداث سد باشد. در این قضیه می بایست حقوق طرفین (دولت و مردم محل) لحاظ شود ولی متاسفانه حتی پیش از انقلاب از دوره ی احداث سد رضاشاه (شهید عباس پور فعلی) تا سدهای کارون ۳ و ۴ و گتوند - که همه خوشبختانه یا متاسفانه در منطقه زندگی بختیاریها صورت پذیرفته اند - همواره تضییع حقوق مردمی که زمینها و مراتع شان زیر آب رفته و ناگزیر به ترک وطن شده اند، صورت گرفته است.

گاه مشاهده می شود کارشناسان با استفاده از دانش حقوقی و جایگاه و اقتدار شغلی خود، شرایط و قیمت هایی را برای زمین های این مردم تعیین می کنند و موقعیتی را بر آنان تحمیل می نمایند که آه شان به آسمان می رود. به جای آن که در ازای زمین هایشان، زمین به آنها بدهند یا در سهام سد شریک شان بنمایند، زمینهایشان را به بهای ناچیز تحمیل وار می خرند و سرانجام با آوارگی و بیکار شدن و از دست رفتن علایق معنوی، بافت فرهنگی و دور شدن از هویت بومی در یک ناسازگاری بین مولفه های فرهنگی-اجتماعی، به سکونت در وطن جدید و حاشیه نشینی در کنار شهرهای دیگر آن هم با اضطرار تن می دهند و آن وقت کسی همچون فرماندار لنجان می گوید "مهاجران بختیاری برای ما مشکل فرهنگی می آفرینند". 

و بدتر این که فرزندان همین قوم که سالیان پیش در ذوب آهن و فولاد مبارکه به کار مشغول شده اند، پس از بازنشستگی از حق جایگزینی فرزند خود با همه شایستگی ها محروم می شوند. 

جناب آقای رئیس جمهور!

سهیم کردن مردم این منطقه در درآمد نیروگاه های برقآبی از راهکارهای اجرای عدالت است؛ دستور فرمایید آنان که اشتهای گریز از به رسمیت شناختن حق این مردم را دارند، از این رویه تنگ نظرانه بپرهیزند و بدانند که مردمی که زیست بوم خود را از دست می دهند، از نظر روانی بیشترین آسیب را می ببینند و آنان که خصوصیت اخلاقی و پاکی روستایی را و عاطفه های زندگی کشاورزی عشایری را به ناچار در اصفهان و لنجان و شهرهای دیگر با زندگی شهری عوض می کنند؛ شایسته توجه اند نه نیش و کنایه. اگر قرار است کسی شماتت شود، دیگرانند نه بختیاری ها.


آقای رئیس جمهور! 

یکی دیگر از راههای اجرای عدالت، استفاده از آب پشت سدها برای آسیب دیدگان مناطق بختیاری مسجد سلیمان، ایذه و چهارمحال بختیاری و اصفهان است. چگونه است که زمین های منابع طبیعی با استفاده از تمسک های قانونی با واسطه به مسئولان می رسد اما به کسانی که زمینهایشان را از دست داده اند، نمی رسد؟ چگونه است که دیماه گذشته چند نفر از بختیاریها در سد کارون ۴ سوخته و یا جان داده اند اما در اعاده ی حقشان مسامحه می شود؟

ششم. زبان و فرهنگ بختیاری به عنوان یکی از شالوده های فرهنگ ایران به رسمیت شناخته شود و در کتاب های درسی از دبستان تا دانشگاه و در صدا وسیما و رسانه های جمهوری اسلامی مورد توجه ویژه قرار گیرد.

بختیاریها زبان، ادبیات و فرهنگی غنی، پربار و سرشار از حکمت، پند و اندرز، شعر، داستان، متل و مثل، موسیقی و آموزه های اخلاقی و دینی نشات گرفته از فرهنگ و ادیان ایران باستان، اسلام به ویژه مذهب ناب شیعه دارند و هیچ زمینه ای برای جداسری جغرافیایی، تاریخی و سرزمینی از ایران زمین ندارند بلکه در زبان، فرهنگ و فولکلور، خوی، مرام و منش آنان روح آزادگی، جان فشانی برای ایران و پیوستگی و همدلی با همه ایرانیان عزیز همواره در حال غلیان و جوشش است؛ معلوم نیست کدام بیم یا کدام دغدغه عده ای را بر آن داشته است که استفاده از این فرهنگ غنی را در صداوسیما، رسانه ها و کتب درسی روا نپندارند؟ 


آقای رئیس جمهور! 

کمترین حق معنوی ما بر شما، دستور رفع این تنگناها است. برای نمونه سرود «مندلی شیر علی مردون» که حماسه سردار آزادی خواه علیمردان خان چهارلنگ را علیه استبداد رضاخانی بازگو می کند، در بایکوت پخش قرار دارد تا مبادا بختیاریها به هویت خویش رجوع نمایند. در حالی که فرزندان رشید بختیاری این سرود و سرودهای نظیر آن را در دفاع مقدس می خوانند و با آنها در راه ایران و اسلام جان فشانی می کردند.



هفتم. دستور فرمایید توهین به بختیاریها خاتمه یابد.

در حالی که بختیاری ها در معادلات سیاسی، اجتماعی، تاریخی و فرهنگی ایران و دفاع از موجودیت ایران و تشکیل کشور-ملت ایران نقش سازنده و پرفروغی داشته اند، متاسفانه مشاهده می شود که در کتابهای درسی، تریبونهای رسمی، روزنامه ها و رسانه های دولتی و غیردولتی حتی بعضاً آگاهانه به بختیاری ها اهانت می شود. گویا پاسخ آن همه فداکاری و خدمات ارزشمند در ذهن و ضمیر عده ای، جز دشنام و ناسزاگویی نیست. 

برای نمونه، شما را به مطالعه آن بخش از کتب درسی تاریخی-جغرافیایی در مورد مشروطیت و فرهنگ زبان بختیاری فرا می خوانیم. نمونه های آن را در کتاب تاریخ دبیرستان و تاریخ دانشگاه، ویژه نامه ی "اشاره" عبرت های عاشورا، نشریه سپاس، شرق، هفته نامه ندا، ماهنامه سفر، کتابچه رسمی میراث فرهنگی چهارمحال بختیاری، ویژه نامه سفر دوم جنابعالی به استان چهارمحال بختیاری در روزنامه های دولتی ایران و اقتصاد پویا می توانید ملاحظه کنید. و اگر ضرورت یافت، نمونه های آن ارائه می گردد.

به عنوان مثال عبرت های عاشورا با تیتر «احیای خائنین» چرا به بختیاری ها و سران آنها عنوان «خائن» اطلاق کرده و دشنام داده است؟ آقای فریبرز رئیس دانا دکترای اقتصاد با گرایش مارکسیستی در ماهنامه سفر (ویژه نامه ای که با پول میراث فرهنگی استان چهارمحال بختیاری تهیه شده است) با کراوات و ژست غربی دشنام های چارواداری اش را در یک ذوق زدگی و نوکرمآبی برای دیگران، به ما بختیاری ها داده است. روزنامه ایران از قول دو نفر با اغراض خاص با منبع پیش گفته سیمای گردشگری استان چهارمحال بختیاری، با کتمان کردن سایر نظرات در مورد بختیاری ها می نویسد: «ریخت بختیاری ها به گروه سر پهن تعلق دارد که بیانگر ریشه نژادی سامی آنهاست». و نیز می نویسد: «وجه تسمیه چهارلنگ و هفت لنگ بستن مالیات بر اساس زاد و ولد و انشعابات عشیره ای چهار پسر و هفت پسر از دو همسر بختیار مغول» است. و ملاحظه می فرمایید در تعارضی توأمان، بختیاری را مغول و عرب می نامد.

و هفته نامه ندا در شماره هفده، لرها را مردمی بدون تاریخ و بدون ادبیات می داند و می نویسد واژه لر حداقل از قرن سوم و چهارم هجری وجود داشته و از همان زمان در ادبیات فارسی نیز مترادف «دزد» و «غارتگر» جایگاه خود را باز نموده است. 

البته نویسنده گستاخانه و در حاشیه ی امنیتی که به وی مجال می دهد تا هر اراجیفی را بنویسد، این شعر فخرالدین اسعد گرگانی را نظر عامه ی ادیبان تلقی می کند و به صرف همین یک شعر منسوب به آن شاعر، جایگاهی مترادف با دزدی و غارتگری برای لر ترسیم می کند. اف بر بی شرمی و اف بر این بیداد که آن نویسندگان را در محکمه ای تبرئه می نماید و یک بختیاری را که پاسخ دشنام ها را می دهد، محکوم می نماید! و در نقشه ای که برای تشریح موجودیت و پراکندگی اقوام ایران است، بختیاری اصلاً لحاظ نشده است.

برخی ادارات استان چهارمحال بختیاری نظیر سازمان مسکن و شهرسازی، کلمه «بختیاری» را در سایت خود حذف کرده و فقط استان چهارمحال نوشته اند.

هر یک از اینها می تواند جرقه آتش یک بحران باشد اما بختیاری های نجیب با درک موقعیت ایران خویشتندارانه صبور و شکیبا این تحریف ها و دشنام ها را یا سینه ی گشاده برای پرهیز از آسیب رساندن به یکپارچگی ایران، خار در جگر، تحمل می کنند.

آقای رئیس جمهور!

می دانم همانها که کانال سازی می کنند، در این باره به شما چیزهای دیگری خواهند گفت. اما رسالت ریاست جمهوری شما ایجاب می کند که نگاهی ژرف، فراگیر و آسیب شناسانه به این گفته های صادقانه داشته باشید. نه آنچنان که جناب آقای احمدی مقدم مسئول دفتر یکی از نمایندگان پاسخ داده است.

هشتم. تبعیض در قضیه مشروطه و دفاع مقدس ستم بر بختیاریها است. جناب رئیس جمهور! آنچنان که گفته شد بختیاری ها در همه ی بزنگاههای تاریخی حضوری فعال داشته اند و در دوره معاصر بارزترین نقش خویش را در مشروطه ی دوم و جنگ تحمیلی ایفا کردند. متاسفانه اما در قضیه مشروطه در حالی که بجا و بایسته از آذری ها تمجید و تجلیل، و سهم ستارخان و باقرخان و دیگر سران، تمجید، تجلیل و «تمبر یادبود» و کاخ موزه مشروطه در خانه ی بیتوته ای ستارخان در تبریز بود، سهم سران بختیاری حاج علیقلی خان سردار اسعد، حاجی ابراهیم خان ضرغام السلطنه و حاج نجفقلی خان صمصام السلطنه در اقدامی ناشایست و دور از اخلاق توهین، افتراء، تحریف، دشنام و ناسزا گویی بود و سهم قوم بختیاری دشنام عجیب و غریبی تحت عنوان «بختیاری ها به عشق غارت به تهران رفته اند» شد! 

و حتی در اظهارات روحانی بزرگی همچون آیت الله دیانی در همایشی بین المللی و در اظهارات ابطحی یکی از به ظاهر استادان دانشگاه اصفهان، واحد شمارش بختیاری های حاضر در انقلاب مشروطه، «مُشتی لر» آمده است.

صداوسیما در سریال «سالهای مشروطه» که به گمان بسیاری ضد مشروطه بود، چهره ی پرسوناژ پدر زن تسو در سریال افسانه ی جومونگ را بازسازی می کند و به جای سردار اسعد شخصیت سلیم النفس بختیاری چهره پردازی می نماید و هر گاه در مکالمات شخصیت فیلمی شیخ فضل الله نوری عتاب و سرزنشی هست، بلافاصله چهره سردار اسعد را نشان می دهد تا ذهنیت سازی ذهن مریض متولیان این سریال را به بیننده القاء کند.

و نیز در سراسرایران همایش تجلیل از مشروطه خواهان را برگزار می کنند جز در سرزمین بختیاری. اگر تحریف کنندگان شخصیت سردار اسعد، ریگی به کفش ندارند چرا حاضر نیستند همایش این بزرگ مرد برگزار شود و مغرضین هم نظریات خویش را ارائه دهند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

شهادت شیخ فضل الله نوری تاریک ترین نقطه مشروطه است اما کسانی که امروزه تحت این لوا حق بدیهی بختیاری ها را نادیده می گیرند و به بختیاری ها دشنام می دهند و به تحریف تاریخ می پردازند، بی گمان چهره ای تاریک تر و منفورتر در ذهن و ضمیر اکثریت بختیاری ها به جای خواهند داشت. در جای جای سرزمین بختیاری نام ستارخان هست اما حتی شهردار جونقان - جایی که شهرداری و خیابان های آن در زمین های اجدادی سردار اسعد بنا شده است - حاضر نیست نام سردار اسعد را بر یکی از خیابان های احداث شده در زمین های ایشان بگذارند. نام مرتضی قلی خان و همسرش بر موقوفات او که نقش ارزنده ای در کمک به برخی مردم داشته است، محو می شود. مدرسه سردار اسعد که از نخستین مدرسه های احداثی استان است، در خیابان ملت نام دیگری می یابد. مالکیت نام واقفین و قلعه های تصرف شده توسط میراث فرهنگی هم به رسمیت شناخته نمی شود. 

در موضوع جنگ، آنگاه که همه شهرهای مرزی خوزستان اعم از عرب نشین و فارس نشین زیر برد موشکی، توپخانه ای و حتی تصرفی دشمن بعثی قرار گرفت، عملاً لبه جلو میدان نبرد «خط لجمن» به بختیاری ها واگذار شد و چون اعراب ناگزیر از ترک محل شدند، عملاً خط رویارویی به سرزمین بختیاری انتقال گردید و پس از خدای متعال و نیروهای ارتشی، سپاهی و بسیجی هیچکس نقشی فراگیرتر از بختیاری در دفاع از خوزستان نداشت. خیل سرداران شهید آن و پرچمهای پایداری که به نشانه ی جانفشانی آنان بر آرامگاههای بهشتی آنان در هر روستا و شهر بختیاری نشین در اهتزاز است، گواه این مدعاست. حتی نقش سردار سرافراز، فرمانده جوان و اسامه وار جنگ، محسن رضایی به بهانه ی رقابت با شما، کم رنگ می شود.

تبعیض در تجلیل از سرداران شهید، نکوهیده تر از تبعیض در سرداران مشروطه است و شما به عنوان رئیس جمهور طبق سوگندی که خورده اید و بر اساس شعاری که دادید می بایست مجری عدالت باشید حتی اگر نقض غرض در حوزه ای خارج از دولت صورت گرفته باشد.

نهم. در گزینشهای دانشگاهی و استخدامی عدالت بیشتری رعایت شود. با نگاهی به استخدام های جدید در استان و شیوه و چگونگی استخدام افراد می توان دست ردی که بر سینه ی جوانان جویای دانش و کار بختیاری زده می شود را مشاهده کرد. وقتی خداوند تبارک و تعالی تقوا را مزیت می داند، دستور فرمایید همین مقوله و شایستگی مزیت باشد نه غیر بختیاری بودن.
کد مطلب: 5015
Share/Save/Bookmark
جاده ایذه دهدز اصفهان یک جاده ملی است
جاده ایذه دهدز اصفهان یک جاده ملی است

[1389-06-14 17:01] حل مشکلات این مسیر نیاز به عزم ملی مسئولان محترم و بخصوص وزارت راه دارد و نمایندگان این چند استان در ...