داخلی سياسی خبر
مبارزات بختیاریها در جنگ اول جهانی
چهارشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۴۰
مبارزات بختیاریها در جنگ اول جهانی
 
سرویس کتابخانه ایبنا نیوز / محمدحسین امیربختیار

شكست انقلاب ۱۸۴۸ و پي آمدهاي اقتصادي سياسي آن، چنان به رشد سرمايه داري دامن زد كه جهان را آبستن حوادثي نمود كه ميليون ها انسان را به تباهي و مرگ كشاند.
با آن كه تنها توجه به پيروزي يا شكست يك روي داد نمي تواند ماهيت جريان هاي پي آمد را برملا كند، اما در اين مورد يك امر مسلم است.
عمده ترين پيامد اين شكست، گسترش كمي و كيفي سرمايه داري جهاني و تشدید رقابت جهاني بر سر توليد و به دست آوردن بازار و مواد اوليه بود. اين رقابت غير انساني همه ي نيروهاي صلح طلب را به عقب راند و تا جايي پيش رفت كه نيروهاي تازه رشد يافته براي تقسيم مجدد جهان و مقابله با سرمايه داري كهنه كار انگليس - كه تا پيش از اين تاريخ (۱۸۵۰) تكامل يافته ترين جامعه ي سرمايه داري جهان بود - تداركي خونين ديدند. تمام اين زدبند ها و توطئه ها و جناح بندي ها نتيجه اي جز رهيافت جهان به عصري كه لنين آن را «عصر امپرياليسم» ناميده، نداشت.
رشد همه جانبه يسرمايه داري و نيروهاي درون آن، وضعيت را سرانجام به جايي رساند كه تقسيم صلح آميز بازار و فرايند مواد اوليه از مستعمره به مبداء توليد، به پايان خويش رسيد و شعله هاي خانمان سوز جنگ جهاني اول، جهان را در التهابي غم انگيز فرو برد.
رزا لوكزامبورك در جزوه ي «جونيوس» وضعيت را اين گونه تصوير مي كند: شرمزده، بي جاه و جلال، غرقه در خون و پوشيده از كثافت؛ به اين گونه است جامعه ي سرمايه داري. نه آن گونه كه معمولن مي بينيم: در حال ايفاي نقش مدافع صلح و درستكاري، دوستدار فلسفه و اخلاق - بلكه در قامت جانوري غرّان، همچون مجلس عيش و نوشي بهم ريخته، چون بويي آزارنده كه فرهنگ و انسانيت را به ويراني مي كشد.(۱)
در چنين وضعيتي در درون هر دو اردوگاه، نيروهاي سرکوب شده و اقوامی که همه ی حقوق شان پایمال شده بود، فرصتي بدست آوردند و به اميد رهايي سر به شورش بر داشتند و به يكي از دو محور نزديك شدند.
در درون سر زمينهايي كه زير سلطه ي عثماني بودند، نيروهاي متعددي از جمله ارامنه، كلداني ها و آشوري ها به متفقين پيوستند(۲) به اين اميد كه با حمايت متفقين خود را از يوغ بردگي خلافت عثماني رها كنند.
در ايران، نیروهايي كه در اثر جنگ و دگرگوني هاي بين المللي، و اوضاع اسفبار داخلي به تنگ آمده بودند، رفته رفته عليه روس و انگليس - كه از ديد ايشان مسؤول همه ي ناهنجاري ها بودند - صف آرايي كردند.
محمدتقی بهار مي نويسد: دمكرات ها و بسياري از اعتدالي ها در نتيجه ي اين قضايا به هواداري از متحدين (آلمان و دوستانش) از تهران هجرت كردند و از جلوي دسته اي از سپاهيان روس كه از قزوين به بهانه ي تامين پايتخت مي آمدند، به طرف قم رهسپار شدند.(۳)
دوران نيابت ناصر الملك - كه با دسيسه چيني فرمانفرما و عين الدوله براي دور نگاه داشتن سردار اسعد از نیابت سلطنت، به اين مقام رسیده بود - اوج اختناق و دست اندازي روس و انگليس در ايران بود. در همین حال، دشمني ناصرالملک با دمكرات ها زبان زد بود. در دوره ي وي، بسياري از جرايد توقيف شدند. فشار بر دمکرات ها به اوج خود رسید.
در سال ۱۳۳۲ هـ . ق احمد شاه تاجگذاري كرد و ناصرالملك از ايران به انگليس گريخت. پس از آن، انتخابات برگذار شد. تشكيل مجلس سوم جان تازه اي به مشروطه داد و جرايد توقيف شده دوباره منتشر شد. بنا به گفته ي بهار، بجز دو روزنامه ي «رعد» و «عصر جديد»، باقي جرايد طرفدار متحدين بودند.(۴)
در چنين وضعيتي، ايل بختياري و رهبران سياسي آن، به استثناي يكي دو نفر (سردار ظفر و شايد سردار محتشم) به همراه دمكرات ها و بسياري از نيروهاي ديگر به اردوگاه متحدين پيوستند. در واقع جو غالب در این دوران بیزاری از انگلیس و روس و جانب داری از آلمان بود.
حال بايد ديد علت اين موضع گيري سياسي چه بود. ساده انديشي است اگر تصور شود «امير مفخم» و «سردار معظم» و برادرانش و دیگر سران بختیاری به خاطر كمك مالی مختصری - كه مي گويند آلمان ها به خوانین بختیاری نموده اند - تن به چنين خطري بدهند. مهم ترین دلیل جانب داری ایرانیان و به تبع آن، ایل بختیاری، از آلمان در جنگ جهانی اول رفتار استعماری روس و انگلیس و دخالت این دو کشور در امور ایران بود که کشور را بر اساس قرارداد ۱۹۰۷ بین خود تقسیم کرده بودند و امتیازات بسیاری از وابستگان خود که در قدرت بودند، به دست آوردند.
از طرف دیگر، فرستادگان آلمان پیام دوستی و وعده ی آزادی برای مردم ایران می آوردند و آن ها را تشویق به مبارزه برای به دست آوردن رهایی کشور خود از زیر یوغ استعمار این دو کشور می کردند. فرستادگان آلمان در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نمی کردند و با افراد مختلف و سران عشایر و احزاب در این مورد گفتگو می کردند.
معروف ترین این فرستادگان، «واسموس» است که خستگی ناپذیر در این راه تلاش می کرد. «سردار جنگ» به وی کمک کرد که از بختیاری به فارس برود.(۵)
واسموس در این میان، با چند تن از خوانین بختیاری از جمله سردار بی بی مریم، ابراهیم خان ضرغام السلطنه و فتحعلی خان سردار معظم دیدار و گفتگو نمود و از ایشان خواست علیه روس و انگلیس قیام کنند.(۶)
در این میان، سردار معظم علناً علیه انگلیس و روس قیام کرد و خود و برادرانش یدالله خان و عزت الله خان در جنگ، به همراه مهاجرین، شرکت نمودند.
تفاوت اساسی جنگ اول جهانی با جنگ دوم در «تفکر فاشیستی» است. کسانی که در جریان جنگ جهانی دوم، در کشور های ستم دیده به مخالفت با متفقین بر خاستند، متهم به داشتن تمایلات فاشیستی شدند؛ در حالی که در جنگ اول چنین اتهامی وجود نداشت. به همین دلیل کسی نمی تواند بختیاری ها و دمکرات ها و عموم مردم ایران - به جز وابستگان روس وانگلیس - را که علیه روس و انگلیس صف آرایی کرده بودند، به خیانتی متهم کند.
سران بختیاری از جمله امیرمفخم در پس این مخالفت ها و جدال بختیاری ها علیه دو دولت استعمار گر، قرار داشتند زیرا چندان عقلانی نیست که فکر کنیم سردار معظم و برادرانش بدون هم فکری با او دست به قیام علیه این دو دولت بزنند.
به نوشته ی کحال زاده، روز چهار شنبه ۷ اپریل، آقای امیرمفخم بختیاری در سرپل نزدیک قصر شیرین از دو وزیر مختار آلمان و اتریش پذیرایی کرد.(۷) متأسفانه درباره ی مذاکرات امیر مفخم با دو وزیرمختار سندی وجود ندارد و از چند و چون آن بی خبریم. رشته ی اصلی مذاکرات باید درباره بسیج نیرو علیه متفقین باشد. زیرا چندی پس از این ماجرا، سواران بختیار در سه جبهه با نیروهای روس و انگلیس درگیر شدند.
بخصوص سردار معظم، در سال ۱۹۱۶ پس از آن که انگلیس در جبهه ی بین النهرین متحمل شکست سنگینی شد، در اصفهان و اطراف آن آن چنان انگلیسیها را تحت فشار گذاشت که انگلیس ها و روس ها به اتباع خود دستور دادند که منطقه را تر ک کنند.
و از طرف دیگر کوشش هایی برای مختل کردن تاسیسات شرکت نفت در نزدیکی مسجدسلیمان رخ داد.
بختیاری ها در ابتدا، در میدان جنگ، پیروزی هایی به دست آوردند. این پیروزی ها ادامه داشت تا این که نیروهای کمکی روس و همچنین نیروهای فرمانده ی انگلیسی «سایکس» از کرمان به منطقه وارد شدند. به این ترتیب وضعیت به حالت عادی باز گشت.(۸)
از طرف دیگر نیروهای بختیاری به فرماندهی یدالله خان پسر دیگر امیر مفخم، در نزدیک همدان با نیروهای روس درگیر شدند که منجر به عقب نشینی بختیاری ها شد.
در خوزستان نیز درگیری با سربازان انگلیسی رخ داد که منجر به کشته و اسیر شدن تعدادی از بختیاری ها شدکه معروف ترین اسیران «سالار مسعود» و «بهادر سلطنه» بودند که یک سال در اسارت انگلیس ها باقی ماندند.(۶)
پس از این درگیری، بختیاری ها به کناره های رود دز عقب نشستند و در آن جا با حمله ی بعضی از طوایف عرب و لر مواجه شدند.
پس از این ماجرا، «ابول قاسم خان» پسر «ضرغام السلطنه» و عزت الله خان پسر امیرمفخم به همراه تعدادی از سواران بختیاری با اسب به رودخانه زدند که منجر به غرق شدن چند نفر از همراهان ایشان شد. این دو سردار، در دزفول و به کمک «خانم مستوفی» از گرسنگی و مرگ نجات یافتند و راهی بختیاری شدند.
مهمترین دل مشغولی انگلیس در این میان، حفاظت از چاه های نفت بود و دور نگاه داشتن شورشیان از دست اندازی به آن ها. که این مهم را به کمک سردار ظفر و بعضی دیگر از طرف داران خود در سال ۱۹۱۵ محقق ساخته و موفق به این کار شده بود.(۹)
نکته قابل توجه در این میان، «در یک جبهه قرار گرفتن دمکرات ها و بختیاری ها و بعضی از اعتدالی ها» است. زیرا برخلاف دمکرات ها، اعتدالیون هوادار اشراف بودند اما حزب دمکرات مرامنامه ای ضد فئودالی داشت و به شدت با نفوذ فئودال ها مخالف بود. اما حزب اعتدالیون نیز در این واقعه، در کنار خان های جوان بختیاری علیه روس و انگلیس قرار گرفت.
سرانجام با پیروزی متفقین، همه امیدها بر باد رفت و حتی برخی گروهای قومی که به امید رهایی، در کنار متفقین، می جنگیدند، از چنگ استعمار آلمان و استبداد عثمانی بیرون آمدند و گرفتار دوزخ استعمار انگلیس شدند.

۱- گزيده ي آثار، ص ۴۲۳ ، ترجمه ي حین مرتضوی
۲ – بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسي، ص ۲۲۷
۳- همان، ص ۱۴
۴- همان، ص ۱۵
۵- ایل بختیاری، چارلز الکساندر گالت، ص ۲۲ و ۲۳ ، ترجمه ی کاوه بیات
۶- دیده ها و شنیده ها، کحال زاده، ص ۳۴۸
۷- همان، ص ۱۶۴
۸- ایل بختیاری، گالت، ص ۲۳
۹- همان، ص ۲۳
کد مطلب: 5016
Share/Save/Bookmark
جاده ایذه دهدز اصفهان یک جاده ملی است
جاده ایذه دهدز اصفهان یک جاده ملی است

[1389-06-14 17:01] حل مشکلات این مسیر نیاز به عزم ملی مسئولان محترم و بخصوص وزارت راه دارد و نمایندگان این چند استان در ...