فراخوان نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن ؛ ۲۱
سردار مریم بختیاری؛ فروغ میهن دوستی و بیگانه ستیزی ایرانیان
يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۲۸
عکس: محمدحسین امیربختیار
عکس: محمدحسین امیربختیار
 
ایبنانیوز / سرویس زنان / یادداشت / محمدحسین امیربختیار *

بی بی مریم دختر حسینقلی خان ایلخانی مقتدر ترین ایلخان بختیاری و بی بی فاطمه در سال ۱۲۹۰ هـ .ق (۱۲۵۳ هـ .ش) در منطقه بختیاری به دنیا آمد. پدرش حسینقلی خان مردی دانا و زیرک بود. وی توان سازمان دهی بالایی داشت. ایلخانی علاوه بر آگاهی های سیاسی مردی با اراده و لایق بود. با نظمی ستایش انگیز ایل بختیاری را اداره می کرد. وی با زیرکی رابطه ی خود و ایل بختیاری را با مستبدین قاجار سامان داده بود. به گونه ای که از هرگونه تنش دوری می کرد. و از طرف دیگر توانست با برخی کشورهای اروپایی قراردادهای تجاری و داد و ستد منعقد کند(۱).

سردار مریم نخستن آموزه های خود را از پدر آموخت. اگرچه در سال ۱۲۹۹ هـ .ق که پدرش به قتل رسید، او بیش از نه سال نداشت، اما تأثیر پدر در او آشکار است. وی درباره پدرش و سفر بی بازگشت او به اصفهان چنین می نویسد: «ایلخانی، پدرم در سال هزار و دویست و نود و نه، از خوزستان آمد، خانه ایشان در ناغان که یکی از دهات پشت کوه می باشد، بود. به مقر حکومتی که چغاخور بود، نرفت. چونکه هوای چغاخور خیلی سرد می باشد، نمی شود زود به آنجا رفت. ایلخانی از خوزستان آمد که چند روزی در خانه خود باشد، بعد برود اصفهان پیش ظل السلطان. از طهران هم خواسته بودند. وقتی که آمد ناغان برادرهای ایشان حاجی امام قلی خان ایل بیگی و رضاقلی خان خدمت ایشان بودند. تمام پسرهای ایشان هم بودند. برادر ایشان که رضاقلی خان باشد، به پدرم ایلخانی عرض نمود که من الان در تهران بودم، آنچه تصور نمودم دولت با شما عداوتی که باعث ترس می باشد دارد. از شما می ترسد، خیال در حق شما دارد، خوب است اصفهان تشریف نبرید. پدرم ایلخانی در جواب فرمودند که هرچه مقدر است همان می شود، از قضا و قدر نمی شود گریخت، من که فلان به دولت ایران نکردم، چرا با من بد می باشند؟ و چونکه از دست فامیل قدری ملول بود و از آن گله و شکایت که داشت، می دانست که روزگار با او نامساعد شده است(۲)». ایلخانی در سال ۱۲۹۹ هـ .ق در اصفهان به قتل رسید.

وضعیت زنان
در روزگاری که سردار مریم کودکی خود را می گذاراند، وضعیت اجتماعی به گونه ای بود که زنان از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم بودند. ازدواج اجباری، محرومیت از حق ارث، آزار جسمی، نداشتن حق انتخاب (در اینجا منظور مسائل شخصی است)، عدم برخورداری از آموزش، عادی ترین دست آوردهای جامعه مردسالار ایران برای زنان بود. به ندرت زنانی پیدا می شدند که این توان را داشته باشند که حتی درباره مسائل شخصی خود تصمیم بگیرند؛ چه رسد به مسائل اجتماعی.

اگرچه اندیشیدن به اصلاحات اجتماعی از دوره ناصری آغاز شد ولی در اوج نوشته های عصر روشنگری - که در واقع پیامد آن، انقلاب مشروطه بود - هم به ندرت اشاره ای به حقوق زنان شده است. زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دادند، مجبور بودند تابع شرایط غیر انسانی باشند که احوال ایشان را رقم می زد. حتی پس از پیروزی انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی نیز چندان تفاوتی در احوال ایشان پدید نیامد. جمعیت نسوان همچنان از حقوق خویش محروم بودند.

بدین خاطر است که دختر ایلخانی یعنی یکی از چند مرد قدرتمند ایران، بر خلاف میل و اراده اش مجبور به ازدواج با مردی چهل ساله می شود که چند زن و بچه دارد. بدین گونه سردار مریم مجبور به ازدواج با علی قلی خان از طایفه ی محمودصالح چهارلنگ بختیاری شد. چهار سال پس از این ازدواج، خان به ظاهر به توطئه برادرش مسموم می شود و به قتل می رسد. بی بی مریم پس از مرگ شوهر به همراه دو فرزندش علیمردان خان و محمد علی خان نزد برادرانش باز می گردد.

آن چه مسلم است او به شدت از شرایط حاکم بر زندگیش آسیب دید. اما نکته ی اساسی در این جاست که این آسیب ها نه تنها به ویرانی شخصیت او نینجامید، بلکه فولاد آب دیده شد.

ویژگی های شخصیتی بی بی مریم
با بررسی دورانی که بی بی مریم در آن می زیسته و به یاد آوردن آن چه بر جمعیت زنان می گذشته است و امکاناتی که ایشان جهت پرورش شخصیت خویش داشته اند – امکاناتی که تقریباً به هیچ نزدیک بوده است - شخصیت وی بسیار تأمل برانگیز است. او پیش از این که آموزش ببیند، تجربه اندوخته است. و درباره آن تجربه هایی که از زندگی خویش اندوخته، فکر کرده است؛ نخست درباره خویش و سپس درباره ی دیگران.

آن چه در خاطراتش جالب است به هدف رساندن این تفکر درباره زندگی خویش و دیگران است. او ناگهان سر از جایی در می آورد که پیش گامان اندیشه هایی که منجر به انقلاب مشروطه شد، سر در آوردند.

بدین گونه است که او درباره کل ساختاری که بر کشور حاکم است، تردید می کند. به یک نمونه تلگراف از سردار مریم به همسرش دقت کنید: «حضور مبارک حضرت سردار ارشد. تلگرافات زیارت شد. در باب حکومت کاشان اولاً تبریک میگویم. ثانیاً حکومت کاشان بلکه حکومت تمام عالم در این مورد حق حضرت اشرف نیست، حق حضرت اشرف امروزه خدمت بدولت و وطن عزیز خود میباشد. الحمدلله محتاج بحکومت نیستید. مال و دولت را باید در راه دولت و ملت و وطن عزیز صرف کنید. مخلفه بنده را هم که دارم حق حضرت اشرف است، در راه وطن عزیز خود مصروف سازید. ان شاء الله هر وقت این خانواده جلیله [بختیاری] تمام دشمن وطن عزیز را بکلی قلع و قمع فرمودند، آنوقت مقام حضرت اشرف حکومت های خیلی بزرگ میباشد. بعقل ناقص بنده گوش کنید. حکومت قبول نکنید. شب و روز آسوده نشین جان خود را در کف دست گرفته، در راه آب و خاک وطن عزیز خود نثار کنید. زیاده جسارت است. محمد تقیخان هم امروز بیست و هفتم جهت قم حرکت کرده، تلگرافات را زیارت نکرد. علیمردان خان هم قم هستند. تلگراف حرکت از طهران حضرت اشرف بطور حتم رسید، میرزا ابوالقاسم خان را حرکت میدهم. محمد خان آقا ملا را بگوئید بخانه شماها پول و گندم دادم، آسوده باشید(۳)».

این نشانه هوشیاری و دانایی زنی است که با گذشتن از تجربه های شخصی خود، به درکی عمیق و واقع گرایانه از محیط اطراف خود و سپس از وضعیت کشور می رسد. و دلایل ناهنجاری های اجتماعی را درمی یابد. و به این نقطه می رسد که تا زمانی که این وضعیت بر کشور حاکم است، تغییری رخ نخواهد داد و برای زنان که هیچ، برای مردان هم حقوق اجتماعی تصور نمی شود کرد.

انقلاب مشروطه
انقلاب مشروطه پیامد پیشآمدهایی بود که پس از شکست ایران در زمان خاقان بر سر کشورمان آمد. به ظاهر توپخانه ی تزار همچنان که سپاه ایران را در هم می کوفت، تلنگری اساسی نیز به مغز عباس میرزا زد. او را به فکر فرو برد. اما مرگ مهلتش نداد.

از آن پس، نواندیشان ایرانی افتان و خیزان در پی اصلاح امور برآمدند. آشنایی ایرانیان با مفاهیمی از قبیل حکومت مشروطه، قانون، مجلس، حق انتخاب، تاسیس عدالت خانه، اصلاحات اقتصادی و سیاسی، و سرانجام آزادی در برابر استبداد، از طریق دست نوشته ها و نشریات و ترجمه های پیشگامان فکری انقلاب مشروطه میسر شد.

اما در تمام این نوشته ها به ندرت چیزی درباره حقوق زنان دیده می شود. در واقع زنان در انقلاب مشروطه، نقش جانبی داشتند. تعداد انگشت شماری از زنان را می توان نام برد که به شکل جدی در انقلاب مشروطه نقش داشته اند. یکی از این زنان بی بی مریم است. زیرا او ناهنجاری های اجتماعی را ناشی از ساختار استبدادی حکومت می دانست. توجه او در خاطراتش به مسائل زنان، جهل و ناآگاهی مردم نسبت به آنچه باید داشته باشند و ندارند، همه و همه در نوع خود نسبت به زمانی که نوشته شده اند، نشان از دانش و تفکر برتر این زن دارد.

اگر به اغراق ها درباره ی تحصیل کرده بودن او توجه نکنیم، به جد می توان گفت که او از طریق تجربه های شخصی خود به آگاهی اجتماعی دست یافت است. البته نمی توان مطالعه کتاب هایی در این زمینه را منکر شد؛ از جمله سفرنامه ی ابراهیم بیک که در آن دوره در میان مردم شهرت داشته است.

در بستر چنین شرایطی که ناهنجاری های اجتماعی از جمله وطن فروشی، دست اندازی بیگانگان بر کشور و کوشش مدام ایشان در پایمال کردن حقوق ملت ایران با همکاری دولت مردان فاسد موجب ظلم، ویرانی اقتصاد، گسترش فقر و بی عدالتی در کشور شده بود، انقلاب مشروطه شعله ور شد.

بی بی مریم با شروع انقلاب مشروطه، به صف انقلاب پیوست و با زیرکی تمام از نفوذ خانواده ی خود در اثرگذاری بر مردم سود برد و به زودی به صورت شخصیتی تاثیرگذار درآمد؛ تا جایی که نه تنها مشوق برادران و عموزادگان خود در پیوستن به انقلاب مشروطه شد و پیوسته با پیام ها و تلگراف های خود ایشان را به خدمت به ملت و میهن و دشمنی با بیگانگان دعوت کرد، بلکه خود تفنگ به دست گرفت و عملاً در نبردهای تهران و اصفهان شرکت کرد که در این باره بسیار نوشته اند و نیاز به تکرار نیست.

جنگ جهانی اول
در دوم ماه آوریل ۱۹۰۷ میلادی حدود نفوذ دولت های روس و انگلیس در ایران معین گردید و روس ها رضایت دادند ایالت سیستان – و در واقع تمام نواحی مرز افغانستان و ایران و هم چنین مرز ایران و هندوستان – جزو منطقه نفوذ دولت انگلیس قرار گیرد و دولت انگلستان در مقابل «مجبور شد» تمام منطقه ی شمال به علاوه تهران و راه تجارتی خانقین به قزوین و همچنین شهرهای اصفهان و یزد و همه را به روس ها واگذارد(۴).

آنچه در بالا آمد، نمونه ای از بی شرمی و تجاوزکاری دولت های روس و انگلیس است. در واقع روباه پیر برای دور نگه داشتن ارتش روسیه از مرزهای هند، با نشان دادن چراغ سبز به روسیه درباره ی تسلط بر داردانل روس ها را به این قرارداد کشاند که با انقلاب ترک های جوان این طمع روس ها نقش بر آب شد.

با قرارداد ۱۹۰۷ این دو دولت در همه ی امور ایران دخالت می کردند و به کمک مشتی سیاست باز ایرانی وطن فروش، اهداف خود را پیش می بردند.

درسال ۱۹۰۸ جهان با دگرگونی دیگری روبر شد. تر ک های جوان پادشاهی عثمانی را نابود کردند. در پی این پیش آمد، کشورهای بالکان از زیر یوغ عثمانی رها شدند و تحولی نیز در کشورهای عربی آغاز شد(۵).

بدین گونه رقابت بر سر تسلط بر کشورهای رها شده و به دست آوردن بازار گسترده خاورمیانه و آفریقا، آرام آرم زمینه های جنگ جهانی را فراهم کرد.

شروع جنگ جهانی مصادف بود با تاج گذاری احمد شاه و انتخابات مجلس که به دوره نایب السطنه ای ناصرالملک پایان داد. وی وابسته بی رودربایستی روس ها بود. به همین خاطر دمکرات ها را که به شدت با سیاست روس در ایران مخالف بودند، سرکوب کرد.(۶)

سردار اسعد به واسطه نزدیکی با مستوفی الممالک که نخست وزیر بود، با دمکراهات ها همکاری می کرد(۷) اما به مراجعات دولت های مختلف درباره ی جهت گیری در جنگ پاسخی نداد. این در حالی بود که وی به شدت بیمار بود.

ایران در دوره ی جنگ جهانی اول دوران مصیبت باری را پشت سر می گذاشت. دولت های غارتگر بر سر تقسیم منابع جهان به جان هم افتاده بودند. در این میان تجاوز و تعدی انگلیس ها و روس ها به کشورمان از حد گذشت. همین دخالت ها باعث سقوط پی در پی دولت ها شد. برکناری کابینه ی صمصام السلطنه با دخالت روس ها، در بختیاری نفرت نسبت به آن ها را بیشتر کرد. به طور کلی در سراسر ایران مردم از ستم و بی شرمی این دو دولت به جان آمدند. علاوه بر احزاب سیاسی و رجال ایران دوست، مردم عادی نیز به شکل بی سابقه ای از این دو دولت متنفر شدند.

پس از مهاجرت ملیون از تهران و تشکیل دولت ملی، در بختیاری نیز توافقی بین امیرمفخم، سردار مریم و ضرغام السلطنه به وجود آمد. در واقع نیروهای بختیاری به ملیون پیوستند. یدالله خان پسر امیرمفخم یکی از فرماندهان این نیروها در غرب کشور شد.

از طرف دیگر فرستادگان آلمان از طریق ترکیه به ایران آمدند. واسموس با سران بختیاری از جمله سردار مریم و دیگران دیدار کرد. که پس از این دیدار بی بی مریم و ضرغام السطنه و سردار معظم آماده ی قیام علیه اشغالگران روس و انگلیس شدند و اندکی بعد درگیری ها آغاز شد که به تفصیل در کتاب های تاریخی ذکر آن آمده است.

پایگاه های مقاومت بختیاری ها در منطقه بختیاری عبارت بود از «سوروش جان» خانه ی سردار مریم، «فرادنبه» ضرغام السلطنه و «دزک» امیرمفخم و پسرانش که هر کدام خود بررسی جداگانه ای را می طلبد.

آنچه در این جا مایلم به آن بپردازم، میهن دوستی و بیگانه ستیزی سردار مریم است. او نیز مانند سایر مردم ایران از بی توجهی روس و انگلیس به بی طرفی دولت ایران و اشغال کشور و تقسیم ایران بین خود، به شدت خشمگین بود. در واقع حمایت او از آلمان ها و رهانیدن فرستادگان ایشان از دست نیروهای روس و انگلیس و دخالت مستقیم او در جنگ، پاسخی بود به دست اندازی و اشغال کشوری که دولتش اعلام بی طرفی کرده بود. نتیجه ی این تجاوزات آشکار، برانگیختن افکارعمومی بر ضد این دو دولت بود. اگرچه متفقین در نهایت پیروز شدند اما این درگیری ها باعث تغییر نگرش کشورهای استعمارگر و تحولات بعدی در منطقه شد.

پی نوشت ها:
۱- گارثویت، جان راف، تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری، ترجمه مهراب امیری، تهران، نشر سهند، چاپ اول، ۱۳۷۳، ص
۲- بختیاری، مریم، خاطرات سردار مریم، انتشارات آنزان، چاپ اول، سال ۱۳۸۲، ص
۳- روزنامه مجلس، شماره ۳۰، مورخ ۱۷ مهر ۱۲۹۰هـ .ش، تلگراف بی بی مریم بختیاری به همسرش فتح الله خان ضیغم السلطنه
۴- محمود، محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس، انتشارات اقبال، ج ۷، ص ۳۹۸
۵- محمود، همان، ج ۷، ص ۴۳۰
۶- بهار، تاریخ احزاب سیاسی، ص ۷
۷- بهار، همان، ص ۱۰

* شاعر، نمایشنامه نویس و پژوهشگر بختیاری

مطلب مرتبط: 
- حضور بی بی مریم در مبارزات بختیاریها در جنگ جهانی اول / محمدحسین امیربختیار
- فراخوان غیردولتی برای نکوداشت سردار مریم بختیاری به مناسبت روز زن
کد مطلب: 8267
Share/Save/Bookmark