۸
برخوردهای امنیتی و مرگهای مشکوک نخبگان بختیاری در اواخر دوره پهلوی
شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۵۶
برخوردهای امنیتی و مرگهای مشکوک نخبگان بختیاری در اواخر دوره پهلوی
 
آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / یادداشت /  سامان فرجی بیرگانی

یکی از مهمترین پرونده های دهه چهل خورشیدی سازمان ساواک، مقابله با نفوذ تیمور بختیار بود. در ابتدای دهه چهل خورشیدی سپهبد تیمور بختیار در پی اختلافاتی با شاه از ریاست ساواک برکنار و از کشور خارج شد. وی پس از خروج از کشور تلاشهای زیادی برای سرنگونی شاه و یارگیری از داخل کشور کرد. «تیمور» به قصد ضربه زدن به شاه در عراق مقر فرماندهی احداث کرد و رادیویی در اختیار گرفت و تلاش کرد تا با استفاده از ارتباطات و نفوذ خود مخالفان شاه را گردهم آورد.

تیمور بختیار سرانجام در ۱۳۴۹ در استان دیاله عراق به هنگام شکار ترور شد. اما سلسله اقدامات تیمور بختیار موجب برخورد حکومت با تعداد زیادی از جریانهای مختلف فکری و سیاسی سراسر کشور بخصوص مناطق غرب ایران شد، بسیاری از جریانهای فکری و اجتماعی و حتا مردم عادی استانهای غربی کشور به خصوص در خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان و لرستان بدون آنکه رابطه ی محرزی با پرونده تیمور بختیار داشته باشند سرکوب شدند. این سرکوبها پس از آن صورت گرفت که در رابطه با پرونده تیمور، حکومت پهلوی متوجه ظرفیتهای اقتصادی – اجتماعی و شغلی افرادی شده بود که پایگاه های اجتماعی و جایگاه های شغلی را داشتند که ممکن بود در آینده بستر اعتراضاتی بر علیه آنها گردد.

همزمان، ساواک در بررسی پرونده تیمور برخی جریانات مخالف خود را از طیفهای مختلف چپ، مذهبی و قومی در میان مردم غرب کشور کشف کرده بود، لذا به دلیل بیم از ایجاد بسترهای فکری در ظرفیتهای اقتصادی - اداری و شغلی مردم بختیاری بخصوص در صنایع نفت و همراه نشدن آنها با مخالفتهای بعدی دست به قلع و قمع این جریانات و افراد زد.

در یک دوره ۶ ساله همزمان با عزل و برکناری شهروندان بختیاری از سمتهای شغلی چندین مرگ مشکوک در میان سران بختیاری اتفاق افتاد، اموال برخی ها مصادره شد و عده ای تحت نظر شدید قرار گرفتند. مجموعه این اقدامات وحشت فراوانی را ایجاد کرد و موجب جلای وطن تعداد زیادی از نخبگان شد.

در ذیل نمونه ای از پرونده سازی های ساواک بر علیه مردم بختیاری ذکر می گردد:

۱- گزارش مورخ ۱۳۴۵/۰۴/۲۷ ساواک، از: ۳۰۴، درباره: بهرام [سپهبد بختیار] محترما با استحضار میرساند: در گزارش خبری که در تاریخ [۱۳۴۵/۰۴/۲۷] تهیه و تقدیم گردید چون مطالبی در مورد توصیه بهرام به خسرو هدایت (قائم مقام شرکت ملی نفت ایران) جهت استخدام یکی از بستگانش بنام امیر حشمت بختیاری برادر رضا قلی ایلبگی (نوه عمومی بهرام) ساکن کویت در شرکت نفت مشاهده شده بود، مقام محترم تیمسار مدیریت کل ذیل گزارش خبری مزبور چنین پی نوشت فرمودند: اگر بتوانید در مورد میزان نفوذ بهرام در شرکت نفت و اقداماتی که چه بوسیله بستگان او و چه بوسیله خودش که سفارش می نماید تهیه نمائید مفید خواهد بود.

در اجرای اوامر صادره در تاریخ [۱۳۴۵/۰۵/۰۵] صورت اسامی و شغل فعلی اشخاصی که با سوژه فامیل و یا بنحوی از انحاء دوست بوده و یا رابطه دارند و در حال حاضر در شرکت نفت ایران (جنوب) مشغول کار می باشند و از ساواک خوزستان خواسته شد. ساواک مزبور مراتب خواسته شده را بشرح زیر اعلام نموده است:
۱- در تاریخ [۱۳۴۵/۰۸/۲۹] نتیجه تحقیقات ساواک مسجد سلیمان را ضمن ارسال صورت اسامی مربوطه که ذیلا از عرض میگذرد ارسال داشته. ۱- فرهاد سرداریان پیمانکار شرکت ملی نفت مسجد سلیمان از خوانین و خویشاوندان بهرام. ۲- رضا قلی ایلبگی پیمانکار شرکت ملی نفت مسجد سلیمان از خوانین و خویشاوندان بهرام. ۳- امیر حشمت ایلبگی کارمند سابق شرکت نفت که با اخذ توصیه از بهرام برای شیخ کویت در آنجا پیمانکاری دارد. و از خویشاوندان سوژه می باشد. ۴- ستار دانشور پیمانکار شرکت نفت مسجد سلیمان. ۵- حسین طهماسبی راکی پیمانکار شرکت نفت مسجد سلیمان و کدخدای راکی. ۶- آقا رستم محمدی پیمانکار شرکت نفت مسجدسلیمان و کلانتر ایل زراسوند. ۷- محمد پرویزی کدخدای ایل بابادی و با بهرام نسبت دارد. ۸- البرز پناهی پیمانکار شرکت نفت و کارمند اداره آبادانی و عشایری. ۹- حاجی اسدالله کریمی پیمانکار شرکت نفت در مسجد سلیمان. ۱۰- ستار کریمی پیمانکار شرکت نفت در مسجد سلیمان ۱۱- عوض شفیعیانی پیمانکار شرکت نفت در مسجد سلیمان و کدخدای باورصاد. ۱۳- آقا ابراهیم شهبازی ساکن چهارمحال بختیاری از ریش سفیدان طایفه کورکور ایل زراسوند. ۱۴- علی کریمی پیمانکار شرکت نفت مسجد سلیمان و ساکن بطوند مسجد سلیمان. ۱۵- جعفر قلی رستمی کدخدای ایل بابادی. ۱۶- محمدرضا درگاهی پیمانکار شرکت نفت و نماینده امورات ملی و ساختمانی بهرام در ایذه. ۱۷- محمود فرشیدی مغازه‌دار در مسجد سلیمان. ۱۸- امیر محمدی کارمند شرکت نفت قسمت بیسیم نفتک فرزند آقا رستم محمدی. ۱۹- مرید محمدی فرزند آقا رستم کلانتری زراسوند. و شوهر عمه بهرام. ۲۰- مرید قربانی پیمانکار شرکت نفت مسجد سلیمان در بطوند. ۲۱- اسفندیار شمی‌پور کارمند سابق شرکت سابق نفت و کدخدای خواجه‌آباد. ۲۲ - شهابی کارمند گاراژ شرکتهای عامل در مسجد سلیمان و از خوانین عکاشه. ۲۳- عباسقلی پاینده بختیاری (منجزی سابق) کارمند امور مسافرت شرکت ملی نفت مسجد سلیمان و مامور ویژه سابق ساواک. ۲۴- حسین فرهادی سرکارگر شرکت نفت مسجد سلیمان قسمت ورکشاب * و از مریدان بهرام ۲۵- احمد فروتن کارمند شرکتهای عامل نفت مسجد سلیمان و عضو سابق حزب ایران در مسجد سلیمان. ۲۶- حاجت مراد کریمی کارمند اداره خواربار شرکت ملی در مسجدسلیمان. ۲۷- سیاوش سلطانپور رئیس اداره روابط شرکت ملی نفت در اهواز. ۲۸- اسفندیاری اصلانی کارمند شرکتهای عامل نفت در اهواز و پسر محمود خان چهارلنگ. ۲۹- هوشنگ عالی‌پور بختیاری کارمند بازنشسته شرکت نفت در اهواز و ساکن کوی زیتون اهواز. ۳۰- قپان احمدی کارمند اداره حمل و نقل شرکت نفت در اهواز و ساکن کوی زیتون اهواز. ۳۱- احمد کیانی کارگر شرکت نفت در آغاجاری و نماینده کارگران. ۳۲ - سردار رضائی کارمند گاراژ شرکتهای عامل نفت در آغاجاری. ۳۳ - طهماس طهماسبی کارمند شرکت ملی در بندر ماهشهر. ۳۴ - عباس سلطانی کارمند شرکت ملی نفت در بندر ماهشهر. ۳۵- محمدی نماینده کارگران در ماهشهر. ۳۶- افراسیاب خان بختیار رئیس امور اداری شرکت در آبادان. ۳۸- داراب بختیار کارمند شرکت ملی نفت در تهران.

۲- در تاریخ [۱۳۴۵/۱۱/۰۵] نتیجه تحقیقات ساواک خارک را به انظمام صورت اسامی مربوطه که بشرح زیر می باشد ارسال داشته: ۱- اقبال ارشد رئیس روابط و نگهبانی شرکت ملی نفت ناحیه خارک. ۲- خسرو قیصری متصدی دفتر شرکت ملی نفت ناحیه خارک. ۳- عبدالمجید کریمی کارمند اداره مستغلات شرکت ملی نفت ناحیه خارک. ۴- عزت‌الله مومن زاده سرنگهبان شرکت ملی نفت ناحیه خارک. ۵- خانلر اعتدالی کارمند اداره مستغلات ناحیه خارک (این شخص از عوامل قهرمان بختیار بوده و گفته میشود که افراد بختیاری را با هواپیمای شرکت ملی نفت ایران به خارک وارد و در این منطقه بکار می گمارد. توضیح: افراد فوق‌الذکر زیر نظر و تحت تاثیر عملیات قهرمان بختیار (رئیس شرکت ملی نفت ناحیه خارک پسر عموی پرویز) می باشند و به علاوه نامبرده مستقیما در مورد انتقال افراد بختیاری به خارک و نامبرده مستقیما در مورد انتقال افراد بختیاری به خارک اعمال نفوذ کرده و حتی عده‌أی از این قبیل اشخاص را بوسیله عوامل مربوطه در پیمانکاری به کار گمارده است.

۳- در تاریخ [۱۳۴۵/۱۱/۱۵] نتیجه تحقیقات ساواک اهواز را ضمن ارسال صورت اسامی مربوطه که بشرح زیر است ارسال داشته: ۱ علی مدد ولی پور کارمند کارگزینی اکتشاف. ۲- سیاوش سلطان‌پور رئیس حراست. توضیح: دو نفر فوق‌الذکر نسبت سببی با بهرام دارند و هیچگونه رابطه و دوستی با سوژه ندارند و اصولا بدنبال دسته بندیهای مضره نمیباشند.

۴- در تاریخ [۱۳۴۶/۰۲/۰۴] نتیجه تحقیقات ساواک آغاجاری را ضمن ارسال صورت اسامی مربوطه که بشرح زیر است ارسال داشته. طهماسب طهماسبی پور فرزند منصور (از منسوبین بهرام) متصدی حراست شرکت نفت در بندر ماهشهر. نظریه: با عرض مراتب فوق و با توجه به نفوذی که بهرام در کلیه سازمانهای دولتی بالاخص شرکت نفت از طریق توصیه بمقامات مشروحه زیر جهت استخدام بستگان و دوستانش در شرکت نفت کسب نموده و بطوریکه از مفاد گزارش خبری شماره ۳۰۴/۶۴۷ - [۱۳۴۵/۰۴/۲۷] که با علامت مشخص می باشد استنباط می شود سوژه هنوز در صدد کسب نفوذ بیشتر از این طریق میباشد:
۱- دکتر منوچهر اقبال رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران. ۲- آقاخان بختیار عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت. ۴- قهرمان بختیار رئیس شرکت ملی نفت ناحیه خارک و شوهر خاله بهرام.
تهیه کننده - نوید [۱۳۴۶/۰۲/۳۱] رئیس بخش مستقل ۳۰۴ - برومند [۱۳۴۶/۰۲/۳۱] [۱۳۴۵/۰۴/۲۷]

در زمره ی مرگ های مشکوک سران بختیاری نیز که در این دوران اتفاق افتاد می توان به موارد ذیل اشاره کرد: (این فهرست چندان قطعی نیست و بر اساس بررسی میدانی تهیه شده و لذا ممکن است تعداد بیشتری از این موارد اتفاق افتاده باشد که ذکر آنها در این فهرست گنجانده نشده باشد):

۱- ترور یحیاخان بختیار بختیاری ها فرزند غلامحسین خان سردار محتشم در نزدیکی قلعه «دستنا» چهارمحال بختیاری توسط غفار غفاری فرمانده ژاندارمری منطقه دهکرد در ۱۳۴۶

۲- مرگ مشکوک منوچهر شفیانی فرزند «علی خان» نویسنده و روشنفکر بختیاری سردبیر مجله فرهنگی خوشه در تهران ۱۳۴۶

۳- قتل جوادخان عجمی (برادر محراب خان عجمی) بر اثر اصابت گلوله فرد ناشناس در هنگام شکار در بیشه های شعیبیه شوشتر ۱۳۴۷*

۴- ترور مجیدخان بختیار بختیاریها نماینده ی مجلس و از رهبران منتفذ بختیاری در خوزستان ۱۳۴۸ از طریق دستکاری هواپیمای شخصی در دریای مازندران**

۵- دستگیری علیمراد امامی ناراضی سیاسی در ۱۳۴۸ پس از شش سال جنگ و گریز در کوه های بختیاری منطقه لالی و اعدام وی در سوسنگرد

۶- ترور داریا بختیار بختیاری ها فرزند مجیدخان بختیار در شهر واشنگتن با اصابت ده گلوله در ۱۳۵۴

۷- ترور سعیدخان بختیار بختیاری ها در اصفهان بر اثر سانحه شدید رانندگی هنگام عبور از عرض خیابان در ۱۳۵۴ توسط افراد ناشناس که منجر به صدمه شدید جسمی منتهی به مرگ ایشان در ۱۳۷۲شد***

همچنین ترورها و مرگهای مشکوکی نیز در سایر مناطق لرنشین مشاهده شد که نیازمند پژوهش بیشتر هستند. از ان جمله می توان به درگیری مسلحانه با دکتر هوشنگ خان امیر اعظمی بیرانوند از خاندان های بزرگان لرستان در کوه های خرم آباد در سال ۱۳۵۵ اشاره کرد.

شباهت بسیاری از این مرگ های مشکوک به یکدیگر، نزدیکی زمان وقوع آنها به یکدیگر و اینکه اهداف این مرگها همگی افراد منتفذ لر و بختیاری از جریانات فکری مختلف بودند، نشان دهنده ی یک اقدام سازمان یافته امنیتی بر علیه مردم لر بود.

متاسفانه این قسمت از تاریخ کشور به دلیل عدم تحقیقات مستقل ناگفته باقی مانده است و خلاء آن در جریانشناسی مبارزات فکری و انقلابی مردم منطقه بر علیه حکومت پهلوی همچنان احساس می شود.

علی رغم این خلاء مطالعاتی و تحقیقی تاثیر اجتماعی این برخوردهای حکومتی که موجب عدم توسعه انسانی، فرار مغزها و حذف نخبگان منطقه شده است، هنوز هم باقی است و اگر ما می خواهیم حق تاریخ این مرز و بوم را بخوبی اداء نماییم و روایتی دقیق از آنچه بر این مردم گذشته است را نمایش دهیم، ناگزیر از آنیم تا به واکاوی مجدد تاریخ مبادرت نماییم.

پی نوشت ها:
*خاندان عجمی از شعبه بزرگان ایل بهداروند بختیاری از خانواده های منتفذ بختیاری حکومت پهلوی بودند، که در نیمه اول قرن بیستم در دو مقطع حساس در صحنه سیاسی جنوب غرب کشور به عنوان معارضان حکومت پهلوی نقش آفرینی کرده بودند. نخستین بار در دوره ی رضاشاه توسط «مصطفی قلی خان عجمی» در همراهی با قیام ۱۳۰۸ علیمردان خان چهارلنگ و بار دیگر در ۱۳۲۲ دوران اشغال ایران توسط متفقین و واقعه قیام عمومی بختیاری ها به رهبری ابولقاسم خان برای آزادسازی چاه های نفت از تسلط انگلیس.
در این نبردها که همزمان با جنگ جهانی دوم و نیاز مبرم ماشین جنگی انگلیس به نفت ایران بود، نیروی هوایی انگلیس و سربازهای هندی در پشتیبانی از نیروهای پیاده دولت مرکزی ایران (دولت اشغال شده) دست به سرکوب بختیاری ها زدند. مهراب خان عجمی (برادر جوادخان) فرمانده جبهه میداوود در جریان جنگ «میداوود» کشته شد.

**در این حادثه ضارب با اسلحه کمری به سینه یحیاخان شلیک می کند، اما گلوله در میان دنده ها باقی مانده و مانع از صدمه فوری به بافتهای داخلی می گردد، لذا یحیا خان که توانسته بود ضارب خود را شناسایی کند وی را معرفی می نماید. یحیاخان برای مداوا به اروپا اعزام می شود و تحت مداوا قرار می گیرد اما ایشان بعد از یکسال بر اثر شدت جراحت فوت می کند، برادر ایشان مجیدخان بختیار بختیاریها که نماینده وقت مجلس بود در صحن مجلس به این ترور اعتراض شدیدی می کند و در نطق خود فهرستی از بزرگان بختیاری که تا آن روز در دوره پهلوی کشته شده بودند را نام می برد. چندی بعد خود مجیدخان بختیار بختیاری ها نیز قربانی دیگر این پرونده می شود و در دریای شمال با مرگ فجیعی جان می دهد. عوامل ساواک در دوران پس از انقلاب دستکاری در هواپیمای مجید بختیار را کار ساواک اعلام کردند اما تلاش نمودند تا آن را با رابطه اشرف (خواهرشاه) و پالانچیان مرتبط کنند.)
شایان ذکر است مجید بختیار از دوستان نزدیک مرحوم غلامرضا تختی قهرمان کشتی جهان بود که ایشان نیز در سال ۱۳۴۶ در یکی دیگر از مرگهای مشکوک دهه چهل از دنیا رفت و اظهارات و اقدامات مجید بختیار در مراسم سوگواری مرحوم غلامرضا تختی از جانب حکومت تحریک آمیز قلمداد شده بود. همچنین در کتاب خاطرات اسدالله علم نخست وزیر سابق و وزیر دربار پهلوی، در ذکر خاطره بازگشت از مراسم فاتحه مجید بختیار می نویسد: خوب شد که ایشان مرد. ایشان در ظاهر با اعلی حضرت اظهار دوستی می کند اما در باطن خیالات دیگر دارد.

*** سعیدخان، یحیاخان و مجیدخان بختیار فرزندان غلامحسین خان سردار محتشم (وزیر جنگ سابق و از رهبران مشروطه) از جناح حاج ایلخانی بختیاری بودند که از بدو کشف نفت بر سر حقوق مالکانه خود بر این منابع در مواجهه با حکومتهای قاجار و پهلوی و دولت انگلیس از خود سرسختی نشان می دادند. تیمور بختیار با این خانواده نسبت عموزادگی و دامادی داشت، از آنجا که خانواده سردار محتشم در خوزستان مالک مناطقی بود که معادن نفت در آن قرار داشت، فلذا نفوذ خانوادگی آنها در این صنایع از بدو کشف نفت وجود داشت.
این خاندان یکی از موسسان و سهامدارن عمده «شرکت نفت بختیاری» بودند که بعدها توسط رضاشاه ملغی اعلام شد و سهام آن به دولت ایران واگذار گردید. عموزاده دیگر آنها ابوالقاسم خان بختیار بود که بر سرمسئله نفت یک بار در ابتدای دهه بیست خورشیدی و اشغال ایران همزمان با نیروی دریایی انگلیس و دولت ایران جنگید و بار دیگر در انتهای این دهه با دولت مرکزی جنگید.

منبع اسناد: کتاب سه جلدی سپهبد تیمور بختیار به روایت اسناد ساواک
کد مطلب: 8519
Share/Save/Bookmark
علی مرادی
۱۳۹۵-۰۱-۰۱ ۱۰:۳۹:۱۵
با سلام درکل قابل توجه بود ایول ایبنا نیوز
مردانی نژاد
۱۳۹۴-۱۲-۰۲ ۱۲:۳۱:۰۱
درودبر مرد روشنگر جناب فرجی
در این چند سال که مطالب ومقاله های شما در سایت ها و مجالس مختلف پی گیری می کنم به تعصب و دغدغه های ایلی شما پی برده ام
به شما برادر فرهیخته افتخار می کنم
بدون نام
۱۳۹۴-۱۱-۲۸ ۲۲:۳۲:۵۴
دوستان گرامی با درود فراوان توجه شما را به نکاتی چند جلب مینمایم:
متاسفانه اطلاعاتی که داده شده است بعضا اشتباه است مثلا براساس کدام منبع مرحوم علیمراد امامی را مبارز برعلیه حکومت قلمدادکرده اید. ایشان بدلیل اختلاف خانوادگی اقدام به قتل پدرزن خود نموده و سپس به دلیل اینکه تحت تعقیب شهربانی قرارگرفت فرارکرد و سرانجام در آرپناه لالی با گزارش یک محلی دستگیرشده و چون در مسجدسلیمان زندان وجود نداشت و خطر فرار یا حمله نزدیکان وی وجود داشت به اهواز و سپس آبادان منتقل شد. و در کل اصلا موضوعی سیاسی نبود.
درخصوص سعید بختیار نیز همه آگاهان میدانند ایشان اصولا نقشی در ساختار طایفه نداشت که مرگش تاثیری بر روند بگذارد. ایشان بیشتر به کشاورزی و امور فنی علاقمند بوده و اصلا در مسایل اجتماعی نه علاقه داشته نه تاثیرگذاربود.
درخصوص مرگ زنده یاد مجید بختیار نیز بهتر بود به کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی - ارتشبدفردوست - مراجعه میکردید که در آنصورت متوجه مغایرت امر می شدید . در سند ارائه شده بال نیز که به گفته خود شما از کتاب ... استخراج گردیده اشتباهات فاحشی وجود دارد که اگر واقعا در کتاب مزبور اینگونه نوشته شده است یا سند سازی بوده است که بعد از انقلاب صورت گرفته یا یک مخبر ناشی برای رفع تکلیف نوشته است . همین موردی که دوستمان در بالا توضیح داده است مبین این تشکیک است .
بی نام
۱۳۹۴-۱۱-۲۸ ۱۱:۰۹:۵۱
سلام شما لیاقت اداره یک وبلاگ روستایی را هم ندارید چه رسد به اداره یک خبرگزاری. شما بهتر است مانند هم طایفه ای هایتان در پی سیگار فروشی باشید تا کار فرهنگی
اهوازی
۱۳۹۴-۱۱-۲۷ ۱۵:۳۷:۰۹
بند 5 یعنی اعدام علیمراد امامی چگونه مرگ مشکوک قلمداد شده است؟ ایشان بر ضد حکومت مرکزی دست به اسلحه برده و 6 سال مبارزه مسلحانه داشته است که طبق قوانین دیروز و امروز ایران و حتا کشورهای پیشرفته، محکوم به اعدام می شد.
برای دیگر همانطور که نویسنده گفته است کمبود منابع و اسناد و تحقیقات وجود دارد و این کشته ها همه حدس و گمان جای اسناد متقن را گرفته چون پس از انقلاب هم هیچ سندی دال بر دخالت ساواک در این قتل ها یا کشته شدن ها وجود ندارد. به نظرم با این فرضیه ها، مطلب کم ارزش شده است.
بهداروند
۱۳۹۴-۱۱-۲۵ ۱۳:۳۷:۳۱
ممکن است عوض شفیانی نامی هم وجود داشته باشد جناب مستوفی/ مطلب خیلی جالب و تامل برانگیزی را نوشته اید
رضا مستوفی
۱۳۹۴-۱۱-۲۰ ۰۲:۰۳:۰۲
باسلام
در ردیف 11 از پاراگراف اول اشتباها بجای نام میرزا علی خان شفیانی (پدر منوچهر شفیانی) از کلانتران ایل سهونی و بزرگ طایفه باورساد اسم دیگری نوشته شده است که کلا وجود خارجی ندارد و احتمالا اشتباه نوشتاری رخ داده است .
اهواز
۱۳۹۴-۱۱-۱۸ ۰۰:۴۲:۱۱
با سلام و عرض خسته نباشید.
مطلب شما عالی بود. با سپاس