جاده ی جهل، شیر سنگی های لُشتر را از پای در آورد
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۱۳
جاده ی جهل، شیر سنگی های لُشتر را از پای در آورد
 


یادداشت/ لهراسب قلی پور لوائی/ سردبیر هفته نامه زاگرس ایران 


اگر به میراث فرهنگی اهمیت نمی دهید دست کم بگذارید «بَرد شیر* » ها (شیر سنگی ها) از دستتان آسوده باشند. 

میراث فرهنگی از هر نوعی که باشد میراث مشترک معنوی همه ی انسان ها ست. این اصل پذیرفته شده، « بَرد شیر» های استان چهارمحال و بختیاری را هم شامل می شود.
گورستان تاریخی لشتر از لحاظ « نماد های آیینیِ برد شیر » ( شیر سنگی ) یکی از مهمترین گورستان های کشور است که ممیزه ی « برد شیر »را به عنوان یک شاخص فرهنگی ویژه ی بختیاری ها تعریف می کند . این گورستان که بین لُشتر یک و دو در منطقه ی تاریخی دیناران از توابع شهرستان اردل واقع است برای مردم منطقه، فرهنگ دوستان ، تاریخ پژوهان و آنان که میراث فرهنگی را؛ میراث مشترک معنوی انسان ها می دانند از اهمیت بسار بالایی برخوردار است.
چنین ویژگی هایی، ضرورت حفاظت از این آرامستان را ـ با برد شیر های بر پای ایستاده ـ دو چندان می کند؛ متأسفانه نداشتن درک عمیق از اهمیت این اماکن تاریخی و جهل فرهنگی موجود سبب شده است تا در این گورستان جاده ای احداث گردد و بخش های قابل ملاحظه ای از قبر ها و شیر سنگی های آن ویران شوند .
 
چنین جهالتی نخستین اقدام ویرانگر علیه مواریث فرهنگی استان نیست، پیش تر آرامگاه حاج ایلخانی (امام قلی خان بختیاری برادر حسین قلی خان و پدر امیر مفخم) در اردل ویران شده بود، و از آن پیش تر نیز، باید به وقایعی اشاره کرد که متأثر از هیجانات تند احساسی، "کاخ قلعه"های سران بختیاری را عامدانه به کام تخریب کشاند. 

متأسفانه به جای مهار این پدیده ی شوم، دامنه ی تخریب تا بدان حد گسترده شد که سال گذشته، از سطح آرامگاه ها و امکان تاریخی بختیاری و ارامنه به ساحت اماکن مذهبی نیز رسید و به انگیزه ی ظاهری بازسازی ـ البته با انگیزه های پنهان دیگر ـ ساختمان تاریخی چهارصد ساله ی امام زاده حمزه علی را تخریب کردند .
نکته قابل تأمل در قضیه آرامگاه لشتر این است که: اواخر بهار امسال؛ مدیر کل محترم میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری با یک گروه حدوداً بیست نفره جهت بررسی مسایل گردشگری آبشار زردلیمه و به قول خود ایشان ایجاد تمهیدات لازم وارد منطقه ی دیناران شده بود، چون مسیر عبورش از همین نقطه بود احتمالا از میان این قبرستان تاریخی که مجموعه ی بزرگ تاریخی برد شیر هایی با قدمت ۴-۵ قرن را در بر می گیرد و یکی از منحصر به فرد ترین محوطه ی تاریخی می باشد گذر کرده اند. 

اگر ایشان و دیگر مسؤلان استانی، جهالت احداث جاده را در آرامستانی که موزه ای از باور های نمادینه ی یک فرهنگ است ندیده باشند و اگر این مدیرکل پس از آن همه ضایعه ی فرهنگی، برد شیر های فرو افتاده و مسیل و آبراه های سیلابی موجود در این گورستان را ندیده و اگر مقامات فرادستی اعتراضات مردم چهار محال و بختیاری را به این بی توجهی ها نادیده بیانگارند؛ در آن صورت احساس تعلق دو جانبه و احساس مسؤلیت دوجانبه ی ملت و دولت چه مفهومی دارد؟! آیا غیر از آن است که میراث فرهنگی از هر نوعی که باشند میراث مشترک معنوی همه ی انسان ها است و وظیفه ی ذاتی دستگاه میراث فرهنگی حفاظت از آنهاست؟ 

در حالی که: « شهرستان اردل با دیرینگی تاریخی زیست بشری یازده هزارساله و وجود ابنیه ها ، قلعه ها ،محوطه ها، بافت ها ، تپه ها و مجموعه های تاریخی و سایر میراث منقول و غیر منقول فرهنگی ، تاریخی و باستانی از کانو ن های بزرگ میراث فرهنگی استان و کشور محسوب می گردد، و نمود های گذار تمدن ها و حکومت های طول تاریخ ایران زمین، از دوره ایلام، الیما، سلوکی، اشکانی، هخامنشی، ساسانی و ...(پیش از اسلام) و دوره اسلامی در پازل جفرافیایی کوچک ـ ولی سرشار از نمونه های آثار میراث فرهنگی مادی و معنوی ـ در این شهرستان بر اهل فن به ویژه باستان شناسان و کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی استان پوشیده نیست. و با امعان نظر به وظیفه ذاتی و رسالت تعریف شده ی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و برنامه ها وابلاغیه های آن در خصوص حفظ و نگهداری در چارچوب سیاست های تعریف شده، تعلل چنین سازمانی در حفاظت از میراث فرهنگی نشانه ی چیست؟ 

آیا قضیه ی گردشگری آبشار زردلیمه و یا لایه های زیرین آن با این محوطه ی تاریخی که هویت معنوی یک قوم و به تبع کشور است اصلا مد نظر مدیریت ایشان بوده است؟
مقصود این نوشتار، گزارش و گوشزد پدیدارهای شوم در محوطه های باستانی، و رخ نمون بی تفاوتی ها در سیاست متولیان این امور است و گرنه دیر زمانی است که مردم مناطقی که میراث معنوی شان دست خوش سود جویی ها شده است از مقامات استانی قطع امید کرده اند. 

گفته می شود شماری از مدیران شهرستان اردل خواهان نجات این گورستان تاریخی به شیوه ی کارشناسی اند و ایجاد نگاه و عمل عدالت محور به تمامی نقاط استان و اهتمام به رسالت تعریف شده سازمانی میراث فرهنگی هستند.

اما از آن روی که : در چنین شهرستان هایی اداره ی میراث فرهنگی تأسیس نشده و یا حتی یک نفر نماینده اداره کل میراث فرهنگی وجود ندارد، و با توجه به اینکه مسؤلیت پذیری و حساسیت مدیران شهرستان نسبت به امور مختلف فرهنگی فراگیر و یا به اندازه ی کافی نیست و با نقیصه و تضاد و تعارضات بین دستگاهی، عدم هماهنگی و عدم استعلام لازم جهت توسعه راهها و دیگر امور سازه ای ؛ به کرات چنین پدیدارهای ناگوار و زنجیر واری را شاهدیم. 

یک روز برای ایجاد یک جاده دسترسی به یک امامزاده در دل جنگل چندین هزار درخت جنگلی کهنسال را قطع می کنند و روز دیگر بقعه ی تاریخی( مربوط به عهد تیموری) امامزاده ی دیگری را با بهانه ی واهی تخریب می کنند؟!
اگر کیان کشوری به قضیه ی تخریب آرامگاه امامزاده حمزه علی، توجه مسئولیت پذیرانه و پاسخ به مطالبات را در اولویت اهتمام قرار می دادند، کمترین باز خورد آن می بایست عزل سهل انگاران می بود.
این شیرهای سنگی که دیرگاهی با ایجاد جاده ی جهل ما، به نیستی تهدید شده اند به تدبیر و شجاعت ما می نگرند. آیا آن قدر درایت داریم و آنقدر مسئولیت پذیر هستیم که آنهارا نجات دهیم؟
با حسن ظن منتظر اقدامات کیان کشوری میراث فرهنگی و حمایت فرهنگ دوستان می مانیم.وقتی قبرستان ها هم از دستِ« دست کاری های» بشر آسایش ندارند چه انتظاری دارید با احداث تونل ویرانگر سبز کوه؛ چشمه های چغاخور را نخشکانند. 

*بردشیر یا شیر سنگی نمادی انتزاعی از شیر است که بختیاری ها با حجاری سنگ، برای پاسداشت دلیری و جوانمردی بر آرامگاه ایلمردان شجاع و جوانمرد برپای می سازند.

کد مطلب: 8466
Share/Save/Bookmark