۱
پرونده؛ بازشناسی آثار منوچهر شفیانی - 02
منوچهر شفیانی و آغازی بر پایان یک ابهام
سه شنبه ۳ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۳۶
 

آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / یادداشت / حمید منجزی*

منوچهر شفیانی (تولد ۱۳۱۹ - وفات ۱۳۴۶) با نگرشی زادبوم گرایانه، شاید بتوان او را سرحلقه جریان روشنفکری به معنایی مدرن در زادگاهش مسجدسلیمان برشمرد. وی ضمن انجام خدمت سربازی به عنوان سپاهی دانش در روستاهای اطراف ایذه تجارب تازه ای را درخصوص داستان نویسی با زمینه های روستایی حاصل نمود. سپس با اتمام خدمت سربازی مدتی را در کلن آلمان سپری نمود اما تاب نیاورده و به ایران بازگشت تا فصل تازه ای از عمرش را در فعالیت های ادبی بگشاید. به همین سبب در ۲۲ سالگی از مسجدسلیمان به تهران رفت و در اندک زمانی با چاپ برخی داستان های کوتاهش به چهره ای شناخته شده تبدیل گردید. محافل ادبی پایتخت وی را ستودند. سردبیری مجله «خوشه» (که پس از او احمد شاملو همین عنوان را به دست آورد) و سپس سردبیری مجله «ترقی» جایگاهی بود که کمتر نصیب جوانی شهرستانی به سن و سال شفیانی می شد اما نبوغ و ظرفیت بالای او چنین مسیری را برایش هموار کرده بود. جدای از آنچه که آمد، شفیانی جوان با بسیاری از مجلات معتبر ایران به ویژه فردوسی حشرونشر داشت. چاپ پاره ای از داستانهای کوتاه و حتی بعضی یادداشت های روشنفکرانه اش در حجم بالایی تا زمان مرگ نابهنگامش جریان داشت. 

با این همه، مرگ رازآلود و بی هنگام این نویسنده جوان در پاییز سال ۴۶ تا به امروز حاشیه عجیب و منحوسی را بر چهره ادبی او تحمیل نموده است. شفیانی در خانه اش بطور مشکوکی می میرد؛ و سپس جنازه منوچهر را به زادگاهش مسجدسلیمان می فرستند تا در قبرستان چهاربیشه کنونی مدفون گردد. با مرگ شفیانی ۲۷ ساله، پرسش های بی پاسخی در باب مرگش شکل گرفت. حتی در همان ماههای اولیه پیروزی انقلاب پرونده مرگ مشکوک او بازگشوده شد لیکن بی هیچ نتیجه ای مختومه گردید. 

بدترین اتفاق ممکن آن بود که چرایی مرگ شفیانی بر آثار و اندیشه های او سایه افکند. تقریباً خیلی ها فراموش کردند که سرحلقه جریان روشنفکری در شهر مسجدسلیمان دارای آثار متعددی بود که می بایست نقد و بررسی شود. حتی همه فراموش کردند که شفیانی جوان دارای اندیشه های سیاسی اجتماعی قابل تاملی بود که در مجلات معتبر روشنفکری دهه چهل منتشر گردیده است.
 
ما امروز با کمی گذشته پژوهی می توانیم دریابیم که منوچهر شفیانی و هوشنگ چالنگی اولین حلقه های روشنفکری و ادبی مدرن مسجدسلیمان بوده اند؛ هوشنگ در شعر و منوچهر در داستان نویسی. و جالب اینکه رفاقت دیرینی با یکدیگر داشتند و حتی در ساعات اولیه آن شب تلخ، همدیگر را در آغوش گرفته بودند و شاید ندانسته همدیگر را وداع گفته بودند. 

در تداوم سبک داستان نویسی مدرن روستایی شفیانی، آثار بهرام حیدری مثل «لالی» و «زنده پاها و مرده پاها» شکل گرفت و در تداوم تجارب شاعرانه چالنگی سبک معروف شعر ناب بود که استمرار یافت. با این تفاوت که شفیانی فراتر از چالنگی دارای اندیشه های شفاف سیاسی نیز بود که در برخی یادداشت های مطبوعاتی اش خطوط آن را روشن می ساخت. 

مقصود اینکه، نسل پس از شفیانی در باب او دچار نوعی ابهام گردیدند؛ ابهامی که تا همین امروز ادامه یافته است؛ ابهام پیرامون شخصیتی که از جهت تاریخی حلقه اول جریان روشنفکری مسجدسلیمان تلقی می شود و بدیهی است که با وجود چنین ابهامی امکان پرداختی روشن و مفهوم گرایانه از شکل گیری و تکوین این جریان سخت ناممکن می نماید. 

با این همه اما بزرگترین اتفاق ادبی سی و چند ساله اخیر مسجدسلیمان پیرامون بازشناسی آثار و اندیشه های منوچهر شفیانی همین حالا روی داده است؛ یک پژوهنده جوان و پرانرژی بختیاری به نام محسن حیدری با هدف بازشناسی آثار ادبی شفیانی پای در راهی سخت و طاقت فرسا نهاد و پس از گذشت سه سال کار فشرده توانست ضمن دستیابی به برخی آرشیوهای دهه چهل همه داستانها و یادداشت های مطبوعاتی و پژوهشهای فولکلوریک شفیانی را بازیابی و سپس در قالب پنج مجلد مجزا تدوین نماید. حیدری با کار ارزشمند و قابل تحسین خود به واقع توانست شفیانی را از پشت غبارهای سنگین ابهام آفرین تاریخی بیرون آورد. او مجموعه پنج جلدی آثار شفیانی را به پنج بخش شناخت فرهنگ بومی، یادداشت های مطبوعاتی و داستان هایی با درون مایه های روستایی، شهری و عاشقانه تفکیک و تدوین نمود. 

با کمی تامل به این دسته بندی هوشمندانه، معلوم می شود شفیانی تنها در زمینه های روستایی داستان سرایی نمی کرده بلکه او در سایر زمینه ها نیز صاحب نظر بوده است. مهمتر از همه، یادداشت های مطبوعاتی اوست که با رویکردی روشنفکرانه و انتقادی نقد و بررسی مسایل روز را مدنظر قرار داده است. 

امید که انتشار مجموعه آثار منوچهر شفیانی زمینه ای فراهم آورد که پژوهشگران و منتقدان ادبی بتوانند برای نخستین بار نقدی کلی و جامع بر کارنامه ادبی او منتشر نمایند. 

من بر این باورم که با روشن شدن زوایای تاریک افکار و اندیشه های شفیانی به عنوان اولین روشنفکر دوران پنجاه ساله اخیر مسجدسلیمان، می توان به یک جمع بندی تحلیلی نسبتاً روشن از تاریخ تحول اندیشه های روشنفکری (به ویژه تحول در زمینه شعر و داستان نویسی) این خطه ادب پرور رسید؛ چیزی که از دهه های گذشته تا کنون پرداخت تاریخی دقیقی نسبت به آن صورت نگرفته است و حالا با همت تحسین برانگیز محسن حیدری جوان ما به امکان انجام آن دست یافته ایم.

* پژوهشگر بختیاری، اهواز

مطلب مرتبط:
- مجموعه آثار منوچهر شفیانی نویسنده بزرگ بختیاری منتشر شد

کد مطلب: 8530
Share/Save/Bookmark
احسان جنت مکان
۱۳۹۵-۰۱-۲۱ ۱۰:۴۵:۴۸
محسن حیدری جوان خوبی از استان ماست