درباره مدیریت استان چهارمحال بختیاری / خطاب به اقبال عباسی استاندار جدید
چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۵۵
عکس: دکتر حسین ابراهمی ناغانی
عکس: دکتر حسین ابراهمی ناغانی
 
دلنوشته ای منقش به تجربیات مکرر دردآور در عدم توسعه یافتگی مدیریت کیفی استان چهارمحال و بختیاری
* دکتر حسین ابراهیمی ناغانی (عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد)

بسمه تعالی
جناب آقای اقبال عباسی
استاندار معزز چهارمحال و بختیاری
عرض ادب و احترام و تبریک و تهنیت به مناسبت انتصاب جنابعالی

نامه و پیغامهای اینچنینی در این چند روز اخیر پیش از تکیه زدن جنابعالی بر مسند استانداری؛ مرسوم و احتمالا ادامه دار خواهد بود. برخی به زبان دلسوزی و برخی به زبان عقده گشایی؛ برخی بر مدار اطلاع رسانی از ساختارهای موجود جهت عادت دادن جنابعالی به رعایت آنها؛ برخی به زبان سیاسی و برخی به زبان فرهنگی و برخی هم به زبان ایهامِ حق و سهم خواهی و خط و نشان کشیدن در لفافه ای از تمجید و مدح. اما این سیاهه که رویکرد اصلی اش منابع انسانی و تلویحا آسیب شناسی علت تعویق ظرفیت سازی از این حیث است را نمیدانم در کدام دسته از این نامه ها طبقه خواهند کرد.

باری به روش مألوف در نظام سیاسی کشور ما خاصه در بیست سال اخیر که کردوکار دو حزب سنتی چپ و راست (اصلاح طلب و اصولگرا)؛ در انتصاب پستهای کلیدی و غیر کلیدی؛ به تلافی قبل (دولت قبلی و پیشین که همیشه بر دیگری سختگیری مفرط روا داشته و انزوا را بر رقیب حاکم کرده است) و بر مدار سنت تقسیم غنایم انتخاباتی که بشدت ساختاربندی شده جبهه خودی را از غیر خودی ها متمایز و روشن کرده است؛ در استانها خاصه چهارمحال و بختیاری سیاست زدگی مفرطی در مدیریت استان حاکم شده که بسیار آسیب زا و تنش آفرین بوده است.

لازم به ذکر است که باید به طور عمومی در همین مجال اعلام کرد که مقصر اصلی پسرفت کشور ما در نظام مدیریتی اش (دولتها) که تاثیر چشمگیری بر نظام خصوصی نیز داشته است؛ بر گردن افرادی است که از دل همین دو حزب بر مسندهای مدیریتی با کردوکاری که در ادامه بدان خواهیم پرداخت؛ برآمده اند. فی الواقع بر گردن افراد و گروه هایی است که از همین دسته بندی ها برآمده اند. البته باید یک روزی این دو جریان قالب (الزاما منظور نگارنده این دو تفکر غالب به معنای ذاتی خود نمی باشد) به مردم ایران به دلیل هدر دادن فرصتها و منابع کشور جواب پس بدهند.

جناب آقای استاندار، آنچه به رسم گذشته و به عنوان یک تهدید ساختاری در استان چهارمحال و بختیاری جنابعالی را تهدید میکند، همین نگاه قشریِ سهم خواهانه ی دلالان انتخابات است. این دلالان که نظام قدرت سیاسی را بخوبی شناسایی کرده اند و قصد رخنه در و تطمیع از این منبع قدرت را دارند، با رصد دقیق شرایط بر روی امواجی که ساخته شعور مردمی و البته روشنفکران بی پول و بی کس جامعه است سوار گشته و با رجوع به مراکز قدرت خاصه در پایتخت و گزارش های نادرست از رنجها و مصائب منت وار کذائی شان و مصادره ی خواست و اراده توده های مردم؛ خود را سردمداران تغییر یا تثبیت جا زده و با احکامی که از مصادر قدرتِ متمرکز پایتخت میگیرند؛ فی الواقع صدایِ تکصدای عناصر سیاسی و حزبی استان می شوند.

البته نگارنده به هیچ وجه منکر مخلصین و دلسوختگان خطی نیست که مویی در آسیاب تفکر حزبی سفید کرده و بی نصیب از رنج تسویه حسابهای حزب غالب نمانده که البته بسیار انگشت شمارند. تاکیدا همین افراد همیشه بازندگان این رقابتهای انتخاباتی هستند و سرشان بی کلاه این غنائم سودمند و نردبانهای ترقی یک شبه است. چرا که به اسم افراطیون که باعث حساسیت زایی رفتارهای رقیب در ادامه کار دولت کریمهِ ی غالب می شوند، باید در حد همان دلسوزان و بزرگان نمادین، در سایه احزاب بمانند. مضافا اینکه این افراد به زعم این حقیر با رویکرد اخلاقی به منش فکری سیاسی مورد نظرشان صادقانه در مسیر توسعه سیاسی و کیفی سازی نظام حزبی زحمت کشیده و از دایره شمول مصادیق این مقاله که نگارنده بعضا با عنوان دلالان انتخاباتی از آنان یاد میکند، به کلی خارج اند.

باری شناسایی این دلالان کاری سهل و ممتنع است. سهل است، از آن بابت که زبان خاصی دارند و دایه مهربان تر از مادرند و چاپلوسی و مجیز از کلامشان سر ریز است. ممتنع است از آن بابت که جنابعالی کمتر به ساختارها و جایگاه و عناوین افراد در این استان شناخت دارید. این دلالان از چپ و راست همان کسانی هستند که محرومیت مکرر و عقب ماندگی همه جانبه این استان زرخیز بر ذمه و گردن ایشان است. و اتفاقا در بسیاری موارد بر محرومیت تعمدی این استان که می تواند منافع همیشگی شان را تامین کند، دامن زده اند. همانهایی که بدون هر گونه دانش تخصصی بر مسندهای مدیریتی استان تکیه زده و به جهت عدم تطبیق دانششان با دانش متخصصین و به چشم نیامدنش، زیردستان نالایق تر از خود اختیار کرده اند. همانهایی که به احتمال زیاد دیوارهای عریض و طویلی پیرامون شما خواهند کشید که نتوانید ورای آن، متخصصین بی کس و کاری که اعتقادی به سهم خواهی ندارند و خالصانه

در مسیر تحقق حق و عدالت در کشور در تمامی عرصه ها مشارکت فعال داشته و تنها جرمشان، نابلدی شانتاژ و لمپنی ست؛ را ببینید و طرف مشورتتان گردند. همانهایی که مدام با استمداد از مراجع قدرت جهت صدور احکام مدیریتی شان، شما را تحت فشار خواهند گذاشت و قدرت تمرکز بر شایسته سالاری و شایسته نگری را از شما خواهند گرفت. همانهایی که وقتی نیک در آدرس و عقبه شان بنگری، به مبادی زر و زوری وصل اند که عمده امتیازات عمرانی و یارانه ای و تولیدی استان به سمت سفره ایشان روانه است و از این منابع در انتخابات خرج کرده و صرف مشارکت ایشان بر مبنای شرط بندی هاست و چون جریان مدنظرشان غالب گردید برای تسویه حسابها پیدایشان میشود.

در سازمانی در همین استان زرخیز بیلان سرمایه گذاری بخش خصوصی و جذب منابع خارج از استان با همه استقبال و خواهان داشتنش، در آنچه ظرفیت اصلی استان چهارمحال و بختیاری می باشد در اداور گذشته نزدیک به صفر است. این روند و ساختاربندی انتصاب و دست یازیدن این دلالان به مسندهای مدیریتی محدود به یک دولت و دو دولت نمی باشد. فرزند فربه ایست که افزون به بیست و پنج سال زالو صفتانه بر تن نحیف این استان و مردمان نیک سرشتش نشسته است.

جناب آقای استاندار، با آگاهی به اینکه خط و مشیء اعتدال که خود حضرتعالی در به ثمر رسیدن آن نقش موثری در استان متبوعتان داشته اید به عنوان جریان قالب که مسئولیت مدیریت دولت بدان ودیعه داده شده است کاملا از حیث ساختار و اصول حزبی (البته در معنای واقعی و تاریخی حزب) برنده انتخابات ریاست جمهوری است و لاجرم دولت متبوع متصدی مدیریت کلان و خرد مملکت است. همچنین در پی این روال انتقال قدرت در نهایت باید پاسخگوی مطالبات کلان مملکت و رهبری نظام به حد اولی باید باشد؛

چند دغدغه ای را از زبان تحصیلکردگان و متخصصانی که شاید کمتر در ساختارهای حزبی نام و نشان دارند ولی دل به امید اعتدال و عدالت گستری و تکثرگرایی دارند و صمیمانه بدنبال خدمت به آب و خاکشان هستند و شوربختانه نظام صلب حزبی اجازه ورود و میدانداری بدیشان را نمی دهند به حضورتان معروض میدارم:

الف) در استان چهارمحال و بختیاری علاوه بر منابع خدادادی که کمتر بهره های آن نصیب خود مردم رنج کشیده استان گشته است؛ نیروی انسانی تحصیلکرده و متخصص با توان و ظرفیت بالا در سویه تصدی پستهای مدیریتی همراستا با آرمانهای دولت حاکم؛ یا اصلا دیده نشده و طرف مشورت مدیریت کلان استان و استانداران پیشین نبوده اند؛ و یا ساختارهای ستادهای انتخاباتی و سهم خواهی سیری ناپذیر ایشان، لایه های متکثری بر نظام فکری حاکم در استان ایجاد کرده که قدرت انتخاب را از استانداران وقت سلب کرده است.

ب) ساختارهای فکری صلب و ناکارآمد به شکل سنتی در این استان عرصه گردانان ستادهای انتخاباتی بوده و عدم اصلاح و ایجاد گفتمان و تحول خواهی در آنها به کلی مترود بوده و لاجرم کارآمدی لازم را برای تغییرات اساسی فکر مدیریتی کلان در استان را در چنته ندارد و چنانچه محور تمامیت خواهانه مشورتی قرار گیرد، راه را بر ورود اندیشه و نیروهای جدید و متخصص به هسته های اتاق فکر استانداری را مسدود خواهد کرد.

ج) استان چهارمحال و بختیاری به لحاظ بهره مندی از تکثر اقوام، بسیار گوناگون بوده و جغرافیای زیست ایشان و تبعیض در توزیع ناعادلانه ثروت نشان از آن دارد که مدیران سابق گروهی و طبقه بندی شده با همپوشانی لازم در جهت مصادره تمامیت نگاه مرکز و قدرت متمرکز استان در منطقه خویش می بوده و هستند و این روال ساختاری می تواند به شدت موجب بروز تنشهای اجتماعی در آتی گردد.

د) اگر دولت اعتدال در صدد جذب نیروهای فکری و متخصص جوان می باشد؛ باید شهامت لازم را برای بازگذاشتن ورودیهای قدرت جهت جذب ایشان را داشته باشد. یادمان نرود که برندگان واقعی انتخابات ریاست جمهوری و استقرار دولتها؛ مردم و آحادی هستند که جریان سازی را موجب میشوند و عمده ساختارهای حزبی خصوصا هسته های مرکزی آنها سالیان سال است که ارتباط خویش را با عامه مردم خاصه قشر روشنفکر و تحصیلکرده قطع کرده و تمامیت خواهانه صرفا و صرفا در جهت مصادره این ظرفیت عظیم هستند. هر چند در گذشته اثبات شده است که هیچکدام از احزاب سنتی به دلیل همین نگاه قالب که معروض داشته ام، نتوانست آحاد مردم را متمرکز و تثبیت شده با آرمانهای خود همراه کند و نقش تالیفی خاصی در این روالِ تثبیت نداشته اند. این روند می تواند مجددا در دوره مدیریت شما در استان چهارمحال و بختیاری با عطف توجه به خوابهایی که انتخاباتچیان دیده اند، حاکم گردد که امعان نظر جنابعالی بدان می تواند در راستای اصلاح و تجدید ظرفیت این دیدگاه کلان عدالت و اعتدال موثر باشد.

هـ ) از بزرگترین ضعفهای مدیریت کلان استان البته منطبق با تحلیلی که پیشتر در سطور بالا ارائه شده است محصول همین ساختار و دسته بندی های سیاسی و حزبی بوده و لاجرم خود را بر استانداران بومی و غیر بومی تحمیل کرده است؛ که موجب شده است ناموفق ترین استان در تولید و صدور مدیران کشوری باشد. این برترین سرمایه های هر استانی در نهایت برای چانه زنی های لازم در پایتخت برای جذب منابع جهت توسعه استان، در هر استانی به شکل ویژه پیگیری می شود. استان ما از این حیث نیازمند یک بازنگری اساسی در آموزش و رشد و توسعه منابع انسانی است که مدیریت کلان اجرایی آن می تواند در سمت و سو دهی بدان نقش بسزایی داشته باشد.

استاندار محترم چهارمحال و بختیاری؛ اینک که جنابعالی به عنوان نماینده عالی دولت اعتدال گرا در استان چهارمحال و بختیاری منصوب گردیده اید که در شعار مرکزی خود تکثرگرایی و تحکیم گفتمان شایسته سالاری را چاشنی اصلی گفتمان سیاسی و اجتماعی خود کرده است؛ انتظار می رود، ساختار بندی صلب و تمامیت خواه نظام حزبی و ستادی انتخاباتی غالب را که فرصت بهتر دیده شدن منابع عظیم انسانی و متخصص استان را همیشه به محاق برده است و میدانداری را از نیروهای تحصیلکرده و دلسوز استان گرفته است؛ به کناری زده و در اولین فرصت با گفتگو با آحاد مردم و بدون پیش فرضهایی که ممکن است به توسط گروهی خاص به جنابعالی تحمیل شود؛ فرصت عرض اندام تمامی گروه های اجتماعی خاصه متخصصین بی جایگاه در ساختار بندی های حزبی مرسوم و سنتی و به تعبیری دیگر یا فاقد جایگاه در ستادهای انتخاباتی غالب؛ بدهید و با مشورت گرفتن از نیروهایی که تمامیت ظرفیت انسانی استان را برای شما آشکاره می سازد، خالی الذهن به ارزیابی و رصد این ظرفیتها بپردازید و وزن تخصصی و توان مدیریتی افراد و گروه ها را تخمین زده و در سطوح مختلف بکار گیرید.

نگارنده این سطور بدون هر گونه حصارافکنی و تمامیت خواهی قومیتی، در خاتمه ناگزیر از گفتن احساسی نوستالژیک و تاریخی معروض میدارد که در سپیده دمان این قرن پر چالش تاریخ ایران زمین، زمانی که سرداران آزادی خواه بختیاری (سردار اسعد ها) (که از همین استان چهارمحال و بختیاری بیرق آزادی خواهی و سربداری برداشته بودند) با سرداران آذری تبار (ستار خان و باقر خان)؛ درخت تنومند آزادی خواهی را با عَلَم مشروعیت دین مبین اسلام در فراز تاریخ دموکراسی و مشروطه خواهی آبیاری کردند؛ دلمشغول و امیدوار به تکرار روندهای تاریخ؛ به افق های روشنی می اندیشد که دست در دست جنابتان به عنوان میراث دار سرداران آذری و فرزندان این دیار به عنوان میراث داران سرداران بختیاری در کنار سایر فرزندان خلف قومیتها و گروه های اجتماعی این استان زرخیز؛ دل به فرداهای روشن گرم داشته و توسعه های ترقی خواهانه را به انتظار نشسته ایم. این نوستالژی تاریخی می تواند به دست توانمند جنابعالی و یاریگیری فرزندان خلف و راستین متعهد این دیار به شرط روشن بینی و وسعت نظر در قواعد مدیریتی تان که بارقه های آنرا سراغ گرفته ایم؛ رقم بخورد. ان شاء الله
کد مطلب: 8540
Share/Save/Bookmark